جلسه اول: کلیات روش تحقیق
روش تحقیق
چون نفس از مدعای جست و جو آگه نی ام
این قدر دانم که چیزی هست و،من گم کرده ام
جریان اندیشه و هنر را ، هرچه بیشتر ، از بند بلایای جهل و شیادی بایستی رهانید و به سمت معنویت و دینی سوق داد. و در این راه پرداختن به نفس پژوهش و تحقیق به ثواب نزدیکتر است.
1ـ چه چیزهایی تحقیق و پژوهش نیست یا به عبارت دیگر چه مواردی تحقیق شمرده نمی شود تا در حین تحقیقی خام طبعانه، در یکی از آنها گرفتار نشویم. تعلیم و تدریس/ گفت و گو/ ترغیب/ مذاکره/ جر و بحث
21/1 ـ تعلیم و تدریس : شفاهی (استاد در کلاس) یا کتبی ( مطالعه کتاب) = شرط آن است که معلمی وجود دارد و متعلمی ـ در فرایند تعلم، ما طالب فهم مخاطب هستیم ـ تدریس رابطه یکسویه است استاد چیزهایی می داند و لازم می داند که به شاگرد بیاموزد پس تمام تلاش خویش را بکار می گیرد.
2/1ـ گفت و گو : رابطه دو سویه است یعنی هم می آموزم و هم می آموزانم ـ مواضع برابر است ـ مرور دروس با همکلاسی برای امتحان فردا
3/1 ـ ترغیب: اعم است از واداشتن کسی / کسانی به چیز/ چیزهایی، واین واداشتن می تواند هم واداشتن به پذیرش گزاره ای باشد یا انجام عملی و هم پذیرفتن گزاره ای یا انجام ندادن عملی
4/1ـ مذاکره: برای حفظ منافع صورت می گیرد و نه کشف حقیقت و واقعیتی / هرگاه اولا بر سر چیز/ چیزهایی اختلاف نظر/ عمل داریم و ثانیا دریافته ایم که با این اختلاف به منافع مورد نظرمان نمی رسیم و درپی این ها گرد هم بنشینیم و چیزهایی بدهیم و احیانا چیزهایی بگیریم دست به مذاکره زده ایم.
5/1ـ جر و بحث: هدف غلبه ی علمی به طرف مقابل است نه طلب حقیقت در میان است و نه در پی تعلیم و تعلم هستیم و نه بر آنیم که از موضع خود کوتاه بیاییم و مذاکره کنیم چرا که اساسا برای منکوب کردن حریف، آغاز به بحث کرده ایم. بیشتر نوشته ها و مقالات این گونه هستند.
2ـ تعریف و تبیینی از پژوهش و شان تحقیق ارائه داده شود
هرگاه دریافتیم که چیز/ چیزهای را نمی دانیم و سوالی در ذهنمان ایجاد شد و در پی این سوال بر آن شدیم تا پاسخی در خور بیابیم به وادی تحقیق و پژوهش پای نهاده ایم
الف ـ شان ایضاح سوال : اخلاق باور اقتضا میکند که سوال و سخن مان را از سه چیز بپیراییم( ابهام / ایهام / غموض) و دو چیز را در مورد آن روشن کنیم (منظر گوینده / وجه مورد سوال)
1/الف ـ ابهام : استفاده از الفاظی که حدشان برای مخاطب روشن نیست مانند « هنر همان زیبایی است» جمله ای مبهم است چرا که مراد از زیبایی بیان نشده است و بی شمار تعریف از زیبایی وجود دارد.
2/الف ـ ایهام : سخنان یا پرسشهای دو پهلو یا چند پهلو: مخاطب نمی داند منظور نظر گوینده کدام است مانند این شعر حافظ
« نه من ز بی عملی در جهان ملولم و بس ملامت علما هم ز علم بی عملی است »
در بیت فوق «عمل» دستخوش ایهام است چرا که یک معنای ساده و ظاهری دارد که علما و شاعر هردو از علم بی عمل ملول و ناراحت هستند و دوم اینکه در زمان حافظ «عمل» به معنای پست و شغل دولتی بوده و معنای شعر میشود که نه تنها شاعر از نداشتن شغل دولتی ملول است بلکه علمان هم ایگونه اند. البته در شعر استفاده از ایهام هنر است و امری زیبا و شایسته ی تقدیر اما در ساحت مباحث علمی اینگونه نیست.
