سال 1397
ـ اعضای شورای ارزشیابی و نظارت جلسه ای با مدیر کل هنرهای نمایشی آقای شهرام کرمی داشتیم. مطالب خوبی مطرح شد و حمایت بی چون و چرای اقای کرمی از اقای محسن امیری رئیس شورای ارزشیابی و نظارت برجسته ترین نکته این جلسه بود.
ـ بیست و نهم تا سی و یکم فروردین مشغول داوری بخش نقالی و پرده خوانی سی و ششمین جشنواره هنرهای نمایشی آموزش و پرورش استان تهران به همراهی محمود فرهنگ و مجید اشتیاقی بودم. ارزیابی نیروهای جوان ان هم در عرصه هنر آئینی و سنتی شور و حال غریبی داشت. چندین چهره برجسته و مستعد نیز وجود دارند که امید به آینده را مضاعف میکنند.
ـ ملاقات کوتاه یکساعته با نیلی در باغ رستوران فرحزاد در حال خوردن دیزی داشتم. حالم کمی بهتر شد زیرا پیشنهاد همکاری با انجمن هنرهای نمایشی را با مدیریت ایشان داد با وجود اینکه من قبلا در سمت مدیر عامل انجمن بودم و این به نظر برخی دور از ذهن باشد که بعنوان قائم مقام ورود پیدا کنم ولی چون احساس تکلیف میکردم و در دوره خودم نتوانسته بودم انطور که باید ایده هایم را به اجرا بگذارم پذیرفتم. لذا مسایل اساسی بسیاری در حوزه تئاتر شهرستان مطرح و برنامه های ارزشمندی پیش بینی شد. مانند فعال نمودن گروه های شهرستانی/ پایش تئاتر در سطح بین المللی/ پایش فرم های بازخوانی و بازبینی (کنترل و نظارت)/ اجرای نمایش شب دهم توسط حسن فتحی/ اجرای نمایش ملی انقلاب اسلامی
پیشنهادات من: ارزیابی و سطح بندی گروه های نمایشی به ارشد/حرفه ای/نیمه حرفه ای/ تجربی و آماتور
طرح آموزش و ارتقای سطح گروه ها
تشکل های هرمی بین گروههای تئاتری
سفرهای استانی و جلسات گفت و شنود با هنرمندان
مشارک در برنامه تعزیه جم
توسعه فعالیت صاحبدلان
جلسات فصلی با مدیران اسبق انجمن
تعریف و تبیین وظائف انجمن و امور استانها
و اینکه ارتباط اداری و سیستماتیک واحدهای زیر مجموعه انجمن مانند انتشارات/ سالن ها/ سایت/ کانونهای تخصصی تئاتر و دبیرخانه نیاز به اصلاح دارد. و باید تحت مدیریت انجمن و نظارت اداره کل انجام وظیفه نمایند. و مهمترین پیشنهادم این بود که قبل از انکه قول و قراری با من بگذارد هماهنگی های لازم را با شهرام کرمی و جواد مستخدمی داشته باشد. اما وی اصرار داشت که تصمیمش قطعی است و نیاز به حضور مستمر من در انجمن دارد.
ـ در مراسم اختتامیه جشنواره میثاق سازمان عقیدتی سیاسی ارتش شرکت کردم. درد آور است سازمانی که سی سال برایش کار کردم و سالها مدیریت هنری سازمان را برعهده داشتم برای داوری جشنواره اش از افراد دیگری استفاده می کند از کسانی که شناختی از شرایط کار هنری در ارتش را ندارند و بعضا تجربه داوری و ارزشیابی کمتری از من دارند. یا در بخش تجلیل این همه هنرمند صاحب نام که برخی در ارزوی درک سازمان از هنرشان از این دنیا رفته اند مانند ناصر فروغ، رضا حافظی و . . یا هنرمندان نام اشنا همچون عباس محبی ولی از استاد علی نصیریان تجلیل میشود در حالی که این وظیفه سازمان عقیدتی سیاسی ارتش نیست. به کی باید گفت و از کی باید پرسید چرا ؟؟؟؟؟
ـ آقای حمید نیلی بعنوان مدیر عامل انجمن هنرهای نمایشی ایران معرفی شد. ضمن اینکه خانم پریسا مقتدی مدیریت تالار سنگلج و اقای حسین موذن مدیریت تالار هنر را متقبل شدند.
ـ به اصرار ملاقاتی با حمید نیلی در انجمن داشتم اولین سوالم پیرامون توصیه ای بود که قبلا کرده بودم و او با اطمینان خاطر گفت که قصد دارد در حوزه تئاتر شهرستانها و مدیریت انجمن استانها و نمایندگی های شهرستانی را به من بسپارد لذا درباره توجه ویژه به شهرستانها و همراه کردن انجمن های نمایش استانها همچنین شناسایی گروه های توانمند و کار بلد در سراسر کشور و حمایت و پشتیبانی از گروههایی که در موضوعات اعلام شده فعال میشوند حتی اعزام گروه شهرستانی به خارج از کشور و تلاش در جهت حضور پر رنگ گروه های شهرستانی در جشنواره بین المللی تئاتر فجر صحبت و تبادل نظر کردیم و بنا شد پرتال شهرستانها که در اختیار اقای گله دار زاده است در اختیار من قرار گیرد. پیشنهاد کردم که دفتری در ساختمان خیابان مرجان (هانری کوربن) برایم در نظر گرفته شود. اما اقای نیلی اصرار دارند که در انجمن و نزدیک ایشان باشم چرا که بنا دارند برخی امور را به من ارجاع دهند و مسافت مانع تسریع در مکاتبات خواهد بود. تصمیم گرفتم چند روزی نروم و عمدا پیگیری نکردم تا فرصت تصمیم گیری بیشتری به اقای نیلی داده باشم.
ـ پس چندین ماه حسین راضی از شورای نظارت تماس گرفت و پیگیر دلیل عدم همکاری من با شورا بود گفتم که از جانب شورا بوده و چندین ماه است که برای ارزشیابی و نظارت بر نمایش تماسی با من نمیگیرند. بعد از انکه از من قول ادامه همکاری را گرفت در بین حرفهایش طوری بیان کرد که گویا آقای نیلی توصیه ای کرده است لذا بلافاصله از محسن امیری رئیس شورای ارزشیابی و نظارت بر نمایش جویا شدم و با وجود انکار ایشون بر این موضوع و رفع سوء تفاهم تذکر لازم را در این خصوص به آقای نیلی دادم که مبادا روزی توصیه ای برای همکاری من با جایی را بنماید.
ـ بازبینی نمایش تو مشغول مردنت بودی نوشته کامران شهلایی و کار مژگان خالقی
ـ سری به انجمن زدم و نشستی با مستخدمی که حالا به نظر میرسد همه کاره انجمن است داشتم و گفت که باید بعنوان مسئول شهرستانها انتخابات استانها را نیز من برگزار کنم و چون این فرصت خوبی برای ایجاد ارتباط با هنرمندان شهرستانی بود لذا پذیرفتم.
ـ اولین روز حضور رسمی در انجمن و میهمان مراسم افطاری انجمن بودم چندین مورد را که حدس میزدم ممکن است حاشیه ایجاد کند به نیلی متذکر شدم از جمله عنوان و کاری که باید انجام بدهم و بویژه حضور در انجمن که قطعا در اینده حرف و حدیث خواهد داشت. اما آقای نیلی اصرار دارد که بدون توجه به حواشی فعالیت آغاز شود.
ـ اولین جلسه هماهنگی جهت برگزاری همایش روسای انجمن در عسلویه با حضور آقایان وحید لک، پرتویان، مستخدمی، محراب محمدزاده و امیرکلاته در دفتر انجمن تشکیل شد. و پیرامون برنامه های همایش بحث و تبادل نظر شد هدف اصلی این برنامه استفاده از امکانات مالی و اعتباری در سطح استانها و تبدیل گروه های نمایشی به گروههای استارت اپی است لذا لازم است.
1ـ مسئولین انجمن ها توجیه شوند
2ـ افراد واجد شرایط برای تهیه و تولید و جذب سرمایه معرفی گردند
3ـ اموزش های بازاریابی از طریق کارگاههای عملی و تئوری داده شود
4ـ آئین نامه و دستورالعمل چگونگی جذب سرمایه و گردش مالی تدوین شود
موضوعات برای سخنرانی و پژوهش:
1ـ وضعیت کنونی اقتصاد تئاتر ایران
2ـ روش های بازاریابی و جذب سرمایه در تئاتر
3ـ شناخت ظرفیت های استانی
4ـ چگونگی کسب و کار تئاتری
5ـ فعالیت های رسانه ای در حوزه تئاتر
و قرار شد تهیه فهرست اسامی مدعوین و تعیین تاریخ دقیق برگزاری همچنین فهرست برنامه ها توسط من تبیین شود.
ـ تماشای نمایش چشم اندازی در مه نوشته و کار ابوالقاسم معارفی در تماشاخانه شانو که یاد آور روزهای بسیار دور از همکاری من با آقای معارفی و اولین حضورم در صحنه تئاتر در نمایش فردوسی در سوم بهمن سال 1349 بود. نمایش چشم اندازی در مه با شاخصه های واقعگرایانه که بدلیل کمبود فضا متاسفانه از دکور مناسب استفاده نمی شود و همین بنوعی به اجرا لطمه می زند.بازیها بطور نسبی ضعیف و فاقد حس و حال فضای نمایش است استاد معارفی در مضامین چهار دهه قبل قرار دارد و سعی او برای به روز کردن نمایش بی اثر مانده است.
ـ اختتامیه جشنواره صاحبدلان برگزار شد که به همراه دکتر احمد جولائی در گروه اهدای جوائز حضور داشتم.
در طول این سالها محبت های پراکنده محمود فرهنگ همچنان شامل حال من می شود هرجا که دسترسی به شخصیت های بنام نداشته باشد مرا بازی می دهد و من میدانم اما . .
ـ بازبینی نمایش یک روز تابستانی نوشته مروژک بکارگردانی پارسا پیروزفر در سالن ناظرزاده ایرانشهر به همراهی آقایان احمد زاده/ ایوبی و سید جواد طاهری ـ در پارک یک ادم موفق و یک ادم نا موفق تصمیم به خودکشی گرفته اند زنی وارد می شود و مسیر زندگی انها تغییر می کند. = متن از اجرا جلوتر است و علرغم طنزی که در نمایش وجود دارد تمپوی نمایش کند و فضا بسیار سنگین است.
