سال 1386

حالا دیگر بازی های کودکانه، و تجربیات عملی چندین ساله وآموخته هایم از مربیان دلسوزی همچون سهراب سلیمی و رسول نحفیان در حوزه تئاتر به همت اساتید دانشگاه از جمله دکتر سعید کشن قلاح، دکتر تاجبخش فنائیان، دکتر ناصر آقائی و استاد حمید سمندریان به علم نیز آراسته شده بود و جایگاه جدیدی در خانواده تئاتر حرفه ای کشور پیدا کرده بودم. حال بعنوان کارشناس با تجربه کارگردانی تئاتر احساس مسئولیت بیشتری داشتم و در فکر برنامه ریزی بهتر برای آینده بودم.

رهایی از خدمت نظام و مفتخر شدن به کسوت بازنشستگی فصل جدیدی را در زندگی من گشود و تولدی مجدد یا آغازی دوباره برای من محسوب می شد. باید بیش از پیش در فضای تئاتر حرفه ای حضور مییافتم و جایگاه بوجود امده را تثبیت می نمودم. لذا فصل چهارم که همانند فصل سوم یک دهه طول کشید فراز و نشیب فراوانی داشت و بیش از هرچیز تعالی و رشد معنوی با چندین سفر زیارتی برایم جذابیت بی مثالی را داشت.

تعطیلات نوروز مجموعه حبیب اقا از تلویزیون پخش شد. و تاثیر خوبی بر فضای ایجاد شده هنری من برای فعالیت بیشتر داشت.

ـ بمناسبت برگزاری مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه پلیس و به سفارش فرماندهی و عقیدتی سیاسی دانشگاه نیروی انتظامی نمایش میدانی « راهور» را با بهره گیری از علائم راهنمایی و رانندگی بین المللی به کمک علی براتی و تعدادی از هنرمندان حرکات موزون و دانشجویان دانشگاه در میدان صبحگاه دانشگاه در حضور شخصیت های عالی رتبه کشوری و لشگری و وزیر کشور کارگردانی و اجرا کردم.

ـ از طرف سازمان بازنشستگان لشگری جهت برگزاری اولین جشنواره فیلم سروش منزلت در سطح بازنشستگان کل کشور دعوت به همکاری شدم دبیر جشنواره حسین سوادکوهی بود و مسئولیت قائم مقامی بر عهده من اما وی بدلایلی نتوانست کمکی در امور اجرایی جشنواره داشته باشد تا حدی که گزارش دبیر جشنواره در مراسم اختتامیه که در خانه هنرمندان برگزار میشد نیز بخاطر غیبت دبیر بطور بداهه توسط من بیان شد.

ـ تیر ماه نقش « سرهنگ» را در فیلم داستانی « اکنون در آئینه» بکارگردانی سجاد حسینی برای معاونت فرهنگی و روابط عمومی اداره عقیدتی سیاسی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران بازی کردم.

ـ نقش « پدر» را در نماهنگ « سربازی » بکارگردانی سید داوود سیدی گرفمی به سفارش حوزه نظام وظیفه نیروی انتظامی بازی ودر ضمن دستیار کارگردان نیز بودم .

ـ از اوایل آذر ماه وارد گروه آئین که نمایش « در قاب ماه» را بکارگردانی حسین مسافر آستانه در برنامه اجرا داشت شدم و دو نقش « پیک» و « سردار» را به عهده داشتم اما چند روزی قبل از اجرا نقش سردار را به کورش زارعی دادند و من فقط نقش « حصین بن تمیم »را در استادیوم شهید شیرودی بازی کردم.

ـ 14/11/86 تائیدیه هیات مرکزی نظارت بر انتخابات مجلس برای شرکت در هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه تهران ـ ری ـ شمیرانات و اسلامشهر بدستم رسید. بایستی برای تبلیغات گسترده برنامه ریزی میکردم که متاسفانه نه آدم این کار رو داشتم و نه سرمایه کافی در اختیارم بود. برای جلب حمایت خانه تئاتر نیز مراجعه کردم اما جوابشان مبنی بر عدم فعالیت سیاسی خانه تئاتر نه تنها قابل قبول و منطقی نبود بلکه موجب دلشکستگی من از اهالی خانه تئاتر شد. نه بخاطر خودم که در انتخابات موفق نشدم بلکه فکر میکردم حمایت از حضور یک تئاتری در مجلس شورای اسلامی امری ضروری برای هنرمندان و تئاتر کشور است.

