سال 1375
جایگاه ویژه من در معاونت بویژه نزد حاج اقا سید اشرفی که معاون فرهنگی اداره بود موجب شد تا بر کلیه امور هنری معاونت اشراف پیدا کنم از جمله بررسی فیلمنامه 26 قسمتی شهید بابایی که توسط یک افسر وظیفه و زیر نظر سرهنگ علی اکبر نوشته شده بود ولی پس از ترخیص جوابگوی مشکلات و موارد مطروحه طرف قرار داد معاونت یعنی گروه شاهد صدا و سیما نبود. فیلمنامه را مطالعه و نظراتم را در جلسه مشترکی با گروه شاهد بیان نمودم و نگاه من به زندگی شهید بابایی و ساختار و محتوای فیلمنامه موجب شد تا مسئولیت بازنویسی آن بعهده من قرار گیرد علیرغم میل باطنی به اصرار حاج اقا سید اشرفی و قهر و آشتی که رخ داد به شرط تشکیل کارگاه فیلمنامه نویسی و اخذ امکاناتی از قبیل خودرو و محل دفتر خارج از محدوده اداری و ساعت خدمت آزاد پذیرفتم و به همراه سرهنگ علی اکبر و حمید توتونچی کارگاه فیلمنامه نویسی نیروی هوایی را تاسیس کردم. و پس از یک تحقیق کوتاه مدت و مطالعه مستندات تهیه شده مشغول نگارش فیلمنامه شدیم.
مشاور مجید اشتیاقی در اجرای نمایش «گل آقاگل» بعنوان پایان نامه کارگردانی در تالار مولوی بودم.
با ارتباطی که از طریق دکتر شهلایی در وزارت ارشاد پیدا کردم امور مربوط به ارزشیابی هنرمندان نیروی هوایی زودتر از آنچه انتظار میرفت به نتیجه رسید و من بعنوان نماینده رسمی نیروی هوایی در شورای ارزشیابی هنرمندان کشور به دبیر خانه این شورا در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی معرفی شدم. و به منظور تکمیل پرونده ارزشیابی خودم که درخواست درجه یک هنری بخاطر عدم اجرای خارج از کشور زیر سوال بود از وزارت فرهنگ و آموزش عالی تائیدیه اجرای نمایش برای دانشجویان کشورهای مسلمان در داخل کشور را گرفتم.
بازی در نقش « ابن جمیل» در مجموعه تلویزیونی « تنها ترین سردار» به كارگردانی مهدی فخیم زاده از تجربیات شیرین دیگر در این سال بود.
سریال تنهاترین سردار، درژانر تاریخی، بکارگردانی مهدی فخیم زاده در سال۱۳۷۵، با کیفیت خوب، ازشبکه یک سیما پخش شد. بازیگراناصلی عبارت بودند از: اکبر زنجانپور, داوود رشیدی, ابوالفضل پورعرب, حسین گیل, مهدی فخیم زاده, افسانه بایگان, صدرالدین حجازی, فتحعلی اویسی, فریده صابری, عنایت الله شفیعی, عباس امیری, هادی مرزبان, سیروس ابراهیم زاده, ناصر آقایی, صدرالدین حجازی, غلامرضا طباطبایی, کاظم هژیرآزاد, نادر رجب پور.
خلاصه داستان : داستان مدت خلافت ۶ ماهه امام حسن (ع) تا فتنه های معاویه در جنگ با او و شهادت ایشان می باشد
ـ میمان ویژه پانزدهمین حشنواره تئاتر فجر و سومین یادواره نئاتر دفاع مقدس بودم و در کنار سرهنگ گلناری که مسئولیت واحد نمایش نیروی هوایی را بعهده داشت بعنوان مشاور فعالیت داشتم.
طراحی صحنه برنامه تلویزیونی نور باران را بمناسبت میلاد حضرت زهرا (س) و روز زن بکارگردانی رضا عطارزاده و تهیه کنندگی معاونت تبلیغات و روابط عمومی نیروی هوائی ارتش بر عهده داشتم.
سال 1376
کارگاه فیلمنامه نویسی جایگاه خود را نه تنها در معاونت فرهنگی و روابط عمومی بلکه در اداره عقیدتی سیاسی نیروی هوایی و حتی سازمان عقیدتی سیاسی ارتش پیدا کرد. یک سوم مبلغ قرارداد که مانده بود معادل دو میلیون تومان در اختیار من قرار گرفت و طرح اولیه بطور خلاصه داستان در 26 قسمت به تصویب گروه شاهد رسید و مراحل نگارش فیلمنامه در مهمانسرای پشتیبانی مرکز نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران آغاز شد. در حالی که همچنان سرهنگ علی اکبر و حمید رضا توتونچی با من همراه بودند. معمولا روش کار به این ترتیب بود که برابر طرح داستانی که در کل نوشته شده بود داستانک های جانبی و خلاصه سکانس ها بطور گروهی نوشته میشد و من اقدام به پردازش و دیالوگ نویسی میکردم و در نهایت با نظر جمع نهایی میشد.