3/الف ـ غموض ( پیچیدگی) مخاطب نمی فهمد منظور چیست زیرا عالما و عامدا یا جاهلا و ساهیا طوری حرف زده ایم که سروته ندارد و مخاطب چیزی دستگیرش نمی شود.
این سه گانه فوق متاسفانه در میان ما هم رواج دارد و هم طرفدار مانند اینکه می گوئیم فلانی آن قدر سواد دارد که از حرفهایش هیچ سر در نیاوردم یا کتابی خواندم که از فرط پر باری علمی اش سردرد گرفتم و چیزی دستگیرم نشد یا هنر فلانی روشنفکرانه است.
انسان ها به دو دلیل روانشناختی عالما و عامدا مبهم / موهوم و مغموض سخن می گویند: اول برای گریختن از تبعات سخن خویش و دوم ریشه در یک تردستی عوامفریبانه دارد برای اینکه این اندیشه در شما قوت بگیرد که درک و فهم شما ناقص است و دانشتان آنقد اندک که از سخنان پر مغز و سرشار از معانی گوینده چیزی نمی فهمید.
اما آن دو چیزی که باید در مورد سوال روشن کرد کدام است:
1ـ منظر گوینده: باید روشن کنیم از چه منظری به موضوع می نگریم مانند سوال « هنر چیست؟» را هرگاه از منظر یک فیلسوف بپرسیم پاسخهایی ایجاب میکند و زمانی که از منظر یک عالم علم تاریخ هنر سوال کنیم جواب هایی دیگر.
2ـ وجه مورد سوال: باید معلوم کنیم به کدام ساحت از ساحتهای آن چه مورد سوال است نظر داریم وقتی می پرسیم « آیا انسان حیوانی هنرزی است ؟» باید بگوئیم مظورمان کدام ساحت از ساحت های سه یا چهارگانه انسان است ساحت بدن/ ذهن/ نفس و یا روح (کمتر مورد اجماع است) یعنی منظورمان این است که انسان در کدام ساحت وجودی اش هنری می زید / جسم/ ذهن/ نفس / روح
ب ـ چکونکی و فرایند (متدولوژی) رسیدن به پاسخ در خور اعتنا
گمان این است که در فرایند ایضاح سوال از یک سو، و نیالودن ساحت پژوهش و تحقیق به تعلیم، گفت و گو، ترغیب، مذاکره و جر و بحث از سوی دیگر است که انسان می تواند امیدوار باشد که در راه رسیدن به حقیقت گام می زند و همه در آغوش کشیدن شاهد زیبا روی حقیقت
کس ندانست که منزلگه معشوق کجاست این قدر هست که بانگ جرسی می آید
تعريف تحقيق
در لغت
به معني حق است و براي حق معاني مختلفي آمده است مانند راست / درست / ضد باطل/ ثابت و واجب/ يقين/ عدل
در فرهنگ عميد تحقيق به معني رسيدگي كردن يا بازجوئي كردن به حقيقت يك امر است.
در اصطلاح
ريشه عربي دارد به معني بررسي كردن ـ وارسي واقعيت ها/مطالعه حقيقت است / حركتي است از علم و آگاهي كمتر براي رسيدن به علم بيشتر/ از مجهول به معلوم/ تحقيق جستجوئي است براي كسب آگاهيهاي جديد و حقيقي با روش علمي/ تلاشي است علمي و انديشيده جهت بدست آوردن پاسخهايي براي سوالات.
تحقيق تلاش منظمي براي دست يابي به حقيقت است.
حقيقت
اصل و منتهاي هرچيز است وكه حكايت از آن واجب است/ حقيقت راستي ودرستي است / ضد مجاز است / اصلي و واقعي است.
عالم
گنجينه و دنيايي است از اطلاعات و آگاهيها ، ولي معلوم نيست آنها درذهن اومنظم باشد جاي امن پديدههاي متنوع در انبار ذهن كاملا روشن و معلوم نيست و بيرون كشيدن آن چندان ساده و آسان نميباشد.
محقق
همه اطلاعات ودانش راحساب شده و از روي نظم جمع آوري كرده ودر سايه تلاش و فعاليت علمي ميكوشد پرده از روي اسرار بردارد و آنها را متجلي و عيان نمايد.