ـ آذر ماه به سفارش ستاد برگزاری بزرگداشت دهه فجر نمایش « آوای فجر » را بر اساس طرح اولیه اردشیر صالح پور نوشتم و با آغاز تمرینات بکارگردانی محمود فرهنگ به ناگهان ایشان برای اجرای نمایش خورشید کاروان عازم هلند شد و شب یازدهم بهمن یعنی یک روز قبل از اجرا بازگشت درحالی که نمایش آماده اجرا بود و اجرای بسیار موفق، بی سابقه و تاثیرگذاری در ساعت 9 صبح روز دوازدهم بهمن در مرقد مطهر حضرت امام خمینی (ره) داشتیم که بخاطر انعکاس بین المللی آن تصمیم گرفته شد روز 22 بهمن نیز در مقابل دوربین رسانه های بین المللی در میدان آزادی و جلوی جایگاه قبل از سخنرانی رئیس جمهور اجرا شود که این اتفاق برای اولین بار در تاریخ برگزاری جشنهای گرامیداشت ایام الله دهه فجر رخ داد.

ـ از نمایش در قاب ماه بکارگردانی حسین مسافر دو اجرا نیز در جشنواره بین المللی تئاتر فجر و در تالار وحدت داشتیم.

در سال 86 از طرف مرکز اموزش عقیدتی سیاسی ارتش از من دعوت شد تا طرح درسی دوره آموزشی عالی رسته ای تخصص هنر را برای این مرکز تدوین نمایم این امر موجب شد تا مطالب درسی هنر و واحدهای عمومی و تخصصی رشته نمایش را یکبار دیگر مرور کنم و آنچه به لحاظ کاربردی در فضای هنری ارتش موثر است را انتخاب و در قالب دو برنامه برنامه آموزشی یکی برای دوره عمومی هنر برای همه رشته ها و دیگری دوره تخصصی تئاتر برای هنرمندان رشته نمایش ارائه نمایم.

1ـ دوره عمومی آشنايي با هنر

2ـ دوره تخصصی آشنايي با تئاتر

سال 1387

ـ تغییراتی در سازمان عقیدتی سیاسی ارتش بوجود آمد و حاج آقا محمد رضا واحدی به سمت معاونت فرهنگی و روابط عمومی منصوب گشت و بعد از چندین جلسه مشاوره که با من داشت پیشنهاد بازگشت به سازمان به منظور تشکیل اداره کل امور هنری و ایجاد ساختار مناسب برای فعالیت را داشت. با وجود مخالفت همسرم به شرط اعزام به سفر حج از طرف سازمان پذیرفتم و بلافاصله مشغول ساماندهی به ساختار اداره کل هنری ارتش شدم که حمایت های حاج آقا واحدی و پشتیبانی حاج آقا علوی انصافا راه گشا بود.

ـ در جریان برگزاری جشنواره فیلم سروش منزلت در سال گذشته ارتباطی با کرامت پور شهسواری مدیر مرکز صدا و سیمای نیروی انتظامی داشتم و بنا شد فیلمنامه ای را برای کار با پشتیبانی نیروی انتظامی ارائه دهم لذا یاد فیلمنامه یک اتفاق ساده نوشته جمشید بهمنی افتادم که در مدتی بود در اختیار من بود چرا که بنوعی و تا اندازه ای در نگارش آن دخالت داشتم. فیلمنامه را ارائه دادم و منتظر نتیجه ماندم ناگهان جمشید بهمنی تماس گرفت و گفت قصد دارد فیلمنامه یک اتفاق ساده را که برای کار در اختیارمن بود برای صدا و سیمای نیروی انتظامی کارگردانی کند حالا چه ماجرایی بود هرگز مشخص نشد یا بهمنی مرا دور زده بود و یا کرامت پورشهسواری. به هرحال از آنجایی که من همواره تعالی و کار هنری را به اینکه من باشم یا دیگری ترجیح میدادم بروی خود نیاوردم و پس از مدتی دعوت شدم برای بازی نقش «سرهنگ» در این پروژه که با عنوان « میکائیل» و به کارگردانی جمشید بهمنی در ماسوله  تولید میشد.

اردیبهشت ماه به پیشنهاد سید داوود سیدی گرفمی مدیر عامل موسسه فرهنگی هنری سفید ئ سیاه که بتازگی عضو هیئت مدیره انجمن صنفی شده بود بعنوان مشاور هنری هیئت مدیره انجمن صنفی مراکز و موسسات فرهنگی و هنری استان تهران منصوب شدم که البته منصبی بی جیره و مواجب بود و فقط بابت این امر حکمی صادر شد.