با توجه به سوابق اجرای نمایش میدانی از طریق سرهنگ خجسته به معاونت روابط عمومی سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی معرفی شدم و نمایش « فجربانان سبز پوش» را در تیر ماه بمناسبت مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه علوم انتظامی برای اولین بار در میدان صبحگاه با همکاری دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی اجرا کردم. البته در ظاهر امر کارگردانی بعهده سرهنگ نیروی انتظامی و کارشناس تئاتر عقیدتی سیاسی ناجا محمد رضا خجسته بود و من تحت عنوان مشاور با توجه به تجاربی که داشتم با وجود اینکه میدانستم سنگ بنای غلطی را پایه ریزی میکنم در حقیقت نمایش را کارگردانی کردم.
نمایش میدانی فجربانان سبز پوش نوشته ابوالفضل ورمزیار با طراحی حرکات نادر رجب پور و موسیقی سرهنگ کرد بچه با داستانی درباره آموزشهای مختلف در دانشگاه علوم انتظامی و توانمندی های کارکنان ناجا و موضوع تهاجم فرهنگی و نحوه تقابل با آن اجرا شد.
در این پروژه استاد راهنما بهزاد فراهانی و ابوالفضل دژاکام و طراح ماسک و گریم استاد مهین میهن بود ساخت دکور بر عهده هوشنگ کاشیلو و مشاور رزمی منصور حقیقی از اساتید دانشگاه پلیس و محمد قاسمی و حسین سوادکوهی دستیاران کارگردان بودند.
مرداد ماه به اصرار و تاکید من نزد حاج اقا سید اشرفی معاونت وقت فرهنگی و روابط عمومی اداره عقیدتی سیاسی نیروی هوائی ارتش در دومین همایش فرزندان نیروی هوائی بخش تئاتر نیز گنجانده شد.
«جشنواره تئاتر دومین همایش فرزندان نیروی هوایی ارتش»
زمان و مكان برگزاری: تابستان 1376 ـ یگانهای هوایی ـ تهران
دبیر جشنواره:حجت السلام سید حسن سید اشرفی
اعضاء بررسی متون: غلامحسن تسعیری ـ محسن گلناری ـ محمد حمزهزاده
هیئت داوران:محمد حمزهزاده ـ غلامحسن تسعیری ـ ناصر فروغ
نمایشهای شركتكننده :نمایشنامه خاك تا افلاك از كوی انقلاب، نمایشنامه میز از ایثارگران، نمایشنامه گلها در مرداب نمیرویند از قصر فیروزه، نمایشنامه جنگ كور از مهرآباد، نمایشنامه گیس گلابتون از مهرآباد، نمایشنامه قصه تاریخ از دزفول، نمایشنامه آشیانه در پارك از شیراز، نمایشنامه آرشیو زنده از بوشهر ، نمایشنامه عروسك كوكی از قصرفیروزه، نمایشنامه آرزو از بابلسر، نمایشنامه مانتو و نمایشنامه غفلت از اصفهان.
اواخر مرداد ماه مطلع شدم که بناست نمایشی میدانی به مناسبت هفته دفاع مقدس بکارگردانی امیر دژاکام اجرا شود که با مشکلات اجرایی روبرو شده و از من دعوت شد تا بعنوان دستیار کارگردان با گروه همکاری کنم. پذیرفتم اما پس از چند روز متوجه شدم مشگل گروه کارگردانی در تعیین حرکت میدانی است و اجزای تمرین شده را نمی تواند به ترکیب اجرایی نزدیک کند لذا با تغییر عنوان مسئولیت و اعلام کارگردانی بطور مشترک نمایش «حماسه سبز» در ایام هفته دفاع مقدس در سالن ورزشی دستگردی شهرک اكباتان تهران به اجرا در آمد. محمد رضا خجسته نیز همچون همیشه کارگردان افتخاری این نمایش بود.
نمایش حماسه سبز نوشته محمد چرمشیر با طراحی حرکت نادر رجب پور و موسیقی سعید ذهنی و طراحی صحنه امیر رضا زاده و داستانی از ایستادگی و مبارزات و جانفشانی های مرددم و نیروی انتظامی در روزهای نخستین جنگ در جنوب کشور اجرا شد.
بهمن ماه در برگزاری شانزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر فعال بودم.
نمایش میدانی تعقیب و مراقبت نوشته محمد قاسمی که ماجرای گروگان گیری در یک بانک و عملکرد یگان ویژه نیروی انتظامی برای نجات مردم بود را در میدان صبحگاه دانشگاه افسری کارگردانی و باز هم بنام محمد رضا خجسته اجرا کردم.
سال 1377
با وجود اینکه تمام وقت در اختیار کارگاه فیلمنامه نویسی بودم و تقریبا فرصت انجام پروژه های دیگر را نداشتم اما با توجه به تجربیات چند ساله من در اجرای نمایش میدانی کارگردانی نمایش «نغمههای خورشید» نوشته محمد قاسمی به مناسبت مراسم فارغ التحصیلی دانشگاه پلیس بنوعی خارج از توان دیگران بود لذا در کنار نگارش فیلمنامه و بعد از پایان وقت اداری تمرینات انجام و در تیر ماه در استادیوم 12 هزار نفری آزادی به اجرا در آمد.