جان دلوئي:
عبارت است از تغييروكنترل هدايت شده يك موقعيت غيرثابت يا نامعين، به موقعيت اصلي كه ازلحاظ مشخصات و روابط كاملا ثابت است و دروضعي قرار دارد كه عناصر اوليه بصورت يك كل متحد تغيير يافتهاند
خواجه نوري:
تحقيق عبارت است از مجموعه فعاليتهايي كه براي كشف بخشي از جهان حقيقي بكار ميرود بنابر اين تحقيق انسان را از جهان محسوس به جهان حقيقي ميرساند.
كرلينجر:
تحقيق عبارت است از بررسي و مطالعه منظم و كنترل شده و آزمايش شده قضيه هاي فرضي درباره روابط اجتماعي بين پديده هاي طبيعي با ديد انتقادي.
جان بست:
تجزيه و تحليل و ثبت عيني سيستماتيك مشاهدات كنترل شده ميباشد كه ممكن است به پرورندان قوانين كلي، اصول يا نظريههايي بيانجامد و به پيش بيني و يا احتمالا به كنترل رويدادها منتج شود
بطور كلي :
تحقيق مجموعه فعاليت هاي منظمي است كه هدف آن كشف حقيقت و رسيدن از علم اندك به علم بيشتر است .
تفاوت گزارش با تحقيق :
ـ در گزارش مشاهدات كنترل شده نيست.
ـ در گزارش ثبت عيني است اما سيستماتيك نيست.
ـ در گزارش مشاهدات مورد تجزيه و تحليل قرار نميگيرد.
مشخصات يا ويژگيهاي يك تحقيق:
1ـ تحقيق به حل مسئله معطوف است.و هدف نهائي پيدا كردن روابط علت و معلولي بين متغيرهاست.
2ـ تحقيق بر پروراندن قوانين كلي، اصول يا نظريههايي تاكيد ميكند كه براي پيشبيني رويدادهاي آينده مفيد است ـ بنابر اين تحقيق بر خلاف گزارش فراتر از جمعآوري اطلاعات ساده است.
3ـ تحقيق بر آزمايشهاي قابل مشاهده يا شواهد تجربي مبتني است. امور الهامي و غيرقابل مشاهده غيرقابل تحقيق است مگر موارد خاصي درعلوم انساني كه كمي نيست بلكه كيفي است مانند رفتارهاي اجتماعي مردم.
4ـ تحقيق مستلزم مشاهده يا توصيف دقيق است.
5ـ تحقيق مستلزم جمعآوري دادههاي جديد و يا كاربرد دادههاي موجود براي هدف جديد است.
6ـ تحقيق غالبا با روشهاي دقيق و طراحي شدهاي مشخص ميشوند و همواره تجزيه و تحليل دقيق در آن بكار گرفته ميشود
7ـ تحقيق نياز به تخصص دارد. محقق به پيشينه موضوع منتخب خود آگاهي و اشراف داشته باشد تا از دوبارهكاري جلوگيري شود
8ـ محقق تلاش ميكند منطقي و عيني باشد. محقق در پي رد يا اثبات يك موضوع نباشد و بي طرف و بي تعصب به آزمايش آن بپردازد.
9ـ تحقيق مستلزم جستجو براي يافتن پاسخ مسائل حل نشده است. حتي اگر منتج به حل مسئله نيز نشود و همين بدنبال پاسخ بودن كافي است.
10ـ بكار بستن شكيبائي و نداشتن شتاب در كار از مهمترين ويژگياي تحقيق است. محقق بايستي بههمان اندازهكه دركسب موفقيت صبور و شكيبا است به هنگام شكست نيز صبر پيشه كند
11ـ تحقيق با دقت ثبت و گزارش ميشود.
12- گاهي تحقيق شهامت لازم دارد. محقق نمي بايستي محافظه كاري كند.
ويژگي هاي محقق
ازجنبه ذهنيات = 1- كنجكاو است و بيدار 2- دقيق است و بافراست -3 تيز بين است و باريك بين
ازجنبه فكري = اهل انديشيدن است و بدنبال كشف حقايق در اين شيوه ها و فنون علمي را مورد نظر دارد / توان تمركز فكر و دقت و پايداري در امور / محقق تابع ظن و گمان نيست آزاد انديش است و همين او را به شك سازنده وادار مي سازد.