ـ تابستان بعنوان دستیار کارگردان وارد گروه آقای دکتر محمود عزیزی شدم و نمایش « بیژن و منیژه» در تالار اصلی تئاتر شهر بروی صحنه رفت.در عین حال عضو هیئت انتخاب آثار دوازدهمین جشنواره بین المللی نمایش عروسکی تهران مبارک بودم.

بعد از اجرای بیژن و منیژه بلافاصله دستیاری محمود فرهنگ را در نمایش خیابانی « سوپ سنگ» بمنظور شرکت درسومین جشنواره تئاتر خیابانی مریوان، پانزدهمین جشنواره بین المللی تئاتر کودک و نوجواناصفهان و دوازدهمین جشنواره بین المللی عروسکی تهران بعهده گرفتم که اجرای بسیار موفقی در هر سه جشنواره داشت.

از 1/9/87 ساختار سازمانی مدیریت هنری ارتش به اداره کل تغییر یافت و من بعنوان مدیر کل امور هنری ارتش منصوب شدم.

ـ شب بیست و هفتم برای خواستگاری الهام عروسم به منزل ایشان در شرق تهران رفتیم ساعت 7 شب بود که برف شروع شد و ساعت 30/8 که ما از خانه حرکت کردیم همه جا سفید پوش شده بود برف سنگین موجب ترافیک سنگین در سطج شهر شده بود و ما ساعت یک بعد از نیمه شب به منزل ایشان رسیدیم.

ـ برای اولین بار نماینده سازمان عقیدتی سیاسی ارتش عضو داوران بخش تجلی اراده ملی بیستمین جشنواره فیلم فجر بودم.

ـ در بهمن ماه به همراه محمود فرهنگ کارگردانی و در کل برگزاری مراسم افتتاحیه بیست و هفتمین جشنواره بین المللی تئاتر فجر را بعهده داشتم که بعد از حرکت گروههای نمایش خیابانی با در دست داشتن عروسک های عظیم الجثه از دیکتاتور های تاریخ ایران و جهان از میدان انقلاب تا چهار راه ولیعصر مراسم در فضای باز مقابل تئاتر شهر با همکاری دسته موزیک و یگان موتوری تشریفات ارتش و اجرای سرود الله الله بطور زنده توسط رضا رویگری و با بیانات دکتر ایمانی معاونت هنری وقت وزارت ارشاد و خیر مقدم حسین مسافر دبیر جشنواره برگزار گردید دکتر اردشیر صالح پور مجری این مراسم بود و واز استاد علی نصیریان نیز تجلیل بعمل امد.

ـ پایان سال از باقیمانده اعتبارات سالانه معاونت فرهنگی و روابط عمومی اقدام به بازسازی مجموعه پرواز نمودم.

سال 1388

ـ نتیجه پیگیری­­های سید حسین سحری یکی از کارکنان سیما فیلم برای ایجاد ارتباط و تعامل بین سازمان عقیدتی سیاسی ارتش و سیما در زمینه تولید فیلم ، کار گروهی تخصصی با مدیریت من و آقای سحری تشکیل شد و تفاهم نامه­ای تنظیم و پس از چندین بار به اصطلاح چکش کاری نهایتا توسط روسای دو نهاد در یک جلسه رسمی و رسانه ای امضاء شد و طبق یکی از مواد تفاهم نامه من بعنوان نماینده سازمان به عضویت شورای فیلمنامه گروه انقلاب و دفاع مقدس سیما فیلم در آمدم. چند جلسه اول بیشتر جنبه تشریفاتی داشت اما پس چند مورد سوالی که از سوی اعضای شورا مانند آقایان جمال شورجه، حسین حقیقی، محمد رضا شیروانیان، رضا موسوی مطرح شد که بنظرم نوعی تست و آزمایش سطح علمی و تخصصی من بود تصمیم گرفتند که با حفظ سمت من نیز یکی از اعضای تخصصی شورا محسوب شوم و قراردادی با سیما فیلم منعقد شد و پس از آن کلیه فیلمنامه ها در اختیار من نیز قرار گرفت.

تا پایان سال در گروه انقلاب و دفاع مقدس سیما فیلم 274 عنوان طرح و فیلمنامه مطالعه و بررسی و اظهار نظر کردم.

مرداد 88 = 7 عنوان                شهریور88= 44 عنوان                    مهر 88= 38 عنوان           ابان 88 = 44 عنوان

اذر88= 59 عنوان                   دی 88= 40 عنوان                        بهمن88= 26 غنوان          اسفند88= 16 عنوان

تیر ماه هفتمین دوره مسابقات فرهنگی و هنری سازمان عقیدتی سیاسی ارتش به دبیری مهندس کاشانی مدیر امور فرهنگی خانواده ها تحت نظارت من برگزار شد.