ـ تغییراتی در رفتار آقای نیلی بوجود امده قرار بود برای شرکت در روز تئاتر دماوند با هم به این شهرستان برویم اما خیلی نرم و زیر پوستی مرا دست به سر کرد زمزمه هایی از آنچه پیش بینی میکردم شنیدم اینکه حمزه زاده در انجمن چرا حضور دارد؟ یا کارهای انجمن را حمزه زاده انجام می دهد و نیلی کاره ای نیست و از این دست گفتگوها که من همه را قبلا پیش بینی کرده به اقای نیلی گفته بودم.
ـ به اتفاق اقایان نیلی، مستخدمی و شاه محمدزاده در مراسم انتخابات انجمن هنرهای نمایشی آذربایجان شرقی در تبریز شرکت کردیم دیداری با دوست قدیمی بهروز صمدی در تبریز داشتم و فضای رقابتی بسیار بدی بین 38 گروه نمایشی ثبت شده و حضور 212 نفر از هنرمندان تئاتر استان حاکم بود و نظر مرا در مورد انتخاباتی کردن انجمن ها عوض کرد. دو آفت بزرگ در این وضعیت وجود دارد:
1ـ اینکه کسانی فردی را بعنوان مسئول انجمن استان انتخاب میکنند مطالباتی دارند که بیشتر انها در حیطه مسئولیت رئیس انجمن استان نیست.
2ـ اینکه به طبع همین اتفاق فرد منتخب توسط هنرمندان کمتر با انجمن هنرهای نمایشی کشور هماهنگ است زیرا همواره در صدد تامین نظرات هنرمندان است تا تامین وظائف انجمن.
ـ باز داستان زیر اب زنی گروه یا باند حاکم بر اداره کل هنرهای نمایشی خود را با طرح این سوال که حمزه زاده در انتخابات تبریز چرا حضور داشت نشان داد.
ـ انتخابات مشهد را بخاطر زیارتش اصرار کردم بروم و سعادتی بود که نصیبم شد دیگر مابقی را نخواهم رفت. زیرا ظاهرا تلاش دوستان موثر واقع شده و اقای نیلی بدون اطلاع من از اقای مستخدمی خواسته بود که بلیط مشهد مرا کنسل کنند. به همین خاطر همسفر نبودیم و بطور جداگانه به پابوسی امام هشتم عازم شدیم.
ـ خبر در گذشت اصغر شریف زاده ضربه روحی بدی بعد از سید داوود گرفمی بود این روزها درست انهایی که فکرشان را نمی کنی از دست میروند. وی را از سال 1365 و از گروه تئاتر بوشهر و اجرای نمایش تلنگر سلیم می شناختم و در این سالها کارهای متعددی با هم تجربه کرده بودیم از جمله نمایش شب توصیف سحر و در گذر باد که پایان نامه کارشناسی من بود. بازی درخشان او در نمایش لانه و هاپو خان بکارگردانی مرحوم ناصر فروغ فراموش نشدنی است.
ـ نشست موسسه هنرمندان پیشکسوت و جشن متولدین تیر در سالن همایش های پارسه و اینبار با حضور همه اعضای موسسه و میهمانان ویژه دولتی از جمله معاون رئیس جمهور آقای نوبخت برگزار شد.
ـ وارد انجمن که شدم جابجایی یکی از کارکنان و اشغال میزی که من معمولا در این ایام پشت ان می نشستم توجهم را جلب کرد به روی خودم نیاوردم و روی میز کنفرانس بساط پهن کردم حال بدی داشتم تا ظهر تحمل کردم بعد از مستخدمی خواستم که در اتاق حسابداری میز خالی را استفاده کنم او هم بلافاصله پذیرفت. بالاخره اقای نیلی به حرف امد که در ساختمان مرجان بدنبال اماده کردن جایی برای من است یاد اور شدم که من قبلا این روزها را پیش بینی کرده بودم. و او اقرار کرد از وی خواسته اند تا با من بصورت چراغ خاموش همکاری نماید.!!!!!! ـ وارد انجمن که شدم آقای مستخدمی پرسید اقای نیلی باهات صحبت کرد؟ گفتم نه در چه موردی؟ گفت پنجشنبه از من خواسته تا برای امروز ترتیبی اتخاذ کنم که شما در ساختمان مرجان مستقر شوید من هم با اقای فرهنگ صحبت کردم شما در اتاق ایشان باشید از این اتفاق و برخورد با توجه به نوع لحن و گفتار جواد مستخدمی به حدی احساس حقارت و کوچکی کردم که طاقت ماندن در انجمن را نداشتم بلافاصله وسایلم را برداشتم و پیاده تا ساختمان مرجان واقع در خیابان هانری کوربن در نزدیکی تئاتر شهر رفتم برخورد فرهنگ و استقبالش بسیار خوب بود ساعتی را بودم و تاب نیاوردم و محل را ترک کردم.
بازبینی نمایش مسافران نوشته و کار محمد رحمانیان در سالن سمندریان مجموعه ایرانشهر به اتفاق آقایان سعید نجفیان و کورش زارعی.
ـ به خواست اقای نیلی در جلسه نشست روسای انجمن هنرهای نمایشی کشور شرکت کردم بنا شد در حوزه استعداد یابی هنرمندان تئاتر فعالیت کنم و فهرستی از فعالان حوزه تئاتر ارزشی تهیه نمایم.
ـ بازبینی نمایش همه دختران امیر کبیر نوشته و کار سید علی تدین در تالار حافظ به اتفاق آقایان هیهاوند و خسرویان = به اتفاق آرا مردود شد زیرا داستان درباره تجاوز سربازان عراقی به یک گروه از اسرای ایرانی می شود که شامل مدیر مدرسه و تعدادی دختر محصل است. نویسنده و کارگردان اصرار دارد تا واقعیت های جنگ گفته شود اما دلیل قانع کننده ای برای این الزام ندارد. لذا به نظر گروه بازبینی با توجه به شرایط اجتماعی و سیاسی فعلی بین دو کشور ایران و عراق باز آفرینی این اتفاقات به مصلحت نیست. اما برابر اوامر اقای کرمی بنا شد موارد اصلاحی داده شود که من نپذیرفتم چرا که به نظر من زیربنای فکری نویسنده و دغدغه های کارگردان دچار مشکل است.
ـ جلسه شورای ارزشیابی و نظارت = مباحث بسیاری توسط کارشناسان مطرح شد اما همچون گذشته هیچ خروجی عملی نداشت مدتهاست که فقط حرف زده میشود در عمل خلاف گفته ها اتفاق می افتد می گویند کارهای بی کیفیت مردود شود ما حمایت می کنیم ، اما . . . . به هر حال خط و مشی اعلام شده از سوی اقای محسن امیری:
روند پیشنهاد متن ـ بازبینی و اجرای نمایش بایستی قانونمند شود/ 1ـ در بازخوانی متن از عنوان تا تحلیل اثر مکتوب پیش برویم/2ـ صورتجلسات بازخوانی و بازبینی ارزش حقوقی دارد/3ـ آثار ترجمه بیشتر مورد توجه قرار گیرد تا ترویج اندیشه های مارکسیستی و سوسیالیستی و سکولاریسم نباشد/ 4ـ بررسی کنید هدف کارگردان و دغدغه او از اجرای نمایش چیست/ 5ـ از اول شهریور آثار فقط در محل اجرا بازبینی خواهد شد و حضور مدیر سالن یا نماینده تام الاختیار وی در جلسه بازبینی الزامی است/ جایگاه خود را ارتقاء داده و مسائل فقهی و اجتماعی را مطالعه کنید/ موارد نظارتی را سخت گیری کنید مانند پوشش و آرایش بانوان ـ رقص ـ تکخوانی ـ ترانه خوانی و بازخوانی ترانه خوانندگان قبل از انفلاب ـ سرو مشروب ـ موارد سکس و اروتیک ـ کمرنگ کردن اعتقادات مذهبی ـ نام بردن و نشان دادن مواد مخدر ـ ترویج نا امیدی ـ هتک حرمت ادیان و قومیت ها ـ فحش و الفاظ رکیک و دور از ادب و اخلاق ـ و سفارش اخر اینکه بازبین های محترم ملزم هستند که آثاری را که بازبینی نموده اند حین اجرا نیز دیده و موارد را گزارش دهند.
ـ بازبینی نمایش هفت خبیث نوشته و کار مهیار کولیوند در تئاتر شانو به اتفاق آقایان ملکوتی و ایوبی ـ نمایش در قالب موسیقی و حرکت به هفت گناه نا بخشودنی از انسان تنبلی، شکم بارگی، غرور، هوس، حسادت، قدرت و خشم می پردازد = چند پیشنهاد اجرایی مانند کم کردن فاصله صحنه ها و چگونگی استفاده از نوارهای نمادین هریک از گناه ها داده شد.
ـ هنر سینما تئاتر و خانواده بازیگری ایران آقای بازیگر، عزت ا.. انتظامی را از دست داد. او متولد 31 خرداد 1303 در تهران و فارغ التحصیل کارشناسی دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود. فعالیت های هنری خود را از هانوفر آلمان با گذراندن دوره های بازیگری در تئاتر شروع کرد، سپس در قامت کارگردان نیز ظاهر شد اولین تجربه او جلوی دوربین در سال 1328 با فیلم واریته بهاری بود و بازی در فیلم گاو در نقش مش حسن در سال 1348 نقطه عطفی در تاریخ بازیگری سینمای ایران ایجاد کرد استاد انتظامی در قبل از انقلاب کارمند وزارت بهداری بود استاد انتظامی سالها بود به علت کهولت سن و انواع بیماری از کلیه، کبد، مغز، سرانجام 4 بامداد روزجمعه 26 مرداد دار فانی را وداع گفت وی پیشکسوت و مورد احترام همه هنرمندان سینما تئاتر بود. یادش گرامی و روحش شاد.
ـ بازخوانی نمایش اگر شبی از شب های تهران مسافری نوشته علی شمس
ـ بازبینی نمایش کولاک نوشته و کار سجاد تابش در سالن پالیز به اتفاق اقای ملکوتی ـ اعضای گروه نمایش در حال تمرین هستند که بازیگر چهره و شناخته شده گروه رفتار نا مناسبی با بقیه دارد کلمات ناشایست و رفتارهای خارج از عرف و ادب در نمایش بسیار بود ولی از انجاییکه نمایش نیمه کاره اجرا و بخش پایانی ان روخوانی شد نیاز به بازبینی مجدد دارد.