ازجنبه رواني = هوشمنداست و داراي سرعت انتقال داراي درك و فهمي عميق است./ محقق ارادهاي دارد قوي همراه با تفكر و تامل بر خود مسلط و پيروز است / محقق قادر به بيرون آمدن از پوسته خود و خواست و تمايل خويش است. / محقق داراي خلاقيت است و ابتكار
ازجنبه علمي = اهل مطالعه است و در صدد يافتن اطلاعات و معلومات جديد و از خواندن و مطالعه فارغ نميشود داراي دي و جهان بيني قابل توجهي است زبان و اصطلاحات موضوع مورد تحقيق را مي شناسد و درباره موضوع مورد تحقيق آگاهي روشني دارد.
ازجنبه استنباطي = محقق استنباطي قوي و داراي درك و فهم نيرومندي است.
ازجنبه اخلاقي = فردي صبور و با حوصله است – صادق است – و حب و بغضها او را از مسير خويش دور نمي سازد / در كار خود شنوندهاي خوب و بيننده اي بصير است / محقق بدنبال حق و اعلام آن مي باشد /. بدنبال آگاهي دادن مي باشد نه سوداگري
ازجنبه داوري = محقق بايد بدور از تعصب ها ي گوناگون و پيش ساختههاي اسارتها باشد در داوري بيطرف باشد و گرايشهاي گوناگون فكري و سياسي روح و ذهن او را از حالت اعتدال خارج سازد.
مسئوليت محقق: مهمترين وظيفه و مسئوليت محقق كشف حقيقت و اغلام آن است.
فوائد تحقيق
از نظر فردي = ميل به كنجكاوي انسان را كامياب مي كند./ مايه رهايي انسان از تعصبات بيجا – سخنان غلط و ناروا و جلوگيري از اتخاذ مشيهاي نامناسب است / تحخقيق اثرات تبعيض و ناثواب را خنثي و راه و روش چگونه بودن و چگونه زيستن را مياموزد.
از نظر اجتماعي = تحقيق كليد رشد ملتها است و اين رشد در زمينه فرهنگ ، اخلاق ، هنر و سنت ميباشد. / تحقيق به يك ملت نشان مي دهد كه در چه شزايطي و اوضاعي است. / تحقيق صدق و كذب داعيان مختلف را در زمينههاي گوناگون بر ملا ميسازد تحقيق سبب آن ميشود كه مردم راه و رسم درستي براي زندگي انمتخاب كنند و بدانند چرا به دنيا آمده اند ؟ چرا بايد تلاش كنند؟ چه وظيفهاي خصوصا امروز دارند؟
از نظر فرهنگي = تحقيق فرهنگ جامعه را ارزيابي مي كند / زمينه ساز ابداعات و اختراعات و كشف و بروز خلاقيتها ست/ هنر و ارزش در ساتيه اين قابليت ادامه حيات ارزنده و سازنده پيدا مي كند./ حاصل تحقيق نخست به دست خود محقق ميرسد / مصرف كنندگان ديگر محصول او علما ، صاحب نظران راهنمايان جامعه و معلمان هستند حاصل تحقيق صرف نوسازي جامعه – جهت دهي افكار – دادن بنش فلسفي و جهان بيني خاص به مردم – زمينه سازي جهت حصول مردم به آرزوها و مقاصدي است كه تامين كننده سعادت بشرند.
اهداف و مقاصد تحقيق
تحقيق علمي است عملي و استوار كه هدفي را تعقيب كرده و محقق را به اتخاذ و ادامه روش و فنون وا مي دارد كه امر وصول به هدف در سايه آن ممكن و تسريع گردد
هدف= منظور نقطهاي است كه قصد وصول بهان را اريم هدف به محقق نشان مي دهد كه چه چيزي را مي خواهد در مورد چه مسئله اي قصد داوري و اظهار نظر دارد و چه امري را مي خواهد اثبات يا رد كند.