ـ ساخت سه فیلم مستند با عناوین « شرق حماسه»، « امیر ابادان»و « نوک پیکان» بکارگردانی اکبر کشتکار از جمله فعالیت های من در کسوت تهیه کنندگی در این سال بود.

ـ سفر خانه خدا

چند اقدام مهم در جلسه توجیهی سفر حج عمره توسط مسئولین کاروان سفارش شده بود اول تسویه حساب مالی با طلبکاران و بدهکاران دوم نوشتن وصیت نامه و حلالیت طلبی از کسانی که دین به گردن ما دارند این اخری شاید سخت ترین بخش کار بود از کی؟ چطور؟ با چه روئی؟ کسی از قلم نیافتد. تعیین مرجع تقلید و تصحیح قرائت حمد و سوره کار مشگلی نبود.

شنیده بودم در اولین سفر حج هرچه از خدا بخواهی مستجاب میشود لذا تنها چیزی که بعد از عاقبت بخیری برای همه مسلمین بویژه ایرانیان، شیعیان، دوستان، هنرمندان،تئاتری ها و تک تک اعضای خانواده از درگاه خداوند متعال خواستم جایگاه مناسب اجتماعی در رابطه به زحمات چندین ساله بود که در حوزه هنر نمایش کشیده بودم زیرا تا کنون من در فضایی بسته مانند ارتش فعالیت داشتم و در جمع خانواده حرفه ای تئاتر جایگاهی نداشتم.

از سفر حج که برگشتم به فاصله چند روز سید صادق موسوی تماسی گرفت و جویای نظر من در مورد مدیریت تئاتر کشور شد پس از یکی دو جلسه گفتگو قبول مسئولیت را به من پیشنهاد داد نخست بنظرم شوخی آمد اما بعد دچار دلهره شدم من کجا اداره کل هنرهای نمایشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی کجا؟ ( استجابت دعا به این زودی!!!!))

ـ بعد از چند نوبت پیگیری سید صادق موسوی و نهایتا استخاره ای که جوابش خوب بود پیشنهادش را پذیرفتم  و بنا شد نشستی با دکتر حمید شاه ابادی معاون وقت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی داشته باشم. دو جلسه طولانی با آقای شاه آبادی برگزار کردم و پیرامون همه چیز در تئاتر کشور صحبت کردیم و مشخصات و سوابق کاری من برای انتصاب به وزارت خانه ارسال شد اما انتصاب کارکنان بازنشسته دولت در مشاغل دولتی منع قانونی داشت و پذیرفته نشد.تقریبادر جلساتی که با آقای شاه آبادی داشتم به نظرات مشترکی رسیده بودیم و برنامه­های مفصلی برای ایجاد تحول و رونق تئاتر کشور پیش بینی شده بود لذا به پیشنهاد و تشخیص ایشان در تاریخ 1/5/88 بعنوان مدیر عامل انجمن هنرهای نمایشی کشور منصوب شدم تا کلیه برنامه های اجرایی تئاتر پس از انتقال از مرکز هنرهای نمایشی به انجمن برابر توافقات ما انجام شود.

ـ سیزدهم تا پانزدهم مهر ماه به اتفاق محمود فرهنگ و محمود صابری داور جشنواره تئاتر خیابانی غرب کشور در خرم آباد لرستان بودم و میهمان نوازی هنرمندان تئاتر خیابانی خرم اباد و محبت های برادران دلفان (امیر و فرزان) فراموش نشدنی است.

ـ پاییز نقش « مدیر نشریه» را در تله فیلم « نامه ای به سر دبیر» بکارگردانی مهدی مظلومی بازی کردم. که تجربه شیرینی بعنوان بازیگر مقابل استاد مهدی هاشمی بود.