ـ حضورم در دفتر آقای فرهنگ موجب شد تا در هیات بازبینی آثار شرکت کننده در هشتمین جشنواره صاحبدلان یا همایش از عاشورا تا اربعین عضویت داشته باشم.از جمله بازخوانی یازده عنوان از نمایش های پیشنهادی برای شرکت در این همایش = درعاشورا/ زعفر/ معراج/ شاید بارون بباره/ هیهات/ هنگامه ای که آسمان شکافت/ سوگنامه/ حیاط خلوت/ دورهمی/ حاشیه دوزی پرچم شیر و خورشید/ آژیرک های قرمز
ـ بازبینی نمایش سوء تفاهم نوشته و کار پارسا محمد زاده در سالن ارغنون به اتفاق طیران و سعید داخ ـ اجرایی بسیار ضعیف را شاهد بودیم و می توان گفت که گفتار نمایشی از حفظ خوانده شد بدون هرگونه حس و فضای نمایشی دریغ از یک تعیین حرکت ، در کل کارگردان هیچ تفسیری از متن ندارد.
ـ بازبینی نمایش اگر شبی از شب های تهران مسافری نوشته علی شمس بکارگردانی سعید معتظمی به اتفاق هادی حوری و سعید نجفیان ـ بازخوانی این متن را انجام داده بودم لذا متن از اجرا بسیار قوی تر بود کمدی کلامی شکل نمی گرفت و ضعف کارگردانی لحظات طنز و کمدی نمایش را بی رنگ کرده بود.
ـ بازبینی مجدد نمایش همه دختران امیر کبیر نوشته و کار سید علی تدین صدوقی در طبقه هفتم تالار وحدت به اتفاق سعید نجفیان و هیهاوند ـ مواردی از سوی اقای هیهاوند به گروه داده شده بود و تغییراتی هم در شکل داستان ایجاد کرده بودند اما محتوای داستان تغییری نداشت و مورد توجه سعید نجفیان که برای اولین بار نمایش را می دید قرار گرفت و باز در جمع بندی نظرات اجرای نمایش در اولویت قرار نگرفت. ( ولی مثل روز برای من روشن است که این نمایش اجرا خواهد شد چون مدیریت تئاتر اینگونه می خواهد)
ـ بازخوانی نمایش گزارش یک میهمانی برایم داستان شد. امیری رییس شورای نظارت زنگ زد و در خواست کرد تا متن مذکور را که توسط شخصی برایم می فرستد سریع مطالعه کرده نظر خود را اعلام کنم. متن رسید مطالعه کرده و نظر خود را مبنی بر غیر قابل اجرا بودن نمایش اعلام نمودم. بدلیل پردازش شخصیت یکی از خوانندگان لس انجلسی قبل از انقلاب (شهرام شب پره) و در کل پرداختن به موضوعات غیر فرهنگ رایج نظام اسلامی از نظر من غیر قابل اجرا بود. غافل از اینکه نفر آورنده متن خود نویسنده و کارگردان و از عوامل موسسه هنرمندان پیشکسوت بوده است . به محض اعلام نظر سید عباس عظیمی مدیر عامل موسسه و چند تن از همکاران به منظور تجدید نظر تماس گرفتند ولی واقعا موارد غیر قابل اغماض بود لذا برخی از من دلخور شدند تازه متوجه شدم که نمایش همین امروز اجرا دارد. تا پایان وقت اداری کشمکش ادامه داشت و بالاخره اقای شهرام کرمی رای به اجرای نمایش گرفت. این اتفاق تازه ای در شورای ارزشیابی و نظارت نیست.
( چند روز بعد شنیدم که اقای کرمی شخصا نمایش را دیده است و دستور توقف اجرای ان را صادر نموده و طی پیامی از طریق اقای امیری از تصمیم خود مبنی بر نادیده گرفتن نظر کارشناسی من اظهار پشیمانی نموده و از ارائه نظر صریح و اصرار در اجرای ان توسط من تشکر و قدردانی نموده است)
ـ بازبینی حین اجرای نمایش مالدیو زودتر غرق می شود در تئاتر شانو هیچ گونه مشکلی در شکل و محتوا نبود.
ـ بازخوانی نمایش پای در جاده نوشته بهاره رهنما و نمایش خانه پدری نوشته نوشین تبریزی
ـ بازبینی نمایش سالی که دوبار پائیز شد نوشته وکار لیلی عاج درتماشاخانه باران به اتفاق اقایان ملکوتی و خسرویان.
ـ بازبینی نمایش حسام گمشده در چهارم آذر (آوانتاژ) نوشته و کامران شهلایی بکارگردانی محمد لارتی در تالار حافظ به همراه سعید نجفیان و خورشید باختری ـ روایت روزی است که عراق حمله گسترده ای به اندیمشک دارد و حسام در این بمباران در زمین فوتبال کنار میدان راه آهن نا پدید می شود.
ـ بازبینی نمایش ازدواج اقای می سی سی پی نوشته دورنمات بکارگردانی فلاحت پیشه در سالن اصلی تئاتر شهر به اتفاق اقایان سعید نجفیان و زینلی از نظر من علاوه بر موارد نظارتی (تظاهر به شرابخواری/ تک خوانی خانم/ مملو از روابط نامشروع / فاحشه خانه ) که دارد مناسب اجرا در ایام محرم و صفر نیست .
اول مهر شایلی و پارمین وارد مدرسه ابتدائی شدند. ارزوی موفقیت همچون پدر و مادرشان که همواره مایه افتخار بودند دارم.
ـ جلسه ای با اقای محسن امیری رئیس شورای ارزشیابی و نظارت بر نمایش داشتم که پیشنهاد مدیریت بخش تئاتر آزاد را داشتند و من بدلیل اتفاقات گذشته و رها شدن پروژه در نیمه راه نپذیرفتم حدود ساعت یک زنگ زد که به اتفاق نزد اقای شهرام کرمی مدیر کل هنرهای نمایشی برویم که من باز نپذیرفتم و امیری دلخور تلفن را قطع کرد.
ـ بازبینی نمایش به آسمان نگاه کن نوشته محمود فرهنگ بکارگردانی شهاب راحله در پلاتوی شماره 2 تئاتر شهر به اتفاق دکتر وفاداری و مسلم قاسمی ـ موضوع سرگشتگی انسان در دنیای امروز و غفلت از خالق است و در قالب موسیقی و حرکت اجرا می شود چیز زیادی نمی شود گفت زیرا نوشته متعلق به آقای فرهنگ است که خود را برتر از همه در زمینه تئاتر دینی می داند و بنوعی اعمال نفوذ دارد. به لحاظ اجرایی مواردی به کارگردان گفته شد تا شاید اجرایی قوی تر ضعف های نوشته را بپوشاند.
ـ بازبینی نمایش بینوایان نوشته ویکتور هوگو بکارگردانی حسین پارسایی در هتل اسپیناس پالاس به اتفاق دکتر وفاداری و سعید نجفیان ـ در قصه مواردی از جمله تن فروشی بخاطر ضعف اقتصادی، تاکید بر فاحشگی و هرزگی، تظاهر به شرابخواری و بی بند باری در صحنه کافه تناردیه وچود دارد. ولی خوب یکی از آثار کلاسیک ادبیات نمایشی محسوب میشود . و تنها باید در تعدیل این اتفاقات بخاطر حفظ حرمت های اجتماعی در نظام چمهوری اسلامی کوشید از طرفی حسین پارسایی خود سالها مدیرکل هنرهای نمایشی ایران بوده و بایدها و نبایدها را بخوبی می شناسد و دانسته دست به اجرای این نمایش به قول امروزی ها لاکچری زده است. مذاکره مفصلی با کارگردان داشتیم. و موارد بحث و بررسی شد.
ـ جلسه دیگری با محسن امیری داشتم و دلایل خود را برای نپذیرفتن مسئولیت در تئاتر آزاد را تشریح کردم و مورد تائید او قرار گرفت البته فکر میکنم نظر شهرام کرمی هم همین بوده و دلیل زیر بار رفتن امیری بیشتر عدم پشتیبانی از سمت ایشون برای این پیشنهاد بود.
ـ تماشای نمایش از سیاهی تا رهایی نوشته مهدی مقیمی بکارگردانی رضا تقی نژاد در شهرستان ساوه ( اجرایی متفاوت از تعزیه در قالب نمایش صحنه ای و نگاهی تئاتری با اضافه کردن شخصیت های حاشیه ای و صحنه ای از روز قیامت و شفاعت حضرت زهرا س که نشاندهنده دیدگاهی تحلیلی بر نمایش است.
بقدری اجرا و روابط تک تک اعضای گروه برایم جالب و قابل قبول بود که برای اولین بار مطلبی برایش نوشتم که در سایت ایران تئاتر منتشر شد:
یادداشت محمد حمزه زاده بر نمایش «در عاشورا» اجراشده در «تئاتر صاحبدلان» ( سایت ایران تئاتر)
اجرای مجلس تعزیه با کارگردانی تئاتر
پیتر بروک کارگردان نوآور تئاتر انگلیس که با بدعت و تأثیرگذاری بر تئاتر معاصر و با بهکارگیری عناصر تئاتر شرق به شهرت رسید در سفری که به ایران داشت به مشاهده اجرای یک تعزیه دریکی از روستاهای مشهد میرود و چنین روایت میکند:
« در اولین سفرم به ایران در 1970 فرم بسیار قدرتمندی از تئاتری را مشاهده کردم که به نام تعزیه شناختهشده بود. تمام چیزی که به ما گفتهشده بود این بود که تعزیه اجرای یک آئین دینی، و اجراهای فراوانی ازایندست وجود دارد.اجرایی که ما دیدیم «حسین» [مجلس امام حسین ع] نامیده میشد. نمایش روایت اتفاقی از گذشتهای بسیار دور بود، اما آن گذشته اینجا و حالا اتفاق میافتاد، تصمیم قهرمان در حال حاضر بود، دلتنگیاش برای اکنون بود و اشک تماشاچیان برای این لحظه، گذشته نه تعریف و نه نشان داده میشد، زمان منسوخشده بود.»