ضرورت و اهميت هدف = زمينه كار و فعاليت محقق را معين مي كند جلوي بسياري از دوباره كاريها و سر در گميها و ابهامات را مي گيرد / جدود و مرز تحقيق و انساج محتوي در سايه آن مشخص ميشود
ويژگي هاي اهداف = روشن و صريح باشد / جوانب و ابعاد / حدود و مرز هاي آن مشخص باشد / قابل وصول باشد و محقق بتواند بدان دست پيدا كند / داراي ارزش و اعتبار باشد / براي فرد و جامعه مفيد باشد / گره اي از مشكلات را بگشايد.
اهداف تحقيق
– آشنائي با يك طرز فكر – جريان مسئله و يافتن بصيرت در آن
– كشف روابط ثابت يا موقت بين پديدهها به معناي عام كلمه
– شناخت راز و رمز پيشرفتها – عقب ماندگي ها – صحت و سقم يك مسئله يا تعليم يا داوري
– تلاش براي بدستاوردن اصل – قانون – فرضيه علمي – تئوري يا جهانبيني
خلاصه اينكه:
تحقيق براي حل معماها و دريافت علتها و به شكل كاربردي است / در پايان كار بايد بتوانيم فرضيه بسازيم/ فرضيه نيازمند اثبات نيست ميتواند طرح شود تحقيق به روي آن انجام گردد. آزمايش شود./فرضيه از درون نظريه بيرون ميآيد و اگر فرضيه اثبات شود نظريه هم شكل ميگيرد./ از نظريه فرضيههاي گوناگوني ميتواند شكل بگيرد و بيرون بيايد اين همه ما را به پژوهشي ميرساند كه به قوانين واقعيتها پيببريم كه همان نتيجه است./ انگيزه كاوش كه از آغاز خلقت درآدمي وجود داشته است ارتباط بين علتها و معلولها همواره سوال او بوده است/ پس براي انجام تحقيق دردرجه اول انگيزه كاوش بايد وجود داشته باشد./ در گزارش واقعيتهاي موجود را بررسي ميكنيم/ در تحقيق انديشه و كاوش وجود دارد.
انگيزه كاوش انديشه روش پژوهش
روش:عبارت است از مجموعه فعاليتهايي كه رسيدن به هدف معيني را ممكن ميسازد مجموعه ابزارهايي كه بكار گرفته ميشود.
مشكلات تحقيق
در رابطه با محقق
جهل وناداني راجع به موضوع تحقيق/ عدم آشنايي به شيوهها و فنون و اصطلاحات و زبان علمي مسئلهاي كه مورد تحقيق قرار ميدهد./ موفقيت اجتماعي، فرهنگي، سياسي، اقتصادي وعلمي محقق ازديگرموانع تحقيق ميباشد./ فردي كه پيرو مكتب خاصي است و از آن حمايت و دفاع ميكند نميتواند در مورد مكاتب ديگر بي موضع باشد/ ظرفيت رواني، تعصبها، گرايشها، حب و بغض، سبب پيش داوري دررابطه با تحقيق ميشود/ سلامت يا بيماري، گرسنگي و سيري، فقر و ثروت، كسالت عصبي، سرخوردگي و كمبودها درمحقق اثر دارد./ اصولا دركشورهاي جهان سوم منابع ملي و منطقهاي بسياركم هستند و آنهايي كه وجود دارند اغلب دست اول و اصيل نيستند بسياري ازآنچه اصل و قابل اعتمادند دردسترس نيستند. و ازآنچه كه دردسترس ميباشند همه قابل تهيه و خريداري نيستند زيرا بودجه لازم در اختيار محقق نيست و تحريف از اغلب منابع به چشم ميخورد و دستهاي غرض الود در آن دخالت دارند.
در رابطه با اجتماع و واقعيتهاي جامعه
برخي از افراد حاضر به مصاحبه يا پركردن پرسشنامه نيستند و يا ازآنچه در دل دارند با ما سخن نمي گويند.
در رابطه با مسائل سياسي
پرده برداري از حقايق مورد تاكيد يا سكوت مسئولان گاهي به صلاح نظام و يا سيستم حكومتي نيست.
در رابطه با مسائل اقتصادي
درجهان سوم يك محقق جهت تامين زندگي و امرار معاش بادشواري روبروست. اغلب تحقيقها بازده اقتصادي ندارد و براي آثار تحقيقي و علمي آنچنان كه بايد خريدار نيست.