اتفاق مهم دیگری که در این سال رخ داد منطقهای شدن سازمان عقیدتی سیاسی ارتش بود که طی این تغییر و تحولات من سرپرست تئاتر اداره عقیدتی سیاسی نیروی هوائی شدم. در تابستان عضو هیئت داوران دومین همایش بزرگ فرهنگی هنری نیروی هوایی بودم.
«جشنواره تئاتر سومین همایش فرزندان نیروی هوایی ارتش»
زمان و مكان برگزاری: تابستان 1377 ـ شیراز ـ بابلسر ـ مشهد ـ همدان و تهران
دبیر جشنواره:سرهنگ2 محمد حمزهزاده
اعضاء بررسی متون :غلامحسن تسعیری ـ ناصر فروغ ـ محسن گلناری
هیئت داوران بخش منطقهای: غلامحسن تسعیری ـ حمید زندیآزاد ـ مصطفی مرتضیپور ( منطقهای شیراز)
غلامحسن تسعیری ـ علی كیانی تهرانی ـ محمد حمزهزاده ( منطقهای بابلسر)
غلامحسن تسعیری ـ محمد حسین ممیززاده ـ محسن گلناری ( منطقهای مشهد)
علامحسن تسعیری ـ محسن گلناری ـ محمد حمزهزاده ( منطقهای همدان)
هیئت داوران بخش نهایی: آقایان ابوالفضل دژاكام ـ مسعود صباح ـ علی میرزایی
خانمها سیمین امیریان ـ كتایون فیض مرندی ـ صباح
نمایشهای شركتكننده در بخش نهایی:
نمایشنامه ندای عشق از شیراز، نمایشنامه كنفرانس از چابهار، نمایشنامه دشت سبز از مهرآباد، نمایشنامه حصاردل از مشهد، نمایشنامه دارلی موشه از همدان، نمایشنامه هرمز و كمان از مركز آموزشهای هوایی، نمایشنامه خروسك پریشان از بابلسر، نمایشنامه نار و آئینه از مهرآباد، نمایشنامه رسم براین است از دزفول، نمایشنامه شكست امید از همدان، نمایشنامه نیستان از ایثارگران، نمایشنامه بچه تابستان از پایگاه هوایی تبریز، نمایشنامه تقدیر از پایگاه هوایی شیراز، نمایشنامه حدیثباد از قصر فیروزه، نمایشنامه معراج از پایگاه هوایی اصفهان.
در پاییز سال 1377 به دعوت دوست عزیزم اصغر فرهادی که مشغول ساخت سریال «داستان یک شهر» بود برای ایفای نقش قاضی در این مجموعه وارد عقد قرارداد شدم و در ایفای این نقش بسیار موفق بودم به حدی که در شبکه پنج تلویزیون باور نداشتند که بازیگری عهده دار این نقش شده و تصور مینمودند از قضات دادگستری تقبل اجرای آن را کرده اند.
داستان یک شهر، نام سریالی به تهیهکنندگی و کارگردانی اصغر فرهادی است که فصل اول آن در ۲۶ قسمت پنجاه دقیقهای، سال ۱۳۷۸ روی آنتن شبکه پنج سیما رفت. نویسندگان سریال، اصغر فرهادی و علیرضا بذرافشان بودند و موضوع داستان به نقل از وبگاه سیمای ایران در مورد “گروه جدیدی برنامهساز، شامل چند جوان با روحیات مختلف است، که تولید برنامه «در شهر» (از برنامههای اجتماعی شبکه تهران) را در دست گرفته، و در هر برنامه با پرداختن به موضوعی، گزارش تهیه میکنند، که این گزارش آنها را با داستانی پیوند میدهد.”
بازیگران این مجموعه عبارت بودند از:
فرامرزصدیقی/ آتنه فقیه نصیری/ علی قربان زاده/ علی سلیمانی/ امیرحسین صدیق/ رامبد شکرابی/ رضا ایرانمنش/ مانی کسرائیان/ بهاره رهنما/ سروش صحت/ نیما رئیسی/ سعید آقاخانی/ محمد حمزه زاده/ هایده حائری/ ملکه رنجبر/ و . . .
خلاصه داستان:خبرنگار یک روزنامه به نام «فرید»، با دختری گرافیست به نام «ندا» ازدواج کرده؛ اما بدلیل آنکه نمیتوانند خانهای متناسب با شرایط مالیشان پیدا کنند، هر یک در منزل پدری خود زندگی میکنند. پدر فرید که کارمند بانک است، مشکل پسرش را به یکی از مشتریان بانک در میان میگذارد تا شاید کمکی به فرزندش بکند. در این میان، فرید و ندا هربار درباره یکی از معضلات و مشکلات اجتماعی گزارش تهیه کرده و در روزنامهشان چاپ میکنند و در این راه، خود به شناخت تازهای از جامعه میرسند. سرانجام پس از وقوع ماجراهایی، این زوج جوان موفق میشوند برای خود منزل مناسبی بیابند و. . . .