پینو ـ دی ـ بودو پژوهشگری که در دانشگاه فلسفه خوانده و در رابطه با رشته انسانشناسی درباره سنتهای قومی قبیلهای فرهنگهای مختلف تحقیق کرده و همینطور تاریخ ایران را مطالعه نموده است میگوید: « من در شناخت فرهنگ ایران، دوست دارم اطلاعات بیشتری درباره نمایش ایرانی پیدا کنم و یک نوع از نمایشهایی که دوست دارم خیلی دربارهاش بدانم تعزیه است. احساسات بازیگر و تماشاگران در اجرای یک نمایش تعزیه برای من بسیار مهم است. من در دانشگاه همکاری داشتم که تحقیقاتی درباره تعزیه کرده بود و این مرا کنجکاو کرد که چیزهای بیشتری درباره تعزیه یاد بگیریم. تعزیه از یک تاریخ بسیار غنی برگرفتهشده و بخشی از گذشتهای است که به ما به ارث رسیده است. ما میتوانیم از آن استفاده کنیم تا امروزمان را بهخوبی بگذرانیم. من میدانم که تعزیه یک قصه مقدس است و برای من بسیار آموزنده خواهد بود که راز این ماندگاری را کشف کنم و بدانم چطور یک نمایش سالهای سال اجرا میشود و هر بار تازهتر از گذشته ادامه پیدا میکند. صدا در تعزیه بسیار مهم است، همینطور عکسالعمل تماشاگران به اجرای بازیگران بسیار جذاب و فوقالعاده است. بخشهای دیگر تعزیه مثل لباس و طراحی و شکلگیری این نمایش برای من بسیار جذاب و فوقالعاده مهم است.»
شبیهخوانی مهمترین و رادیکـالترین گونه نمایشی در بین گونههای نمایشهای ایرانی است و بواسطه موضوع و محتوای آیینی و مذهبی خود، همواره مورد استقبال و توجه مردم بوده است. نمایشی که فرم و شیوه اجرایی آن، چنان با درونمایهاش گرهخورده که بیش از چند قرن تماشاگر ایرانی را با خود همراه کرده است. اگر «کل یوم عاشورا کل ارض کربلا» را عصاره قیام کربلا بدانیم، با بررسی جنبههای نمایشی و عناصر اجرایی تعزیه، درمییابیم که جمله بالا بهصورت و معانی، در تمام اجزای آن نمود دارد.
اما نمایش «در عاشورا»، درواقع اجرای مجلس تعزیه است با کارگردانی تئاتری، مجلسی که تااندازهای بهدرستی در قاب صحنه جای میگیرد و با اضافه کردن داستانک جانبی و شخصیت مرد سیاهپوش که در بزنگاههای خاص نمایش مانند صحنه قتلگاه حضور دارد و تأثیر لحظه را در شخصیتی خارج از تعزیه نمایش میدهد هرچه بیشتر به سمت تئاتری شدن میرود بهویژه در پایان نمایش که شاهد صحنه قیامت میشویم و حضور اهلبیت برای شفاعت از کسانی که قلب و روحشان برای امام حسین (ع) و مصائب عاشورا میتپد. که کاملاً تئاتر است و تازه متوجه میشویم که مجلس تعزیه بهانهای بوده برای انتقال مفهومی والاتر به تماشاگر تئاتر.
نقطه قوت نمایش در حضور بازیگرانی است که عاشقانه و با تمام وجود درصحنه ظاهر میشوند و علاوه بر رعایت موارد گفتهشده و هدایت کارگردان بهکارگیری خلاقیتهای فردی تکتکشان درصحنه مشهود است. که از این بابت و به خاطر تعهدشان بایستی به گروه اجرایی تبریک گفت.و ضعف اجرا را در به قول کارگردان محترم سریالی بودن نمایش که کمی تا قسمتی در تئاتر مصداق ندارد و واژه غلط است تئاتر عبارت است از یک رویداد که توسط گروه نمایشگران برای تماشاگران نمایش داده میشود و بنا نیست مابقی را در فرصتی دیگر ببیند یا بخشی را به خاطر عدم حضورش در جلسه قبل ازدستداده باشد لذا این ضعفی است که اجرا دارد و من تماشاگر بایستی شرح کامل داستان جانبی را از زبان کارگردان و بعد از اجرا بشنوم و دلم به حال تماشاگرانی که فرصت شنیدن توضیحات را نداشتند بسوزد.
نمایش «در عاشورا» به کارگردانی رضا تقی نژاد در قالب دوره هشتم تئاتر صاحبدلان در شهر ساوه بروی صحنه رفت و پسازآن برنامهریزیشده تا در شهرهای کاشمر و تربتحیدریه استان خراسان رضوی و سپس در صحن مقدس آقا امام رضا (ع) و درنهایت در شهر نجف بروی صحنه رود.
ـ بازبینی نمایش آقای می سی سی پی نشسته می میرد نوشته وکار همایون غنی زاده در تالار وحدت ـ موضوعی غیر قابل انطباق با فرهنگ جامعه اسلامی. هر چند با عرف جاری قابل تطبیق است. و در این دوره چیزی نمی توان گفت یعنی گوش شنوائی وجود ندارد. ویشگاه آسایش در نقش آناستازیا هرچه می خواهد روی صحنه می کند.
ـ بازبینی نمایش شغال نوشته و کار سجاد قاطعی در تماشاخانه دیوار چهارم به اتفاق احمد زاده و دلفان ـ به اندازه ای نمایش بد و ضعیف بود که فقط فیگور کارگردان در زمان توضیحات جلب توجه میکرد. آدمهای بی سواد پولدار که یک شبه کارگردان می شوند.
21 مهرـ بازبینی نمایش دم و باز دم (دیوار) نوشته غفور شکوهی بکارگردانی حامد رحیمی اصل در پردیس شهرزاد به اتفاق شاه محمد زاده و نجفیان ـ شخصیت بسیار بدی از بازیگر تئاتر معرفی میشود که تذکرات لازم داده شد.
ـ بازبینی نمایش رومئو و ژولیت نوشته شکسپیر بکارگردانی لطف ا.. بیک پور در پردیس شهرزاد به اتفاق دکتر وفاداری و هوشنگ هیهاوند ـ تنها نمایشی است که هیچگونه مورد نظارتی ندارد اما به لحاظ ارزشیابی هنری صفر است نمیدانم این همه ادعا و تالیف چندین عنوان کتاب چرا تاثیری در کارگردانی ایشان نداشت.
از طریق رسانه ها مطلع شدم که علیرغم وعده های اقای نیلی برای برگزاری چهل سالگی تئاتر انقلاب در اسفند ماه و چهارصد میلیون اعتبار اختصاص یافته بخشی در دبیرخانه جشنواره فجر با مدیریت رضا صمدپور تحت همین عنوان ایجاد شده و فراخوانی برای شرکت اثار داده است با آقای صمد پور که راجع به نمایش میدانی آبی برنگ دریا صحبت کردم خیلی استقبال کرد بلافاصله طرح پیشنهادی را ارائه کردم و نظرش مثبت بود و قرار شد برسد بدست دبیر جشنواره بین المللی فجر اقای نادر برهانی مرند.
ـ جلسه ای مفصل با نادر برهانی مرند در خصوص چگونگی و هزینه لازم برای اجرای نمایش میدانی ابی برنگ دریا داشتم و با اظهار اینکه جشنواره فجر اعتبار و امکانات لازم و کافی را برای اجرای این پروژه ندارد امیدوار بود که بتواند شورایی را که بدین منظور با شرکت نهادهای فرهنگی تشکیل شده متقاعد کند تا این اتفاق بیافتد. اما من که تا کنون جندین جلسه اینچنینی را دیده ام امیدی ندارم.
ـ بازبینی نمایش تلنگر نوشته و کار مهین نوبخت در خانه موزه قصر به اتفاق فرزان دلفان و احمد زاده
ـ جلسه شورای نظارت برگزار شد ظاهرا بنا شده در هر فصل یک جلسه باشد. توصیه های اقای شهرام کرمی: به روال گذشته به کارتون ادامه بدهید/ سخت گیری نکنید/ حس همراهی و مساعدت به گروه های نمایشی داشته باشید/ رعایت اصول پنجگانه/ عدم توهین به مقدسات، اخلاقیات، اصول نظام اسلامی/ انتقاد به زبان نمایش/ بخاطر صیانت از تئاتر و هنرمندان اغماض نکنید/ با دید اصلاحی برخورد جدی کنید/ در چهارچوب و قواعد حرکت کنیم/ یک ماه قبل ازاجرا متون بازخوانی شود.
و اما توصیه های اقای امیری در همین جلسه : بازخوانی و ارائه نظر باید مستند و با ارائه استدلال و تحلیل محتوایی و کاربردی همراه باشد/ باید توجه داشت از چه جایگاهی مورد بررسی قرار می گیرد شخصی ـ عمومی یا حاکمیتی/ مرکز توجه ما ضمن ارج نهادن به هنرمندان باید تماشاگر باشد/ سیاه نمایی و کاشت بذر نا امیدی ممنوع است/ موارد سکسی و اروتیک جایی در نمایش ندارد/ رقص ممنوع/ سرو مشروب و آئین مشروب خواری ممنوع/ حجاب باید کاملا رعایت شود/ بجای کلاه گیس فقط از موی مصنوعی می توانند استفاده کنند/ کمرنگ جلوه دادن باورهای مذهبی ممنوع است/ آداب سیگارکشی و سایر مواد مخدر قابل نمایش نیست/ تکخوانی خانم ها قدغن است/ خیانت ـ روابط ضربدری جنسی ممنوع است/ فروپاشی نظام و خانواده موضوع مناسبی برای نمایش نیست/ پرداختن به هر شکل به فتنه 88 ممنوع است/ از نمایش دیکتاتوری و کنسرت نمایش جلوگیری کنید/ از این به بعد نحوه جلسات بازبینی تغییر خواهد کرد و فیلم گرفته خواهد شد/ تناقضات در صورتجلسات بازخوانی و بازبینی به حداقل برسد/ بگذارید آفرینش اتفاق بیافتد فحش نوشته شود اروتیک نوشته شود. اما در اجرا مانع شوید.
رسیدن به تناقض موجود در گفتار دو بزرگوار مسئول در حوزه تئاتر کشور یعنی مدیر کل هنرهای نمایشی و رئیس شورای ارزشیابی و نظارت بر نمایش کشور که در حقیقت تنها سیاستگذاران تئاتر کشور هستند با مطالعه و کمی دقت در مطالب عنوان شده فوق کار دشواری نیست. و این تناقض در گفتار و عملکرد آقایان فرصت مناسبی است برای سوء استفاده و با کمی اغماض مسامحه برخی کارشناسان و ایجاد فضای منفی در حوزه فرهنگ و هنر نسبت به خانواده تئاتر.