ـ اواخر پاییز برای انجام کاری اداری به اداره بازنشستگی نیروهای مسلح غرب تهران مراجعه کرده بودم که آگهی برگزاری مراسم انتخاب پیشکسوت نمونه را دیدم از آنجایی که غالبا خلاصه سوابق هنری خود را همراه دارم فرم اولیه را تکمیل کرده و تحویل دبیرخانه مربوطه دادم و به فاصله چند روز سایر مدارک را تهیه نموده در قالب یک پرونده ارایه نمودم.اسفند ماه طی تماسی از اداره بازنشستگی به مراسم مذکور دعوت شدم و جزء منتخبین پیشکسوت نمونه بودم و طبق معمول این مراسم ها لوحی و تندیسی به یادگار دریافت کردیم البته به اضافه دو سکه بهار آزادی. در پایان مراسم رئیس اداره در گفتگویی خصوصی با منتخبین پیرامون جایگاه پیشکسوتان و افراد شاخص در نیروهای مسلح و لزوم قدردانی از ایشان به هر شکل ممکن سخن گفت و پس از وی یکی از منتخبین ضمن تقدیر و تشکر از توجه مسئولین به این امر اهداء لوح و تندیس را نقد کرد و خواستار توجه بیشتر مسئولان شد سرهنگ کاظمی رئیس اداره وقت چگونگی توجه بیشتر را پرسید و ایشان برای مثال حواله زیارتی عتبات، سوریه و یا حج عمره را عنوان نمود. در ادامه رئیس اداره قول داد تا تلاش خود را برای تهیه فیش حج تمتع برای منتخبین بکار گیرد دیگری خواستار همراهی همسران که در واقع پشتیبان پیشکسوتان نمونه بوده اند شد. و جلسه با بحث و تبادل نظر پیرامون میزان تاثیر همسران در خدمت مطلوب کارکنان و ایثار خانواده کارکنان نیروهای مسلح ادامه داشت که محل را ترک کردم.

ـ به لحاظ موقیعت و مسئولیت من در تئاتر بهمن ماه عضو رسمی ستاد برگزاری بیست و هشتمین جشنواره تئاتر بین المللی فجر بودم.

ـ بهمن ماه داور بخش اراده ملی بیست وهشتمین جشنواره بین المللی فیلم فجر نیز بودم.

سال 1389

ـ از انجائیکه رسیدگی به امور شهرستانها در مدیریت امور هنری ارتش برایم عادی بود و در واقع تنها راه ادامه حیات هنر و بویژه نمایش در یگانهای مختلف ارتش در سطح کشور رقم می خورد لذا توجه به امور شعبات انجمن در شهرستانها برای هنرمندان شهرستانی تئاتر بسیار تازگی داشت و همواره لطف شعبات انجمن هنرهای نمایشی در شهرستانها بصورت ارسال پیام شفاهی یا نامه و لوح شامل حال من بود.

ـ اردیبهشت ماه در اولین نشست هنرمندان نمایش استان مرکزی شرکت کردم و مسائل و مشکلات ایشان را شنیدم. و پلاتوی تمرین تئاتر را به اتفاق آقای حسین مسافر آستانه مدیرکل هنرهای نمایشی وقت افتتاح کردیم.

ـ طی تماسی از اداره بازنشستگی خبر اعزام به حج عمره در خرداد ماه شادمانی وصف ناپذیری را برایم بدنبال داشت میهمانی خانه خدا آن هم به فاصله کمتر از یکسال برایم باور نکردنی بود.

ـ همکاری با سیما فیلم تا تیر ماه ادامه داشت و در این مدت نیز تعداد 143 عنوان طرح و فیلمنامه را برای گروه انقلاب و دفاع مقدس سیما فیلم مطالعه و بررسی کرده و نظرات خود را در جلسات هفتگی ارائه نمودم.

فروردین89 = 10 عنوان           اردیبهشت89=42 عنوان                 خرداد89= 48 عنوان          تیر89=43 عنوان

اوایل مرداد ماه بدلیل حجم کار در انجمن هنرهای نمایشی ایران و دور شدن از فضای ارتش و عدم مسئولیت در مدیریت هنری سازمان عقیذتی سیاسی از ادام همکاری با سیما فیلم استعفا دادم.

سفر دوم خانه خدا

کاروان پرواز مستقیم به مدینه بود.دیگر مجبور نبودیم راه طولانی جده به مدینه را بپیمائیم در عربستان چیزی عوض نشده بود بگفته همراهان سالهاست که چیزی عوض نمیشود بخصوص قیمت اجناس و برنامه­های تدارک دیده شده برای حجاج، فقط اینبار بدلیل آشنایی خودمان برنامه­ریزی میکردیم کی و کجا برویم. سفر بخاطر اینکه طبق برنامه خودمان پیش میرفت دلنشین­تر و بدون استرس بود به همه چیز رسیدیم دل سیر زیارت کردیم و به اندازه کافی عکاسی و خرید.

ـ مهر ماه به دعوت استاد سعید کشن فلاح داور هفتمین جشنواره سراسری تئاتر ماه در بخش خیابانی بودم.

ـ ابان ماه بعنوان داور ناظر هجدهمین جشنواره تئاتر استان اردبیل به اردبیل رفتم.