برگزاری مراسم افتتاحیه و اختتامیه هفدهمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر در قالب کاروان بزرگ هنرمندان تئاتر از دیگر تجربیاتم در طول سال 1377 بود. کاروانی متشکل از گروههای تئاتر خیابانی و کودک و نوجوان و همچنین هنرمندان عروسک ساز که از میدان انقلاب تا محوطه مقابل تئاتر شهر همراه با موسیقی و حرکت راهپیمائی نمودند و موجبات خرسندی مردم رهگذر را فراهم آوردند. تجربه بسیار شیرین و دلپذیری بود بویژه عکس العمل مردم که بسیار دیدنی بود.
سال 1378
فیلمنامه بیست و شش قسمت چهل و پنج دقیقه ای « ظهر اضحی» در یک سفر بیست روزه به پایگاه همدان و استقرار در میهمانسرای آنجا بدور از دغدغههای اداری و خانوادگی در سه بخش با عناوین شریعت ( کودکی و نوجوانی) ، طریقت (جوانی ) و شهادت ( دوران انقلاب و دفاع مقدس ) از زندگی شهید عباس بابائی به اتمام رسید و پس از کسب نظرات پیشنهادی احد رضا درویش که بنا بود ان را کارگردانی کند تحویل گروه شاهد تلویزیون شد.
در خرداد ماه بمناسبت ارتحال حضرت امام خمینی (ره) و حضور میهمانان خارجی در مراسم بزرگداشت نمایش «سفر وصل» نوشته «محمد رضا خجسته» با کمی تغییرات در تالار وحدت به مدت ده شب بروی صحنه رفت که برای آخرین بار نام خجسته نیز بعنوان کارگردان کنار نام من قرار گرفت، تا این عادت غلط برای همیشه ترک شود که بنام دیگری کارگردانی یا دیگری را در کار اختصاصی خود شریک نمایم
نقش «حمزه بن موسی» را در سریال «ولایت عشق» به كارگردانی مهدی فخیم زاده بازی کردم که خاطره شیرین و دردناکی از آن بیاد دارم. به هنگام قرار داد بنا شد در کلاس سوارکاری شرکت کنم و انتظار من تا روز آفیش به نتیجه نرسید و بعد از لباس و گریم در شهرک سینمایی نزد آقای فخیم زاده رفتیم تا برای ضبط سکانس مربوطه آماده شویم وقتی متوجه شدند که بعلت کوتاهی عوامل تولید من در کلاس سوارکاری شرکت نکردم بسیار عصبانی شدند و پس از شست وشوی کامل عوامل مسئول آموزش سوارکاری را صدا زدند و ضمن اشاره به من گفتند تا دو ساعت دیگر ایشان را سوارکاری که بتواند به تاخت با اسب بیاید لازم دارم.
با همان لباسهای عربی به میدان سوارکاری رفتیم و پس از توضیحات تئوری کوتاهی که در مورد اسب و نحوه سوارکاری داده شد سوار بر اسب شدم و هنوز در گیر چگونگی در دست گرفتن افسار و گذاشتن پا بر رکاب بودم که اسب را هی کردند و من چندین دور همانند صحنههای رام کردن اسب وحشی در فیلمهای وسترن روی اسب بالا و پائین شدم.سوارکاری را در طول دو ساعت یاد گرفتم اما وقتی به تاخت وارد میدان شهر شدم دوربین جا ماند و تصمیم گرفتند یورتمه بیایم یورتمه که آمدم باز سرعت مناسب نبود و دوربین امکان عمل نداشت پس از شور و مشورت کارگردان و مدیر فیلمبرداری بنا شد سوار بر اسب به ارامی وارد میدان شده و طول میدان را طی نمایم اما باز اختلاف ارتفاع سوار با مردم پیاده و حاضر در شهر که این بار برای ضبط در میدان آمده بودند تصویر مناسبی نداد و در پایان روز تصمیم گرفتند پیاده افسار اسب در دست وارد شهر شوم و بدین ترتیب از آموزش سوارکاری در دو ساعت هیچ بهره ای نبردم و فقط یکماه کوبیدگی پائین تنه موجب بستری شدن در منزل شد.
باز تولید نمایش میدانی شهادت سبز که در سال 76 اجرا شده بود تحت عنوان مانور تعقیب و مراقبت نوشته محمد قاسمی و باز هم خطای همیشگی به نام محمد رضا خجسته و اجرای ان در محوطه پارکینگ و مقابل تالار امام خمینی فرهنگسرای بهمن بمناسبت هفته نیروی انتظامی از دیگر فعالیتها در این سال بود.
مهر ماه بعنوان نماینده هنرمندان ارتش جمهوری اسلامی ایران در شورای ارزشیابی هنرمندان کل کشور به دبیرخانه این شورا مستقر در وزارت ارشاد اسلامی معرفی شدم.
دی ماه نقش سرهنگ محمدی را در تله فیلم « بودن ، نبودن» بکارگردانی آقای محسن براتی از کارکنان حفاظت اطلاعات ارتش بازی کردم.
در هجدهمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر عضو هیئت انتخاب آثار بخش خیابانی بودم و در ستاد برگزاری جشنواره نیز همکاری داشتم.
در بخش اداری ساختار سازمان دوباره بصورت ادارات سه گانه زمینی، هوایی و دریایی در آمد و من به عنوان مدیر هنرهای نمایشی ارتش منصوب شدم و اولین جشنواره تئاتر ارتش را با عنوان «میلاد نور»همزمان با افتتاح سالن پرواز که تخریب و در قالبی جدید بازسازی شده بود برگزار كردم.