بازبینی نمایش های:
«خواستگاری» نوشته مهدی میر باقری بکارگردانی بهنام خندان در تماشاخانه مهرگان به اتفاق سعید داخ و رجبی/ « رومئو و ژولیت» بکارگردانی بیک پور در شهرزاد به اتفاق دکتر یدا.. وفاداری و هوشنگ هیهاوند/ «خورشید کاروان» نوشته مهدی متوسلی بکارگردانی محمود فرهنگ در تالار وحدت به اتفاق دکتر وفاداری و مسلم قاسمی. این نمایش سالهای گذشته در سالن های مختلفی بروی صحنه رفته و متاسفانه تغییرات خاصی در طول این سالها بر ان اعمال نشده است.
ـ فرصتی دست داد تا به تماشای نمایش خورشید کاروان نوشته مهدی متوسلی بکارگردانی سید رضی موسوی در تالار فدک اردبیل بنشینم.
ـ ستوان علوی پور از پدافند هوائی خاتم الانبیا برای شرکت در هیئت داوری جشنواره تئاتر پدافند که تاریخ و محل برگزاری ان بعدا اعلام خواهد شد تماس و دعوت به همکاری نمود.
ـ بازخوانی نمایش به فرمان من نوشته مجید امامی و نمایش دو جلاد ترجمه ایرج انور
ـ بازبینی نمایش ننگ سار نوشته الهام رحمانی بکارگردانی وحید رحیمی در پردیس شهرزاد به اتفاق حسین شوندی و محمد دشتگلی ـ مردان نقش زنان روسپی را بازی می کنند. هنوز نمیدانم چه اصراری برای اجرای اینگونه آثار هست چرا در مرحله بارخوانی متن به این مسائل دقت نمی کنند و گروه بازبینی را در برابر عمل انجام شده قرار می دهند.
ـ بازبینی نمایش کله پوک ها نوشته نیل سایمون ترجمه شهرام زرگر بکارگردانی ساتیا نوروزی در تماشاخانه شانو به اتفاق دکتر وفاداری و محمد دشت گلی ـ باز هم نیل سایمون و تئاتر جمهوری اسلامی ایران !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
نیل سایمون نمایشنامه نویس برنده جایزه پولیتزرو از بزرگترین نمایشنامهنویسان تاریخ آمریکا در سن۹۱ سالگی ۲۶ آگوست ۲۰۱۸ در اثر عوارض ناشی از ذات الریه در زادگاهش نیویورک در گذشت. درباره ی نیل سایمون که کلماتش در روزهای سخت یادمان می آورد زندگی ارزش جنگیدن دارد. می توان گفت اشاره به شاهکارهای نیل سایمون از طرفی کار بیهوده ای است، چون هر کسی سایمون را خوانده باشد، مرتبه ی استادی اش بر او ثابت شده و اگر هم نخوانده باشد، شاهد مثال آوردن از نمایشنامه هایش نمی تواند عمق آن ذهن طناز تیره را نشان بدهد. با این وجود سعی دارم بفهمم چرا میان همه ی نمایشنامه نویسان که در قرن بیستم در آمریکا ظهور کردند و نمایشنامه نویسان صحنه های برادوی را تسخیر کرد، نیل سایمون محبوب تر شد. در آمریکا دو جور نمایشنامه نویس داریم: آنهایی که اهل ساحل غربی اند، در لس آنجلس و نزدیک هالیوود می نویسند، نوشته هایش ان پر زرق و برق است و رویای آمریکایی را در نمایشنامه هایشان به تصویر می کشند. از آن طرف نمایشنامه نویسان ساحل شرقی را داریم مثل نیل سایمون؛ نگاه آنها به زندگی در عین حال که سرخوشانه و توام با شوخ طبعی است، بشدت انتقاد آمیز است. آنها روشنفکر ترند. در نمایشنامه هایشان به واکاوی احوالات شخصیتهایشان می پردازند، بیشتر از آن که بخواهند روی یک موقعیت مانور بدهند. نمایشنامه هایشان به شدت مبتنی بر دیالوگ است؛ دیالوگهای هوشمند و گزنده. نیل سایمون جزو نمایشنامه نویسان ساحل شرقی بود. نگاه رئالیستی به جهان اطرافش داشت و در نتیجه سیاهیهای وجود هر انسانی را درک می کرد. موهبتش این بود که می توانست این نقایص را شوخ طبعانه دست بیندازد، بدون اینکه به دام سخره گرایی بیفتد. سایمون برای من معادل وایلدر در جهان سینماست؛ نه چون هر دویشان کار کمدی انجام میدادند، اتفاقا چون هیچکدام آنها نگاه خوشبینانه و رویایی به زندگی نداشتند. گاهی حتی بیشتر از درام نویسان تلخی واقعیت زندگی را در کارهایشان بازتاب می دادند. وایلدر در «آپارتمان» موقعیت دراماتیک ـ تراژیک مردی را به تصویر می کشد که مجبور است عشقش را از زنی که دوستش دارد، پنهان کند و حتی باب آشنایی او را با رئیسشان باز کند. با این حال فیلم یکی از بهترین کمدیهای تاریخ سینما میشود. سایمون هم در «دخترخداحافظی» زنی را تصویر می کند که مردان ترکش می کنند. زن فرو پاشیده و در بدترین شرایط مجبور است خانه اش را با مردی تقسیم کند که به نظر میرسد کوچکترین نقطه اشتراکی با هم ندارند و با این حال موقع دیدن فیلم موجی از گرما شما را در بر می گیرد. همه ی اینها به جهان بینی آقای سایمون بر می گردد. هیچ کلامی شیوا تر از سخنان خودش درباره ی زندگی نیست: «هرگز نمیتوانم به موقعیت شوخ طبعانه فکر کنم مگر اینکه مقداری درد هم چاشنی اش باشد. عادت داشتم از خودم بپرسم: موقعیت با مزه چیست؟ حالا ولی همیشه از خودم می پرسم: موقعیت غمگین چیست و چطور میتوانم آن را شوخ طبعانه روایت کنم؟
اگر شما میتوانید زندگیتان را بدون تجربه ی درد و رنج سپری کنید باید بگویم که هنوز به دنیا نیامده اید.» سایمون مردی بود که حقیقت زندگی را میدانست. خودش جایی گفته بود: « من عاشق زندگی کردن هستم. با زندگی مشکلاتی دارم اما تا به حال کسی پیشنهاد بهتری از زندگی کردن به من نداده است.»
حسرت از دست دادن نیل سایمون در حقیقت سوگواری برای فقدان چنین تفکراتی در باب زندگی است. دیگر کمتر مرد و زن فرزانه ای پیدا میشود که شبیه امثال سایمون یا وایلدر حقیقت تلخ و شیرین زندگی را درک کرده باشند.
ـ بازبینی نمایش پادشاه می میرد نوشته اوژن یونسکو بکارگردانی محمد فاتحی در تماشاخانه دیوار چهارم به همراه سعید نجفیان و ملکوتی ـ جالب این بود که یکی از بازیگران نیامده بود و گروه انتظار داشت ما متوجه هرج و مرج و جای خالی های نمایش نشویم و از اینکه ما متوجه شدیم بسیار تعجب کردند نتیجه می گیریم اوج انتظارات و شناخت گروه های نمایشی از کارشناسان شورای ارزشیابی و نظارت تا همین حد است.
ـ نمایش رضای رضوان نوشته سید علی موسویان بکارگردانی همسرش و با بازی محمد حسین ممیززاده با موضوع استان قدس رضوی در خانه نمایش اداره برنامه های تئاتر را تماشاگر بودم.
بازبینی نمایش های:
« دوجلاد» نوشته فرناندو ارابال بکارگردانی محمود یوسفی در عمارت نوفل لوشاتو به همراه حجت علیخانی و محمد دشت گلی/ چهار نمایش از جشنواره اکبر رادی در تماشاخانه مان = 1ـ «زیر گدسته ها» نوشته و کار سید محمد طاهری راد/ 2ـ «آخرین پری کوچک تنهایی من» نوشته و کار مهتاب گلیکار/3ـ «خرس» نوشته آنتوان چخوف بکارگردانی فرزاد بهادری/ 4ـ «ژاندارک در آتش» نوشته محمد رحمانیان بکارگردانی پریسا محمدی/ «امیر ارسلان نامدار» نوشته داوود فتحعلی بیگی بکارگردانی هیلا رضائیان در تماشاخانه ایران تماشا به همراه محمد نبی خسروی و شاه محمد زاده/ «شب» نوشته و کار صحرا فتحی در پردیس شهرزاد به اتفاق دکتر وفاداری و سعید نجفیان/ «وقتی خروس غلط می خواند» نوشته و کار علی شمس در ایرانشهر به اتفاق سعید نجفیان و زینالی و احمد زاده
ـ به تماشای نمایش مردی بنام دایک بکارگردانی مهدی میامی و بازی حمید رضا نعیمی و کریم اکبری مبارکه در سالن قشقایی تئاتر شهر رفتم.
ـ به دعوت آقای لارتی مدیر هنری بنیاد شهید جهت شرکت در اختتامیه جشنواره تئاتر هنرمندان شاهد و ایثارگر به رامسر رفتم زمزمه رفتن امیری از شورا و آمدن فخر موسوی بگوش میرسد.
22 دی ـ به اتفاق سیامک موحدی و محمد حمسی به سمت بابلسر و به منظور داوری جشنواره تئاتر پدافند هوایی حرکت کردیم .
ـ اجرای نمایش مصاحبه نوشته محمد رحمانیان بکارگردانی هادی نصیری از تبریز
ـ اجرای نمایش اولین سیلی نوشته میثم فقیهی نژاد بکارگردانی قاسم حقیقی از مشهد
ـ اجرای نمایش پس لرزه های نپتا نوشته و کار یاسین قربانی از خارک
ـ اجرای نمایش احیاء نوشته و کار عبدالعظیم سلیمی از بوشهر
ـ اجرای نمایش گسار نوشته و کار الیاس شمس آباد از بابلسر
ـ اجرای نمایش انتظار با بوی نرگس نوشته زینب صالح پور بکارگردانی یگانه شمس آبادی از بابلسر
ـ اجرای نمایش عاشقانه های دو بازمانده از یک جنایت نوشته؟ بکارگردانی مسعود مشعوف از فردو
ـ اجرای نمایش تکرار نوشته؟ بکارگردانی محمد جواد قاسم زاده
ـ اجرای نمایش بلندی های سو باشی نوشته و کار علی غلامی از مشهد
بعد از چندین سال دیدن هنرمندان ارتش و آثارشان وکمی تامل و تفکر در آنچه که با تلاش و جان کندن تا میثاق پنج کاشته بودم حاصل چندانی را نداشته زیرا متاسفانه فاصله زمانی و عدم مدیریت کارشناسانه و قاطع و همچنین برنامه ریزی دقیق در جهت توسعه باعث شده تا در این 12 سال نه تنها پیشروی نداشته باشند بلکه دچار پس روی نیز شده اند.