ـ در طول مدیریت در انجمن همواره از مصاحبه مطبوعاتی و بنوعی خبر سازی پرهیز نمودم اما در اذر ماه به توصیه معاون وزیر آقای دکتر شاه ابادی اولین مصاحبه مطبوعاتی را بعنوان مدیر عامل انجمن هنرهای نمایشی کشور داشتم.مدیریت انجمن تجربه خیلی شیرینی نیست چرا که اولا هنوز به وعده هایی که داده شده عمل نکرده­اند و ثانیا مدیریت امور مالی همیشه موجب بدبینی کسانی میشود که توقعات زیادی دارند و کجاست در این زمانه آدم بدون توقع آن هم در زمینه مالی.

تنها نکته مثبت حضورم در انجمن تا کنون و در طول چند ماه گذشته آشنایی با جواد مستخدمی خزانه دار انجمن است که آدم با معرفت و کار بلدی است و فشارهای عصبی بسیاری را از دوش من برداشته است.

ـ بر گزاری همایش دو روزه روسای انجمن نمایش و کارشناسان تئاتر سراسر کشور اتفاق بزرگ و بی سابقه ای بود که برای اولین بار در آذر ماه 89 به اصرار من و برنامه ریزی دقیق و حساب شده و البته همکاری جواد مستخدمی بخوبی برگزار شد.

سفر سوریه

هماهنگی این سفر توسط جواد مستخدمی انجام شد با رابطه­ای که با مسئولین کاروان ویژه بنیاد شهید داشت ثبت نام کردیم و بفاصله ده روز  اعزام شدیم.

در هتلی نزدیک حرم حضرت رقیه (س) استقرار داشتیم با وجود اینکه نزدیک حرم حضرت رقیه (س) بودیم برنامه زیارت عمه بزرگوارش را برایمان تنظیمکرده بودند. مسیری تقریبا طولانی در پیش داشتیم و فرصت کافی برای ارزیابی آنچه می­دیدیم و احساسی که داشتیم شهر دمشق و فضای غم انگیز آن، همه را تحت تاثیر قرار داده بود گویا سالها بلکه قرن­هاست که اهالی این شهر دل و دماغ خنده و شادی ندارند انگار هنوز صدای گریه و ناله اسرای کربلا را می­شود در چهره اهالی شهر شنید و هنوز در و دیوار شهر به حال خاندان ال طاها گریه می­کنند.اوضاع محوطه اطراف زینبیه بسیار اسفبار و غم انگیز بود نه بهداشت نه آبادانی در نهایت مظلومیت و غربت به هیچ وجه قابل مقایسه با بارگاه امام رضا(ع) یا امامزادگان مدفون در خاک ایران نیست. داخل حرم به برکت اراده ایرانیان و متولیان امر تا حدودی رسیدگی شده است اما بیرون از حرم بسیار بد است.عزاداری زائرین پاکستانی­ها حالی داد و لحظاتی حض بردیم و اشکی در بارگاه بی بی دو عالم حضرت زینب کبری از چشمانمان جاری شد.چقدر دیدن این اماکن و تجسم روایات شنیده شده از مصائب ایشان انسان را غمگین و افسرده می­کند من همیشه از دوران کودکی اراده خاصی به دختر سه ساله کربلا حضرت رقیه (س) داشتم انگار بغض تمام عمرم اکنون ترکیده بود، دل سیر گریه کردم آنقدر که خالی شدم احساس سبکی کردم این حس را هرگز تجربه نکرده بودم.عظمت و معماری مسجد اموی تحسین بر انگیز بود دلم می­خواست ساعاتی را در مسجد بمانم و به دقت زوایای مختلف معماری عظیم آن را بنگرم اما همراه بودن با کاروان مانع چنین اقدامی است.  ­­

ـ جشنواره بین­المللی فجر با مدیریت مالی انجمن اما بدون کوچکترین قدرت اجرایی برگزار شد چرا که هماهنگی­ها با مدیر کل انجام می­شد و فقط بعد از جشنواره مدیر عامل انجمن بخاطر هزینه­های اضافی زیر سوال رفت.

سال 1390

ـ تعطیلات نوروز را در ویلایی که معاونت در اختیار هنرمندان می­گذاشت در محمود آباد به همراه کل خانواده گذراندیم که بسیار خوش گذشت.

ـ اختلافات معاونت با انجمن با سوء مدیریت در اداره کل هنرهای نمایشی که به نظر میرسید بسیار هدفمند و با برنامه پیش میرفتهمراه شد. آقای شاه آبادی صراحتا بیان کرد که حسین مسافر مدیر کل وقت بدلیل عدم اختیار در حوزه مالی خواستار تعویض مدیر عامل انجمن شده است. این نکته عملکرد مثبت مدیر عامل انجمن در امور مالی تلقی می­شد زیرا قبل از این کلیه امور به غلط و برخلاف مقررات و اساسنامه انجمن در اختیار مدیر کل بود. اما در این دوره معاونت هنری وزارت ارشاد در نظر داشت کلیه بخش­ها و امور اجرایی را به انجمن منتقل کند و موافقت من با این موضوع اصلی ترین دلیل اختلاف وی بود.