نخستین تجربه برگزاری جشنواره تئاتر را نیز با پشتیبانی حاج آقا سید اشرفی انجام دادم. در کل شخصیت ریسک پذیر ایشان پیوسته موجب رشد من در زمینه هنر و عرصه ارتش بود. امکاناتی که در دوران تحصیل برایم ایجاد میکردند علاوه بر اصرار بیش از حدشان تا قهر و آشتی برای تشکیل کارگاه فیلمنامه نویسی و وادار کردن من به نگارش تنها اثر مکتوب در طول عمر هنری تا به امروز (3/5/1393) در حالی که خودم این توانایی را باور نداشتم اما بخوبی انجام شد و حالا دبیری یک جشنواره در سطح ارتش امکان و فرصت خوبی بود برای من تا در عرصه مدیریت هنری خود را محک بزنم.
«اولین جشنواره سراسری تئاتر و شعر ارتش (میلاد نور)»
زمان و مكان برگزاری:5 تا 15 اسفند 1378 ـ تهران
برگزار كننده:معاونت تبلیغات و انتشارات سازمان عقیدتی سیاسی ارتش
دبیر جشنواره: سرهنگ 2 محمد حمزهزاده
هیئت داوران:آقایان اردشیر صالحپور ـ فرهاد مهندسپور ـ حسین مسافر
سالنها:تالار پرواز
تعداد متون ارسالی از ادارات هفده گانه:52 متن
تعداد نمایشهای بازبینی شده :28 نمایش
تعداد گروههای شركت كننده:13 گروه
نمایشهای شركتكننده:نمایشنامه مسیح هرگز نخواهد گریست از پایگاه هوایی دزفول، نمایشنامه آن پسر دل دارد از لشگر 88زرهی زاهدان، نمایشنامه خاطرات عكاسباشی از منطقه دریایی بندرعباس، نمایشنامه وصال یار از پایگاه هوایی اصفهان، نمایشنامه ماریا از گروه آزاد، نمایشنامه مسافر از لشگر33 تكاور پرندك، نمایشنامه آیینه درآیینه از پایگاه هوایی چابهار، نمایشنامه نوبت آیینهها از مركز آموزش عجب شیر، نمایشنامه آخرین بازی از تیپ زرهی همدان، نمایشنامه رقص پلاك از پایگاه هوایی شیراز، نمایشنامه تابستانه از دانشگاه هوایی، نمایشنامه شب تا شب با سیاوش از پایگاه هوایی مشهد، نمایشنامه خاطره شد آن روز سرخ از پشتیبانی منطقه 2 شیراز.
نشریه: پنج شماره بولتن روزانه در اندازه A5 بصورت فتوكپی و در 8 صفحه
توضیحات:برگزاری جشن میلاد بمناسبت میلاد حضرت فاطمه زهرا (س) و امام خمینی (ره) و جلسات نقد و بررسی با تكیه بر جنبههای آموزشی توسط برادر عبدالحسین مرتضوی كارشناس ارشد ادبیات نمایشی از دیگر برنامههای این جشنواره بود. مسئولیت اقامت گروههای شركتكننده به عهده ادارات عقیدتی سیاسی نیروی مربوطه بود. تعداد 170 نفر از هنرمندان تئاتر در نیروهای مختلف زمینی،هوایی و دریایی ارتش ( 105 پایور ـ 25 وظیفه ـ40 شخصی) در این جشنواره شركت داشتند. و نزدیك به 4230 نفر از برنامههای جشنواره دیدن كردند. ادارات هفدهگانه عقیدتی سیاسی ارتش در برگزاری این جشنواره همكاری داشتهاند.
سال 1379
آغاز سال 1379، مصادف بود با ایام سوگواری سرور و سالار شهیدان حسین بن علی (ع) به همین مناسبت برنامه اجرای تعزیه در محوطه تالار پرواز که تحت مدیریت من بود تنظیم و با استفاده از گروههای تعزیه و بازیگران تئاتر ارتش به اجرا در آمد که مورد استقبال اهالی خیابان پرواز و منطقه نیروی هوایی قرار گرفت.
اردیبهشت ماه را عضو ستاد برگزاری هفتمین یادواره سراسری تئاتر دفاع مقدس «عاشورائیان» بودم.
خرداد ماه به دعوت اصغر فرهادی بعنوان دستیار کارگردان 26 قسمت سریال داستان یک شهر 2 با شبکه پنج سیما قرار داد بستم. البته نخست بخاطر مسئولیتی که بعنوان مدیر هنرهای نمایشی ارتش داشتم موافقت نکردم اما اصرار اصغر فرهادی برای بازیگردانی و موافقت معاون فرهنگی وحتی عجیب تر ازآن تشویق ایشان بعنوان مسئول مستقیم موجب شد تا بپذیرم وازمرحله نگارش فیلمنامه همراه گروه بودم. در کناردستیاری و بازیگردانی، نقش قاضی و همچنین نقش «ماشاالله» را در دو قسمت بازی کردم که تجربه جدیدی به لحاظ کیفیت ارایه نقش و کمیت حضور در قصه داشت و بنوعی نقش اصلی محسوب میشد. در این مجموعه فرصتی شد تا وحید و سعید (پسران دو قلویم) نیز تجربه ای در بازی فیلم پیدا کنند. کار تولید این مجموعه تا پایان سال طول کشید و همزمان از شبکه پنج سیما پخش میشد.