سه نمایش اولین سیلی و بلندی های سوباشی از مشهد و عاشقانه های دو بازمانده از یک جنایت جنگی از فردو جهت شرکت در جشنواره میثاق ارتش انتخاب شدند. اما به نظر من باید تغییرات اساسی در طراحی و کارگردانی و بازنویسی متن و تحلیل محتوایی داده شود.
27 دی ـ مراسم اختتامیه جشنواره تئاتر پدافند هوایی در سالن نمایش گروه پدافند هوایی بابلسر برگزار گردید.
ـ جلسه شورای ارزشیابی و نظارت با حضور رئیس جدید اقای سید وحید فخر موسوی که در همان ابتدای جلسه اعلام کرد هیچ برنامه ای برای تغییر یا تحول و حتی ادامه کار شورای ارزشیابی و نظارت ندارد با این وجود باز همان حرف های گذشته توسط برخی کارشناسان مطرح شد و انچه موجب تاسف من بود رفتار منافق گونه دوستان و همکاران در مورد رئیس قبلی شورا بود این ویروس پشت سرگویی یا زیرپا گذاشتن مسئولین گذشته در همه رده های مدیریتی نظام ما متاسفانه وجود داره حتی ریاست جمهوری و دولت هم دچار این ویروس کشنده و نابود کننده تجربیات گذشتگان هستند. کلا جو مسمومی حاکم بود و بسیار اذیت شدم شاید امیری در مدیریت ضعف هایی داشت اما همان هایی که با او همراه و دم خور بودند امروز دور اقای فخر موسوی را گرفته اند و این بد است.
شهرام کرمی که در اواسط جلسه امد حالا بجای امیری خط و نشان کشید باز تناقض در گفتار و عملکرد در صحبت های وی موج می زد. با توجه به مطالبی که عنوان کردم تصور می کنم کار من در شورای ارزشیابی و نظارت تمام است.
ـ آقای محمود فرهنگ صحبت از تشکیل کانون تئاتر کمدی کرد و اینکه جناب شهرام کرمی تاکید دارند از تجربیات من در این حوزه استفاده شود با اینکه اعتقادی به دروغ گفتن فرهنگ ندارم اما باور این گفته نیز بسیار سخت است.
ـ بازبینی نمایش تکرار نوشته جمشید خانیان بکارگردانی علی مرادی در تماشاخانه ایران تماشا به اتفاق هادی حوری و حسین شوندی ـ داستان و چگونگی زندگی یک رزمنده و جانباز دفاع مقدس در یک آسایشگاه است.
ـ در نشست تخصصی تئاتر بعد از انقلاب در سالن مشاهیر مجموعه تئاتر شهر شرکت کردم که با حضور اساتید آقایان دکتر مجید سرسنگی / دکتر مهرداد رایانی مخصوص و نصرا.. قادری برگزارشد.
دکتر رایانی: به لحاظ آمار و ارقام و آنچه که در کتاب اول تئاتر دو سال پیش آورده ام همه چیز خوب و عالی است و فقط راهبرد و برنامه و از همه مهمتر سنگ محک برای اندازه گیری تئاتر انقلاب نداریم.
دکتر سرسنگی: عدم علاقه مندی نظام سیاسی به تئاتر / عدم وجود دانش تئاتری و عدم رواج فرهنگ تئاتری مهمترین عوامل در ضعف تئاتر انقلاب است لذا ما تئاتر انقلاب نداریم بلکه تئاتر بعد از انقلاب داریم/ از نظر من امار کمی اهمیتی در رشد تئاتر انقلاب ندارد و این کیفیت و چگونگی آثار است که بایستی بررسی شود
آقای قادری: اگر تئاتر را از دو ساحت قبل و بعد از انقلاب بررسی کنیم می بینیم که به لحاظ کمی همه چیز رشد کرده پس سیاست هم علاقه مند بوده است./ مذهبیون کارهای دیگر را نمی بینند چرا که انها را سکولار می پندارند و دیگران حاضر به دیدن آثار مذهبیون نیستند چون انها را روضه خوانی می دانند/ سند تئاتر ملی تا مجلس رفته است اما چه کسانی انرا نوشته اند و به چه میزان آشنایی با تئاتر دارند معلوم نیست/ ما در پژوهش همه پیامبران بی امت هستیم و در آموزش این اساتید بی سواد و بی تجربه هستند که تئاتر ما را توسعه داده اند/ در نقد وضعیت موجود نقش قبیله تئاتر یعنی خودمان را فراموش می کنیم و در فکر مادیات هستیم این چه ربطی به سیستم دارد/ اگر تفاوتی بین تئاتر و نمایش را لحاظ کنیم ما فرهنگ تئاتری نداریم/
تئاتری که می گوید حق با اقلیت است و اکثریت بیهوده رای می دهند سیاست زده است نه سیاسی.
ـ بازبینی نمایش سقراط نوشته و کار حمیدرضا نعیمی در طبقه هفتم تالار وحدت به اتفاق محمد دشتگلی و سید علی تدین صدوقی / توضیحات اقای نعیمی در خصوص موارد نظارتی بسیار زننده بود و در مورد کلمات رکیک کارگردان حاضر به حذف انها نیست و مایه خنده و کمدی نمایشش می داند/ بیش از اندازه به شخصیت زن روسپی پرداخته می شود که هیچ نقشی در روند رو به جلوی داستان ندارد. / انسان به شکل دیگر در جای دیگری به زندگی خود ادامه می دهد مصداق تناسخ است/ روسپی خادم ملت است / استبداد از حرف زدن منع کرد و دموکراسی ترا کشت/ اشاره به مردم این جماعت نخبه کش/
ـ بازبینی نمایش ملاقات بانوی سالخورده نوشته فردریش دورنمات بکارگردانی پارسا پیروز فر در سالن اصلی تئاتر شهر به اتفاق سعید نجفیان و زینالی ـ گفتاری از قبیل: این من رو فاحشه کرده من هم دنیارو فاحشه خونه می کنم و تماس فیزیکی زن و مرد اپیدمی اینروزهای تئاتر ایران شده است. این سوال که چرا اخیرا همه آثار یک شخصیت زن روسپی دارد؟ موجب شد تا دوباره به نمایش هایی که در سال 97 بازبینی کرده ام را مرور کنم.
شخصیت راننده زن در نمایش مسافران بکارگردانی محمد رحمانیان
شخصیت مدیر مدرسه در نمایش همه دختران امیر کبیر بکارگردانی سید علی تدین صدوقی
شخصیت هوس در نمایش هفت خبیث بکارگردانی مهیار کولیوندی
شخصیت آناستازیا در نمایش ازدواج اقای می سی سی پی بکارگردانی فلاحت پیشه
شخصیت کزت در نمایش بینوایان بکارگردانی حسین پارسایی
شخصیت آناستازیا در نمایش آقای می سی سی پی نشسته می میرد بکارگردانی همایون غنی زاده
شخصیت زن در نمایش درخت سیب کناهکار نیست بکارگردانی سهند جعفری
شخصیت زن و مرد در نمایش خواستگاری بکارگردانی میرباقری
شخصیت مرد در نمایش ننگ سار بکارگردانی وحید رجبی
شخصیت زن در نمایش شب بکارگردانی صحرا فتحی
شخصیت زن در نمایش وقتی خروس غلط می خواند بکارگردانی علی شمس
شخصیت روسپی در نمایش سقراط بکارگردانی حمید رضا نعیمی
شخصیت بانوی سالخورده در نمایش ملاقات بکارگردانی پارسا پیروز فر
اعتراف صریح زنان به فاحشه یا روسپی بودن نوعی تابو شکنی در فرهنگ اجتماعی است و ایجاد امکان لوندی یک زن در صحنه نمایش، و همچنین طرح مسائل اروتیک با عریان گویی تنها دلیل استفاده از شخصیت زن روسپی در آثار اخیر نمایشی می تواند باشد. بر همین اساس طرح پایش فرم های بازخوانی و بازبینی را مکتوب به اقای کرمی دادم. بطور ضمنی و شفاهی استقبال کرد. 25 تا 28 بهمن ـ کیش
از انجمن هنرهای نمایشی برای هماهنگی شرکت در جلسه مورخه 11 و 12 اسفند به منظور چگونگی فعالیت های نمایشی در مرکز آفرینش های هنری آستان قدس تماس گرفتند. نشستی با حمید نیلی و توحید معصومی و دکتر مهرداد رایانی داشتیم و هماهنگی های اولیه جهت ارائه طرح اجرائی در مشهد و نزد معاون فرهنگی استان قدس رضوی انجام شد.
ـ نشست بررسی و مرور تاریخ شفاهی تئاتر انقلاب در دهه 60 با حضور استاد هوشنگ توکلی/ دکتر علی منتظری و حسین پاکدل در سالن مشاهیر تئاتر شهر تشکیل شد.
ـ نشست بررسی و مرور تاریخ شفاهی تئاتر انقلاب در دهه 70 با حضور دکتر قطب الدین صادقی/ دکتر تاجبخش فنائیان و داوود فتحعلی بیگی.
ـ نشست بررسی و مرور تاریخ شفاهی تئاتر انقلاب در دهه 80 با حضور دکتراردشیرصالح پور / اعظم بروجردی و کیومرث مرادی.
ـ نشست بررسی و مرور تاریخ شفاهی تئاتر انقلاب در دهه 90 با حضور حسین پاکدل/ حسین پارسائی و علی شمس.
خلاصه مباحث طرح شده در جلسات فوق و آنچه از دیدگاه من لازم بود را در اینجا می آورم.
تاریخ شفاهی تئاتر انقلاب
سخن گفتن از تاریخ بدون پرداختن به وقایع قبلی کار آسان و درستی به نظر نمی رسد لذا به منظور روایت تاریخ تئاتر در 40 سالگی انقلاب اسلامی لازم است وضعیت تئاتر در دوران قبل از انقلاب را نیز حتی المقدور بطور خلاصه مرور نماییم.