پیگیری طرح خوب استقرار گروههای نمایشی در سراسر کشور از جمله امور وقت گیر در این ایام بود.بر اساس طرحی که دکتر شاه ابادی مبتنی بر ایده های من مبنی بر شناسایی گروههای نمایشی و سازماندهی مخروطی (الگوی سازمانی ارتش) در قالب کمپانی های تئاتری مطرح کرد بنا شد فرمی توسط انجمن هنرهای نمایشی طراحی شود و گروههای نمایشی با دریافت پروانه فعالیت مشروط بر استقرار در یکی از سالن های نمایشی شهرستان و تائید مسئولین هنری استان در سامانه ثبت گردد. مسئولیت مستقیم این پروژه بعهده من بود که با بکار گیری خانم حمیده مقدسی دانشجوی کارشناسی ارشد تئاتر فعالیت آغاز شد. طراحی فرم را شخصا انجام دادم و اطلاع رسانی، تکثیر و ارسال فرم، تماس توجیهی با تک تک مدیران انجمن هنرهای نمایشی استانها و شعب شهرستانی ، جمع اوری اطلاعات ، بررسی فعالیت های تک تک افراد گروهها و تطبیق ان با موازین و مقررات تدوین شده و در نهایت تائید و ثبت گروه و اعلام به مدیریت امور شهرستانهای اداره کل هنرهای نمایشی جهت صدور پروانه مراحل کلی انجام این پروژه بود. بالغ بر 500 گروه نمایشی با حداکثر 7 نفر عضو به ثبت رسید و به هر یک از گروه ها مبلغ 500 هزار تومان بعنوان کمک هزینه تشکیل گروه از طرف انجمن با موافقت معاون امور هنری و مدیر هنرهای نمایشی پرداخت شد

ـ سفر عتبات عالیات

با پرواز مستقیم به همراه پدر و مادرم و همسرموارد بغداد پایتخت کشور عراق شدیم در حالی که بنوعی در اشغال نیروهای آمریکایی بود و پس از گذشتن از ایست بازرسی­های متعدد و کنترل چندین باره نیروهای امنیتی عراقی و آمریکایی با وجود یک نیروی مسلح که از فرودگاه با ما همراه شده بود اواخر روز وارد شهر نجف اشرف شدیم. و بلافاصله برای زیارت مرقد مطهر مولای متقیان علی ابن ابیطالب اقدام کردیم شاید حساب مردم از سیاست و حکومت جدا باشد اما دل به ایجاد ارتباط صمیمانه با این اهالی که نه در کربلا به خاندان محمد (ص) وفا کردند و نه در جنگ تحمیلی به مسلمانان مرز نشین ایرانی رحم ، راضی نمی­شود و هرچه سعی می­کنی بروی خود نیاوری که چه کردند با آب و خاک و ناموس ایرانیان نمی­شود.

مرقد کمیل، مقام امام صادق (ع)، مقام حضرت ابراهیم (ع)، مقام حضرت ادریس (ع)، مقام امام زمان (عج)، مقام انبیاء صالحین، مقام حضرت خضر و مقام امام سجاد (ع) در شهر نجف و مرقد میثم تمار، خانه حضرت علی(ع) و مسجد کوفه از اماکن زیارتی شهر کوفه بود و همچنین نماز گذاردن بر مقام ابراهیم، دکه القضا، بیت الطشت، دکه المعراج، مقام حضرت ادم، مقام ابراهیم و جبرائیل، مفام امام سجاد، مقام امام صادق، محراب شهادت حضرت علی(ع)، زیارت مرقد عقیل و هانی و زیارت مرقد مختارثقفی.

بعد از سه روز اسکان در نجف و زیارت مرقد مطهر طفلان مسلم بن عقیل به کربلا رسیدیم وارد حرم حضرت ابوالفضل که شدیم ناگهان هوا منقلب شد و در عرض چند دقیقه بارانی شدید شروع به باریدن نمود ابتدا هر کسی بدنبال سرپناهی بود و در رواقهای اطراف صحن ازدهام جمعیت لحظه به لحظه بیشتر می­شد اما با رفتن دسته­ای از جوانان به زیر باران و عزاداری برای سقای تشنه لب کربلا شوری وصف ناپذیر بر مردم مستولی شد همه به زیر بارانی رفتند که سیل آسا می­بارید گویا آسمان نیز بر این مجلس عزاداری بی وقفه می­گریید. هرچه شدت باران بالا میرفت بر شور مردم افزوده می­شد اشک چشمان عاشقان حسین و عباس بر سنگ فرش صحن جاری بود آّب روهای کف حیاط جواب گوی این سیل اشک زمین و آسمان در صحن و سرای اسوه ایثار و گذشت و وفاداری نبود.