در مهرماه با وجود حضورم در گروه تولید مجموعه داستان یک شهر دومین جشنواره سراسری تئاتر ارتش، با عنوان «حماسه جاوید»، را با موفقیت تمام و بدون هیچ کم و کاستی برگزار نمودم.
«دومین جشنواره سراسری تئاتر ارتش (حماسه جاویـد)»
زمان و مكان برگزاری:از 19 تا 28 مهر ماه 1379 ـ تهران
دبیر جشنواره:سرهنگ2 محمد حمزهزاده
اسامی هیئت داوران:آقایان ابوالفضل ورمزیار ـ مجید اشتیاقی ـ غلامحسن تسعیری
سالنهای محل برگزاری:تالار پرواز ـ تالار ولایت ـ آمفی تئاتر مركز آموزشهای هوایی
تعداد متون ارسالی:87 متن ( وزارت دفاع 9 ـ بسیج 2 ـ ادارات هفده گانه ارتش 76)
تعداد نمایشهای بازبینی شده:26 نمایش
تعداد گروههای شركت كننده:11 گروه
نمایشهای شركتكننده:نمایشنامه شبانه از لشگر 28 سنندج، نمایشنامه خاك سبز از لشگر 88 زرهی زاهدان، نمایشنامه عزیزمایی از مركز آموزش عجب شیر، نمایشنامه بنت سعد از اداره بهداری نیروی هوایی، نمایشنامه با ولایت تا دریا از لشگر 30 گرگان، نمایشنامه ستارههای بی نشون از لشگر 91 زرهی اهواز، نمایشنامه صبح قریب از لشگر 21 حمزه تبریز، نمایشنامه پرچمدار از مركز مهندسی بروجرد،نمایشنامه خرس از پایگاه دهم شكاری چابهار، نمایشنامه آرزویم آرزوست از گروه آزاد، نمایشنامه زیر زمین از پشتیبانی منطقه2 شیراز.
نشریه:یك شماره بولتن در اندازه A4 بصورت فتوكپی و در 14 صفحه
توضیحات: برگزاری جلسات نقد و بررسی وكلاس آموزشی ( مبانی كارگردانی ) 2 جلسه 4 ساعته توسط استاد سعیدكشن فلاح استاد دانشكده هنرهای زیبای دانشگاه تهران از دیگر برنامههای این جشنواره بود. مسئولیت اقامت گروههای شركتكننده به عهده ادارات عقیدتی سیاسی نیروی مربوطه بود. تعداد 120 نفر از هنرمندان تئاتر ارتش (86 نفر زمینی – 24 نفر هوائی- 10 نفر دریائی ) در این جشنواره شركت داشتند. و تعداد 4380 نفر از نمایشها دیدن كردند. همچون گذشته نیز ادارات هفدهگانه عقیدتی سیاسی ارتش در برگزاری این جشنواره همكاری داشتهاند.
در دی ماه نقش «سرهنگ امجد» را در فیلم سینمائی «سقوط» به كارگردانی محمد رضا ورزی بازی كردم.
محمد رضا ورزی
متولد: ۱ تیرماه۱۳۵۲ تهران/ کارگردان و نویسنده سینما و تلویزیون
محمدرضا ورزی کار حرفهای خود را از تلویزیون آغاز کرد و سال 1379 در فیلم سقوط بعنوان کارگردان فعالیت داشته است . گرچه موفقیت این اثر نسبت به آثار شاخص بعدیش مانند سریال ستارخان، بیشتر نبود اما تجربه خوبی برای محمدرضا ورزی محسوب میشود و همکاری با هنرمندانی همچونحمید منوچهری ، ناصر خاوری، خسرو فرحزادی و ناصر کیتی جاه را تجربه کرد محمد رضا ورزی در سال 1396 دوره ی پر تلاشی را در عرصه سینما و تلویزیون گذاراند و در تولید آثار مهمی حضور داشته است.
در اسفند ماه که پروژه داستان یک شهر به اتمام رسیده بود در پنجمین جشنواره سراسری فتح و معراج توسط وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح برگزار شد عضو هیئت بازبینی و داوری جشنواره بودم.
از دیگر فعالیت های سال 79 مشاورت در کارگردانی و اجرای دو نمایش میدانی کوتاه با عناوین « امام علی (ع)» و « سرود پلیس» بود که نویسنده انها محمد قاسمی و کارگردانان حسین مسافر و هوشنگ هیهاوند بودند. که در مجموعه دوازده هزار نفری آزادی بمناسبت هفته نیروی انتظامی اجرا شد.
سال 1380
اوایل سال را مشغول برنامه ریزی جهت برگزاری اولین هم اندیشی هنرمندان تئاتر ارتش با محوریت تئاتر دینی بودم و دکتر جابر عناصری کمک زیادی برای برگزاری و سخنران اصلی مراسم در تیرماه بود.