می توان گفت تئاتر قبل از انقلاب اسلامی بنوعی در اختیار روشنفکران چپ بویژه حزب توده بود و عمده فعالیت های تئاتری در موسسه آناهیتا و تحت تاثیر تفکر و اندیشه سردمداران این حزب اداره می شد. از اوایل دهه 50 فضای باز سیاسی رژیم شاهنشاهی به قصد مقابله با احزاب چپ گرا برنامه های گسترده ای را طرح و اجرا نمودند از جمله گسترش کاخ های جوانان و مراکز رفاه خانواده به قصد جذب نوجوانان و جوانان و توسعه فعالیت های فرهنگی و هنری با بکارگیری دانشجویان رشته های هنری. اما همین ارتباط هنرمندان دانشگاهی و جوانان و نوجوانان در آستانه ورود به جامعه موجب آگاهی بیشتر این قشر از اوضاع سیاسی و شکل گیری مبارزات ضد استکباری و شناخت دیکتاتوری و در نهایت پیروزی انقلاب گردید. در حوزه تئاتر نمایش های سیاسی و آگاهی بخش در جشنواره های تئاتر کاخ های جوانان اجرا شد مانند نمایش لولی از کرمان در سومین جشنواره تئاتر کاخهای جوانان کشور در فرح آباد ساری. و همچنین اجرای آثاری چون ضیافت بهرام بیضایی و از پا نیفتاده های غلامحسین ساعدی و نمونه های دیگری از این دست مضامین رونق گرفت تا جایی که نمایش مرشد توسط گروهی از همافران و هنرجویان همافری در مرکز آموزشهای هوایی در آبان ماه سال 1356 و بمناسبت پنجاهمین سال سلطنت پهلوی به روی صحنه رفت که بدلیل مضمون ضد رژیم و انقلابی که داشت در همان شب اول اجرا توقیف و اجراهای بعدی ان توسط ضد اطلاعات نیروی هوایی متوقف شد.
در سال 1357 با پیروزی انقلاب چالش بین احزاب چپ مانند چریک های فدائی و مجاهدین خلق و جریان راست انقلابی تا سال 60 و خلع بنی صدر و فرار مجاهدین ادامه می یابد اما با وجود حذف جریان چپ از حوزه فرهنگی کشور بدلیل مشکلات ناشی از جنگ و دوران حساس دفاع مقدس فعالیت های تئاتری رونق چندانی در این دوران ندارد و تا پایان جنگ در سال 1367 تنها نهاد فعال در حوزه تئاتر نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران است که در قالب وظیفه سازمانی خود در پشت جبهه و بعضا در برخی از مناطق عملیاتی با اجرای نمایش های ملی و مذهبی و بکار گیری موضوعات مرتبط با تهییج نیروها و تبلیغات جنگ و دفاع مقدس و اشاعه فرهنگ ایثار و شهادت فعالت می نماید برابر پژوهش انجام شده و امار و ارقام موجود سال 62 تا 67 پر رونق ترین دوران فعالیت نیروهای مسلح بویژه ارتش و بخصوص نیروی هوایی در حوزه تئاتر است.
پایان جنگ درسال 1367 نقطه عطفی در تحولات فرهنگی و حیات دوباره تئاتر می شود با آمدن اقای علی منتظری به مرکز هنرهای نمایشی در دوران وزارت آقای سید محمد خاتمی در فرهنگ و ارشاد اسلامی، تئاتر در کشور جانی دوباره می گیرد. علی منتظری سکان تئاتر را بدست گرفته با دعوت از همه هنرمندان نسل قدیم و جدید و با تفکرات مختلف، فعالیت های تئاتری بنوعی احیاء میشود. دو دوره دولت سازندگی (68 تا 76) با ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی فرصت بیشتری به نهادهای فرهنگی برای فعالیت می دهد برگزاری اولین جشنواره تئاتر با موضوع دفاع مقدس از جمله انهاست که به همت مجید اشتیاقی در سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در سال 1371 پایه ریزی می شود.که بعد ها با تاسیس بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس مبنایی می شود برای راه اندازی یادواره دفاع مقدس. در همین دوره چندین نمایش بزرگ میدانی برای نخستین بار با مضامین ملی و میهنی و بهره گیری از شاهنامه فردوسی در استادیوم 12 هزار نفری آزادی در حضور ریاست جمهور وقت آقای هاشمی رفسنجانی به مناسبت افتتاحیه المپیاد فرهنگی و ورزشی دانشجویان اجرا می شود. (هماوران در باد 1371ـ روزبانان شب 1372ـ کهنه سوار غریب1373ـ سبز پوش 1375ـ حماسه سبز1376)
سال 1376 و ریاست جمهوری آقای سید محمد خاتمی نقطه عطفی میشود در فعالیت های فرهنگی و هنری و با وزارت آقای مهاجرانی توجه بیشتری به فعالیت های تئاتر حرفه ای شکل می گیرد. در سال 1378 جشنواره دیگری تحت عنوان میثاق توسط مدیریت هنری سازمان عقیدتی سیاسی ارتش و به همت محمد حمزه زاده در شش دوره بطور مستمر سالیانه برگزار و با مشارکت اداره کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جریان جدیدی در حوزه تئاتر ایجاد می کند. در این دوره اولین کارناوال هنری تئاتر در افتتاحیه جشنواره بین المللی تئاتر فجر از میدان انقلاب تا تقاطع ولیعصرعج برگزار می شود و اجرای آثار بزرگ میدانی همچنان ادامه می یابد.(خورشید 1377ـ تعقیب و مراقبت1378ـ راهور 1379ـ رقص مرگ 1380)
اما سال1384 و سرکار آمدن جناح اصول گرایان نقطه عطف دیگری است در رکود فعالیت های فرهنگی زیرا اینگونه فعالیت ها اولویت خود را در نهادهای فرهنگی و هنری با حذف علنی اعتبارات این حوزه از دست می دهد. و بدین ترتیب اختلاف سلیقه جناح های سیاسی نظام جمهوری اسلامی ( اصولگرایان و اصلاح طلبان) در نزد هنرمندان بویژه خانواده تئاتر رخ می نماید. جشنواره ها در ارتش و وزارت دفاع و حتی بنیاد حفظ آثارو ارزشهای دفاع مقدس تعطیل میشود. و رکودی سنگین در حوزه فعالیت های نمایشی شکل می گیرد و کل فعالیت ها محدود میشود به اداره کل هنرهای نمایشی. بعد از وقایع ناگوار سال 88 با طرح عنوان بی پایه و اساس و مطالعه نشده تئاتر خصوصی ـ دولتی ها بدنبال هزینه نکردن در حوزه تئاتر و تئاتری ها بخاطر محدودیت های موجود بدنبال رهایی از شرایط سخت نظارتی به قولی چشم بسته و مطالعه نکرده تئاتر خصوصی را با دغدغه های ذهنی خود تعریف و پذیرفتند. در سال 89 و طی اقدامی از پیش برنامه ریزی شده با حضورآقای حمید شاه آبادی در معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در همین سال و بر همین اساس و با همین سیاست شورای ساخت و تولید تاتر به شورای حمایت از تولید تئاتر تغییر نام پیدا می کند. تا توقعات هنرمندان تئاتر به این حد و اندازه تقلیل یابد. لذا بر اساس سیاست اجرایی گام به گام نخست کمیته بررسی برآورد هزینه تولید تئاتر تشکیل می شود تا بر اساس قرار داد تیپ که مصوبه خانه تئاتر و اداره کل است هزینه های تولید آثار نمایشی را با حضور کارگردان و طبق جداول تعیین شده بررسی و به شورای حمایت اعلام نماید. و شورای حمایت برابر آئین نامه داخلی تدوین شده مجاز است هر مقدار از مبلغ تائید شده را برای پرداخت مصوب نماید. این می شود که برخی موارد که از نظر شورای حمایت نمایش ارزشی خوانده نمی شود باید با دریافت مبالغی جزئی اقدام به تولید نموده و کسری اعتبارات خود را از فروش کف گیشه تامین نماید. 8 سال می گذرد و تئاتر در فضایی بسته و معتقد به تئاتر ارزشی اما با ترویج تئاتر خصوصی بنوعی درجا می زند.
سال 1392 ـ این بار سکان هدایت کشور بدست گروهی می افتد که با شعار تدبیر و امید از دل اصلاح طلبان بنا دارد فرا جناحی عمل نماید لذا در حوزه تئاتر دوباره فضای باز و آزادی عمل بیشتری نسبت به گذشته با دستور العمل تعامل با گروه های هنری در حوزه نظارت و ارزشیابی ایجاد می شود و تئاتر آزاد به لجنزاری برای فرهنگ و هنر نمایش تبدیل می شود و چنان که در سال 94 اداره کل احساس خطر کرده کمیته ای برای مهار این اسب سرکش تشکیل می دهد اما سیاست های کلی فرهنگی مدیران اجازه احرای دقیق انرا نمی دهد غافل از اینکه این دوگانگی و چالش پنهان و آشکار جناحی در سیاست های فرهنگی کشور موجبات سردر گمی اهالی تئاتر و در نهایت اعتراض هنرمندان را فراهم خواهد اورد. که اینگونه نیز می شود و در سال 1397 با رشد تساعدی تئاترهای خصوصی در جای جای شهر تهران دامنه ان به برخی شهرستانها نیز می رسد که ادعا دارند حال که دولت بابت تولید تئاتر هزینه ای نمی پردازد حق نظارت نیز ندارد و کار بجایی می رسد که هنرمندان تئاتر همه ارکان مدیریت دولتی تئاتر را زیر سوال برده و نسبت به نسل هنرمندان تئاتر انقلاب اقدام به هتک حرمت می کنند و انها را اشباح تئاتر می نامند. و خواستار برچیده شدن شورای ارزشیابی و نظارت و مدیریت تولید تئاتر بدست صنف تئاتر می شوند. تا بدین ترتیب از مدیریت دولتی تئاتر فقط پوسته ای بی خاصیت در جامعه باقی بماند.