مقام حضرت مهدی (عج)، محل شهادت حضرت علی اکبر، محل شهادت حضرت علی اصغر، تل زینبیه، محل خیمه­گاههای حضرت عباس، امام حسین(ع)، امام سجاد(ع)، بنی هاشم وحضرت قاسم از جمله اماکنی بود که در اطراف حرمین امام حسین(ع) و حضرت عباس (ع) دیده می­شد. با توضیحاتی که روحانی کاروان می­داد و چاشنی کمی تخیل و تجسم و نادیده گرفتن مصالح ساختمانی که صحرای کربلا را پوشانده است می­شد از بالای تل زینبیه وقایع روز عاشورای سال 61 هجری را مرور نمود.

در سامرا تحت شرایط کاملا امنیتی و حفاظت نیروهای مسلح و به سرعت مرقد مطهر امام هادی (ع) و امام حسن عسگری (ع) و همچنینمرقد نرجس خاتون مادر امام عصر(عج) و حکیمه خاتون عمه حضرت مهدی (عج) و سید محمد عموی حضرت مهدی (عج) و برادر امام حسن عسگری(ع) را زیارت کردیم.

در کاظمین که در نزدیکی بغداد است با عجله مرقد مطهر  امام موسی کاظم (ع) و امام جواد (ع) را زیارت کرده از بغداد به تهران برگشتیم.

آنچه بعد از سفر به عتبات عالیات در کشور عراق ذهن انسان را بخود مشغول می­کند محرومیت شدید مردمان این سرزمین است تصور می­کردم آثار جنگ و حمله آمریکا به این کشور است اما شاهدانی که قبل از انقلاب اسلامی در ایران به عراق سفر کرده بودند این محرومیت را در آن زمان نیز دیده بودند. اوج این محرومیت در عدم بهداشت محیط و سیستمهای زیر ساختی شهری در سراسر کشور است .

ـ تابستان اختلاف من و اداره کل بر سر امور مالی به اوج خود رسید، معاونت اصرار داشت هزینه­ها تقلیل یابد و نظارت دقیق شود اما اداره کل بدنبال تسهیل در امور تنخواه گردان بود و انجمن در این میان بخاطر ملاحظات معاونت و اداره کلشخصیت منفی داستان شده بود و از هردو طرف تحت فشارقرار داشت.شهریور ماه حسین مسافر آستانه استعفا داد و بعد از او از من خواسته شد تا بدون سر و صدا و انعکاس رسانه­ای استعفا بدهم. و در کانون تئاتر اتقلاب و دفاع مقدس مشغول کار شوم اما شرایط به حدی توهین آمیز بود که نپذیرفتم و سی­ام آبان ماه استعفای خود را تقدیم معاونت امور هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نموده خانه نشین شدم.

استعفای من با دعوت حمید نیلی برای بازی در نمایش «کلید» نوشته و کار محمد مداحیان همزمان شد و بلافاصله مشغول تمرین شدم و دهه اول آبان ماه در تالار وحدت بمناسبت هفته بصیرت اجرا رفتیم. که باب اشنایی با حمید نیلی شد.

ـ در نشست یک روزه هنر انقلاب و چشم انداز پیش رو که توسط دانشگاه سوره برگزار شد سخنرانی کردم که مورد توجه دانشجویان حاضر و مسئولین دانشگاه و اساتید قرار گرفت.

ـ میهمان ویژ چهاردهمین جشنواره بین المللی تئاتر عروسکی تهران بودم

ـ به دعوت دکتر محمود عزیزی دبیر پانزدهمین جشنواره بین المللی نمایش های آئینی و سنتی مدیر کمیته نمونه سازی بودم.

ـ به دعوت دکتر حسین فرخی دبیر هشتمین جشنواره سراسری تئاتر ماه که توسط حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی برگزار می شد. داور بخش خیابانی جشنواره بودم.

ـ آذر ماه میهمان ویژه سیزدهمین جشنواره سراسری تئاتر مقاومت بودم.

ـ در سی امین جشنواره بین المللی تئاتر فجر حضور داشتم.