تابستان را در تدارک اجرای نمایش میدانی «رقص مرگ» به مناسبت هفته نیروی انتظامی گذراندم که در استادیوم ورزشی 12 هزار نفری آزادی اجرا شد کارگردانی این نمایش اولین تجربه من با موسیقی انتخابی توسط جهانسوز فولادی بود.و چه تجربه شیرین و بیاد ماندنی از استاد بود. بویژه نشستی که به پیشنهادایشان در منزلش که محل کارش نیز بود داشتیم که بسیار استادانه و مسلط از مجموعه گسترده ای که در اختیار داشت موسیقی مناسب را انتخاب و ارائه میکرد.
1380/6/13 موفق به دریافت درجه یک هنری از شورای ارزشیابی هنرمندان کل کشور شدم.
به درجه سرهنگ تمامی نائل آمدم.
در این سال دومین جشنواره سراسری تئاتر پلیس توسط عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی برگزار شد و من بعنوان قائم مقام دبیر جشنواره و در گروه بازبینی و داوری جشنواره عضویت داشتم.
انگیزه ادامه تحصیل در طول این سالها، بارها مرا در كنكور كارشناسی ارشد ناكام كرده بود، اما پیگیری و مساعدت دکتر فردوس حاجیان از هم کلاسی های دوره کارشناسی که رئیس وقت دانشکده هنر و معماری دانشگاه آزاد اسلامی بود و همچنین تلاش مضاعف خودم، امكان ورود به مقطع كارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی را با رتبه یك در این سال فراهم كرد.
اما ارتش بورسیه مقطع کارشناسی ارشد مرا تائید نکرد و در نهایت تصمیم به انصراف گرفتم که حاج آقا سید محمود علوی ریاست وقت سازمان عقیدتی سیاسی ارتش که پیوسته حامی کارکنانی بود که ادامه تحصیل میدادند پرداخت شهریه دانشگاه آزاد مرا از اعتبارات ویژه حوزه ریاست سازمان تقبل نمود و من از بهمن ماه مشغول تحصیل در واحدهای پیش نیاز شدم.
همکلاسی های دوره کارشناسی ارشد
بهاره رهنما
متولد 10 آذر 1352 اراک / هنرپیشه سینما، تلویزیون و تئاتر
وی از سال 1371 تا سال 1397در 36 اثر سینمایی و 21 اثر تلویریونی و 2 عنوان تثر در حوزه نمایش خانگی حضور و در سه گروه نویسندگان فیلمنامه نیز شرکت داشته است. اما فعالیت های تئاتری بهاره رهنما عبارتند از : راه پله/ ماربازی/ شاه لیر/ بیوه نویسنده فقید/ فصل فراموشی/ تابستان فراموشی/ بلافیگورا/ اپراتور نسل چهارم/ خورشیدهای همیشه/ آرامش زن زیبایی است که شوهر دارد/ دیگری/ سونات پاییزی/ حرفهای/ زنانی که به بزها خیره شدهاند/ دوباره اون آهنگ رو بزن سم/ عامدانه، عاشقانه، قاتلانه/ انگار در چشمهای تو اسب میدود/ تو دهنتُ میبندی یا من/ نمایش اسپانیایی/ آرسنیک و تور کهنه/ دورهمی زنان شکسپیر/ با من بستنی میخوری؟/ بادی که تو را برد‚مرا خشک کرد/ پسران آفتاب/ غبار/ چشمهایی که مال توست/ این تابستان فراموشت کردم/ خیالهای جاده جاجرود/ گروتسکی بر تبارشناسی دروغ و تنهایی/ تراس/ فیل/ میخواهم با میوسوو ملاقات کنم/ هاملت با سالاد فصل/ خدای کشتار/ پنجرهها/ تله تئاتر پیش از آشنایی/ تله تئاتر ای نسیم باران
روشنک عجمیان
متولد 20 بهمن 1355/ بازیگر سینما و تلویزیون و همچنین مجری میباشد. کار تئاتر را با کلاسهای بازیگری از سال ۱۳۷۲ شروع کرد و اولین کار تصویری او در همان سال بود. در سال ۸۱ با برنامه چشمانداز اولین کار خود را به عنوان مجری تجربه کرده است. روشنک عجمیان در دوره لیسانس رشته بازیگری راانتخاب کرد و در دوره فوق لیسانس رشته کارگردانی تئاتر را برگزید وی از سال 1381 تا 1395 در پنج فیلم سینمایی و 17 مجموعه تلویزیونی نقش افرینی نموده و در چندین برنامه تلویزیونی بعنوان مجری ظاهر شده است.