جمع بندی:
با اندک تاملی در روند رشد و توسعه و رخدادهای حوزه تئاتر می توان به این نتیجه گیری رسید که در طول این سالها تئاتر در حوزه بازیگری ، کارگردانی، طراحی صحنه و حتی موسیقی کاربردی رشد چشمگیری داشته اما در حوزه محتوی و اندیشه انقلابی و در جهت دستیابی به یک تئاتر دغدغه مند انقلابی دچار ضعف شدید بوده و هست. و رفته رفته سرگرمی و شوخی های اروتیک و متلک های سیاسی در تئاتر رشد می کند. و قالب های اجرایی تئاتر از نمایش های اصیل ایرانی فاصله می گیرد. تا تئاتر دروازه ای باشد برای ورود دوباره فرهنگ غرب. اما اینکه نسل جدید از نسل قدیم بعنوان شبح یاد می کند نتیجه همان کشمکش های اصولگرایان و اصلاح طلبان است که در جسم و روح هنرمندان تئاتر نفوذ کرده و به چالشی درونی در بین آنها تبدیل شده است وگر نه تا بوده در تئاتر سیستم مریدی و مرادی، و شاگردی و استادی رواج داشته اما امروز هیچکس در تئاتر دیگری را قبول ندارد بدون توجه به سرنوشتی که در پیش رو خواهند داشت زیرا برای آینده این هنر اصیل و زنده هیچ برنامه ای در دست نیست.حمزه زاده 8 اسفند 1397
11 اسفند ـ جلسه نخست با موضوع طرح مسئله از سوی مرکز آفرینشهای هنری آستان قدس با حضور دکتر مهرداد رایانی مخصوص و توحید معصومی و حمید نیلی در دفتر اقای چمی گو برگزار گردید دراین جلسه ایشان انتظارات و چشم انداز خود را از فعالیت های تئاتری در آستان قدس و سرمایه گذاری آستان در این خصوص را بیان کردند در پایان مقرر شد برای جلسه فردا پیش نویسی برای طرحهای پیشنهادی تهیه گردد لذا دو ساعتی را با دوستان در هتل لاله محل اسکان عزیزان اساتید دور هم بودیم اصرار من برای سازماندهی گروههای نمایشی در قالب یک کمپانی بدلیل عدم درک اساتید از کمپانی تئاتر به جایی نرسید و چند پیشنهاد کاملا اجرایی برای ادمهایی که در تئاتر دستشان به دهنشان می رسد داشتند. باز محمد رحمانیان و حسین پارسایی مصادیق ایشان برای اجرا بود و پیشنهاد بکارگیری گروههای شهرستان و حمایت از استعدادهای جوان و نا شناخته من کم و بیش با مانع روبرو شد زیرا حمید نیلی نیز در این جبهه نبود.
12 اسفند ـ قبل از شرکت در جلسه دوم نشستی در هتل داشتیم و متن تهیه شده توسط توحید معصومی چکش کاری شد و به اتفاق در دفتر آفرینشهای هنری آستان قدس حاضر شدیم. رویکرد اقای چمی گو نسبت به روز گذشته کمی تغییر کرده بود و بیشتر پیشنهادات تجاری می داد و بدنبال سود دهی بود در حالی که در جلسه گذشته از اهتمال ضرر در حوزه هنر حمایت میکرد و بهتر از فعالیت در صنعت و کارخانجات خودرو سازی و پخت نان و. . . می دانست اما امروز در جوی که مهرداد رایانی راه انداخته بود غرق شده بود حساب دو دو تا چهارتای عجیب و غریبی داشت اما در جواب سوال من که ایا شما می خواهید یک جریات تئاتری سالم در کشور اتفاق بیافتد از موضع خود عقب نشینی کرد و در کنار فعالیت های کاملا تجاری و سود آور انرا نیز تائید نمود. پیش نویس برای اجرای یک اثر با تولید عظیم با سرمایه گذاری 10 میلیاردی و ده اثر در ده استان که امکانات لازم را داشته باشند با سرمایه گذاری 700 میلیون تومان برای هریک و اجرای نمایش در دو استان همجوار و همچنین تولید یک اثر به منظور اجرای مستمر در نزدیکی حرم به مدت شش ماه در نیمه دوم سال 98 با سرمایه گذاری 5 میلیارد تومان با بحث داغ من و مهرداد رایانی و میانجگری توحید معصومی و حمید نیلی تهیه شد اما بدلیل سفر اقای چمی گو و کمبود وقت تایپ و به امضاء نرسید و بنا شد در فضای مجازی تبادل نظر و مورد تائید جمع قرار گیرد.
بدلیل انتصاب اقای ابراهیم رئیسی (سرپرست آستان قدس رضوی) بعنوان رئیس قوه قضائیه فعلا از صورتجلسه مرکز آفرینشهای هنری خبری نیست. در انتظار اظهار نظر آقای نیلی هستم.
شاید درج این مطالب تخصصی در زندگینامه کمی دور از ذهن و نا مناسب به نظر برسد ولی انگیزه ام از انجام آن این بوده که اگر روزی کمپانی تئاتر در هر شکل و با هر عنوانی تشکیل شد آیندگان بدانند که در این مقطع پیشنهاد شده است اما فضای موجود در حوزه فرهنگ و هنر درک لازم و گنجایش پذیرش آن را نداشتند.
نتیجه طرح پایش فرم های بازخوانی و بازبینی شورای ارزشیابی و نظارت را پیگیری کردم علیرغم انکه اقای شهرام کرمی بطور مکتوب نامه را به رئیس شورا ارجاع داده اند اما نامه در اداره کل هنرهای نمایشی مفقود شده است و کسی از سر نوشت ان خبر ندارد. عجیب نیست؟!!!!!!!!
شورای ارزشیابی و نظارت دیگر دعوت به بازبینی آثار نمایشی نمیکند نمیدانم سخنانم در آخرین جلسه همفکری و هماهنگی کارشناسان تئاتر چه تاثیر منفی بر مدیرکل هنرهای نمایشی و رئیس شورای ارزشیابی و نظارت داشته است.
با توجه وعنایت به اتفاقات سال 1397 در حوزه تئاتر و بررسی و تحلیل آنها چند جمله کلیدی وراهبردی در ذهن انسان نقش می بندد. : تئاتر دولتی جوابگوی نیازهای دولت است. و تئاتر ملی جوابگوی نیازهای عمومی مردم اما تئاتر خصوصی جوابگوی سرمایه گذاران و تهیه کنندگانی است که هدفشان از حضور در حوزه تئاتر کسب درآمد بیشتر است و نه به خواسته های نظام توجهی دارند و نه به مسائل فرهنگی و دغدغه های عمومی مردم می اندیشند.
بعد این همه سال هنوز در دانش مدیریتی تئاتر دچار ضعف هستیم و ضمن اینکه همسویی بین هنرمندان و مدیران وجود ندارد دارای زبان مشترک نیز برای گفتگو نیستیم. لذا اگر قرار است در حوزه مدیریت تئاتر صحبتی شود باید قوانین موجود مورد بررسی قرار گیرد و میزان اجرای صحیح ان مشخص شود زیرا من اعتقاد دارم فقط 20% از ساختار تعریف شده و زیر50 % از قوانین و مقررات تعریف شده اجرا میشود. بر همین اساس استفاده از ظرفیت های قانونی موجود مقدم بر وضع قوانین جدید است. و بنا به اعتراف همه دست اندرکاران تئاتر برنامه محوری اداره کل هنرهای نمایشی مانع از سیاستگذاری درست و تاثیر گذار است. همچنان هنرمندان تئاتر و شغلشان در ساختار اداری کشور تعریف نشده است و جایگاه شغلی به لحاظ قانونی در نظام حکومتی ایران معلوم نیست. و به نظرم چاره کار بجای تاسیس سازمان تئاتر و عریض و طویل کردن بخش اداری ایجاد یک سازمان مردم نهاد که مستقل از دولت باشد و امور تئاتر را به عهده بگیر می باشد. کافیست روی چند سوال تمرکز کنیم:
فايده تاتر چيست و تاتر به چه درد مي خورد؟
حتی فعالان تاتر پاسخ و اهميت تاتر به ظاهر ساده اما بسيار عميق و جدي را متاًسفانه نمي دانند و حتي برخی درك هم نكرده اند، به نظر من تاتر از نان شب هم واجب تر است، بدون تاتر از زندگي عقبيم.! نويسنده تاتر اثرش را بدين دليل خلق مي كند كه در وهله اول و بيش از همه خودش به اين كار نياز دارد، نيازهاي نويسنده براي خلق اثرش مي تواند يكي از دلايل ذيل باشد. (لذت كشف، دردمندي، همدردي، دغدغه مندي، روشنگري، اعتراض، جستجو، إثبات و تعليم) اصولاً در تمامي ممالك تاتر تحت حمايت دولت يا به شكل خصوصي اداره مي شود، تاتر يكي از وسيله هاي است كه ميتواند فرد را به هدفش يعني داشتن زندگي خوب ( ارزشهاي نهاني در زندگي ) برساند.
تاتر رفتن و تماشاي تاتر چه چيزي عايد تماشاگر مي شود؟
از نظر روحي و إحساسي تبديل به ادم ديگري شدن ( داناتر، پخته تر، بهترشدن، سبك و خالي شدن يا همان تزكيه و عبرت گرفتن، ميل به تغير دادن خود و ديگران، مصمم شدن، هوشيارتر شدن، منزجر و متنفر شدن از فرد يا أيده فكري خاص، طرفدار و هوا خواه شدن و قوي و شكست ناپذير شدن. اينها همه إحساسهاي خوب و بدي است كه فرد حين تماشا و یا پس از تماشا انها را تجربه خواهدكرد تماشاگر مسائل روزمره خودش را روي صحنه مي بيند، ان هم بدون اينكه به شكل مستقيم و واقعي با انها دست و پنجه نرم كند و اهميت ان در زندگي روزمره خودش، كشف دليل فقير بودن و فقيرماندن، درك دلايل تنها ماندن و تنهاشدن، كشف دليل ترسهاي مهم زندگي، راههاي خوشحال بودن، خلاصي و رهائي از تعصب و اصرار بيجا، گشوده شدن دريچه هاي تازه به زندگي و افزايش وسعت ديد و افزايش صبر و طاقت تحمل در زندگي و……
اما چگونه اين خدمات به تماشاگر ارائه ميشود؟
بازيگران به جاي تماشاگر، تمامي روند و فرايند اين مسائل و مشگلات را بررسي و پس از تمرينات در اجرا بر روي صحنه انجام مي دهند. بازيگران به جاي تماشاگر خيانت مي كنند و تاوانش را هم مي دهند. بجاي او ظلم مي كنند و يا ظلم مي بينند و اعتراض مي كنند و به جاي او نا اميد و خسته در پي نجات هستند، به جاي او سراغ ناشناخته ها مي روند و به جاي او به ارزوهاي دست نيافتني ها دست پيدا مي كنند،
و بدين ترتيب است كه تماشاگر با بهاي ارزان تجربياتي را مي خرد كه در زندگي واقعي مي بايد تاواني بزرگ و جبران ناپذير براي انها مي داد! تماشاگر ميتواند اظهار نظر كند، مي تواند نظر جمع را إصلاح كند، ميتواند با جمع مخالفت كند……….،!!!
اما سينما فاقد انها است .
گر در طلب گوهرکانی، کانی گر در هوس لقمه نانی، نانی
این نکته رمز اگر بدانی، دانی هر چیز که در جستن آنی، آنی
مولانا