مسعود موسوی
متولد 1337 اراک/ استاد دانشگاه/کارگردان/بازیگر/منتقد/داور/مسئول گروه نمایشی پژواک،تاسیس گروه 1370 وی تحصیلاتش را در رشته بازیگری و فوق لیسانس کارگردانی به اتمام رساند/ غریبه/ دادیار/ حادثه جنبی/ پدر و پسر/ کابوس/ اگه یک روز صبح…/ مجسمههای یخی/ آدم آدم است/ دلم میخواد محکم بزنم تو گوش اتللو/ شمشیرهای ژنرال/ به دهکده جهانی خوش آمدی پینوکیو/ بامها و زیر بامها/ حالت چطوره مش رحیم/ تبر/ بچه فیل/ قلعه شاه مال منه/ شازده کوچولو/ رازهای وحشی/ جائی که قانون میگرید/ باغ آلبالو/ فکاهینامه گمشدگان/ دیدار واپسین/ ما فقط پنج دقیقه وقت داشتیم/ بزرگترین هیچی دنیا/ زیرآسمان کبود شهری بود/ زندگی چیز خوبیه/ تبر/ انتیگون/ غریبه/ فکر میکنی گوشت ادمیزاد چه مزه ای داره/ اکتبر1942 پاریس/ ملا صدرا/ روشنتر از خاموشی/ طلاق/ فردا دیر است/ انتقال/ پاتوق/ همسایه ها/ برگی از زندگی/ باز هم زندگی/ وکلای جوان/ تولدی دیگر/ سقوط/ کوهولین/ ارانی/ میزبان/ شبی در مسافرخانه/ غروب یک روز بارانی/ عناوین فعالیت های او در تئاتر و تلویزیون است.
مجید بهشتی
وی در سال ۱۳۵۳ تحصیلات متوسطه را در دبیرستان آرشام کرمان در رشته طبیعی و شیمی به پایان برد و پس از اخذ دیپلم به دانشکده هنرهای دراماتیک تهران راه پیدا کرد، او تحصیلات خود را تا پایان سال ۱۳۶۵ تا سطح لیسانس در رشته هنرپیشگی و کارگردانی ادامه داد و در سال ۱۳۸۳ در رشته کارگردانی تئاتر فوق لیسانس گرفت.مجید بهشتی از بدو ورود به دانشکده هنرهای دراماتیک تهران بهطور عملی نیز به فراگیری فن نمایش و کارگردانی پرداخت و زیر نظر استادان بزرگی چون رکنالدین خسروی، حمید سمندریان، بهزاد فراهانی، حسین پرورش و دیگر استادان، فن کارگردانی و بازیگری را آموخت. وی در سال ۱۳۶۰ در تلویزیون به عنوان تهیهکننده و کارگردان بهکارِ تهیه و تولید سریال و فیلم سینمایی پرداخت و کارهای بسیاری را به عنوان تهیهکننده و کارگردان تولید کرد. همزمان در سال ۱۳۷۶ مجله سینمایی فیلم و هنر را پایهگذاری کرد و بمدت ۷ سال در این مجله به عنوان مدیر مسئول و سردبیر مشغول کار بود اما انتشار این نشریه در سال ۱۳۸۴ متوقف شد. بهشتی در دوران خدمت در رادیو و تلویزیون، کارگردانی و تهیهکنندگی سریالهای بلند و نمایشهای تلویزیونی پُر بینندهای را به عهده داشت که با موفقیت از رادیو و تلویزیون ایران پخش گردید. او در سال ۱۳۸۳ ایران را به مقصد انگلستان ترک گفت و اکنون در لندن اقامت دارد. فعالیتهای هنری مجید بهشتی را میتوان به چند بخش تقسیم کرد
وی از سال 1348 در 19 عنوان نمایش و 13 فیلم تلویزیونی و یک فیلم سینمایی بعنوان بازیگر ، نویسنده و یا کارگردان حضور داشت از سال 1387 پنج عنوان نمایش در کشور انگستان برای رکن الدین خسروی بازی و یا خود کارگردانی کرده است .
محمد دشتگلی
پیش از این سابقه مدیریت در اداره کل هنرهای نمایشی و حوزه های فرهنگی و هنری مختلف را داشته است وی سوابق و تجربیات ارزشمندی در حوزه تئاتر دارد از مدیران تراز اول اداره کل هنرهای نمایشی است و سالها در حوزه تئاتر شهرستانها فعال بود و مدتی بعنوان سرپرست اداره کل هنرهای نمایشی فعالیت داشت و پس از بازنشستگی بعنوان مدیر پردیس تئاتر شهرزاد منصوب شد
به پیشنهاد سید داوود سیدی گرفمی به عضویت هیئت مدیره موسسه فرهنگی هنری و سینمایی هفت هنر در امدم.
سید داوود سیدی گرفمی
شروع فعالیت حرفه ای از سال 1364 در حیطه تهیه کنندگی ، کارگردانی ، نویسندگی و بازیگری (سینما ، تلویزیون و تئاتر) تهیه و تولید بیش از 50 فیلم مستند تهیه و تولید بیش از10 فیلم مستند و داستانی تهیه و تولید بیش ازچندین سریال و مجموعه تلویزیونی عضو پیوسته انجمن صنفی تهیه کنندگان سینمای مستند سینمای ایران عضو پیوسته انجمن صنفی فیلمسازان آسیفای سینمای سینمای ایران (انیمیشن سازان) عضو پیوسته انجمن صنفی آموزشگاههای آزاد سینمایی ایران عضو پیوسته انجمن صنفی موسسات فرهنگی و هنری استان تهران مدیرعامل و رئیس هئیت مدیره موسسه هنر سیاه و سفید مدرس دروس اختصاصی سینما و رسانه های تصویری در مراکز آموزشی