سال 1398
فروردین
از ششم تا بیست و یکم فروردین را در چالوس و با اعضای خانواده گذراندیم.
ـ سیزدهم فروردین خبر درگذشت کمال الملک سینمای ایران استاد جمشید مشایخی بسیار دردناک بود وی متولد ششم آذر سال 1313 در تهران و دارای تحصیلات نا تمام در رشته تئاتر است. در سال ۱۳۳6 به استخدام اداره تازه تاسیس هنرهای دراماتیک درآمد و به عنوان بازیگر کار خود را در برنامه نمایشی کانال سوم غیردولتی آغاز کرد، اولین فعالیت هنری وی بازی در تله تئاتر «بعداز سی سال» به کارگردانی علی نصیریان در سال ۱۳۳۹ بوده است و با ایفای نقش در فیلم کوتاه «جلد مار» هژیر داریوش به همراه فخری خوروش جلوی دوربین رفت. او حتی به خاطر بازی سینمایی اش برای مدتی از کار تئاتر اخراج شد در واقع کار حرفهای خود را از سال ۱۳۴۹ بطور رسمی شروع کرد.
بازی جمشید مشایخی در نقش انسانهای بیرحم و همچنین نقشهای تاریخی همچون « شازده احتجاب»، «کمال الملک» و رضا تفنگچی/ خوشنویس در سریال « هزار دستان» نشانگرتوانایی بازیگری اوست. او در سال۱۳۶۳، بابت بازی در دو فیلم گل های داودی و کمال الملک، برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره فیلم فجر شد. از نمایشهای مهم او بازی در نقش «بزرگ آقا» در نمایش میراث کار بهرام بیضائی در تالار 25 شهریور در آذر ماه ۱۳۴۶ بود. وی برگزیده ششمین دوره همایش جهره های ماندگار و دارای نشان درجه یک فرهنگ و هنر بود. یکی از تماشاخانههای تئاتر خاوران تهران به نام اوست. سال گذشته انتظامی و امسال مشایخی بزرگان و پیشکسوتان بازیگری و تئاتر را یک به یک از دست می دهیم.
ـ در دیدار نوروزی با دوستان هنرمند کانون نمایش های دینی، شورای ارزشیابی و نظارت، اداره برنامه های تئاتر و اداره کل هنرهای نمایشی همگی از کم رنگ بودن حضور من در حوزه تئاتر گله مند بودند در حالی که به جرات میتوانم بگویم خودشان عامل این عدم حضور بودند. توصیه های اقای شهرام کرمی به حمید نیلی برای همکاری چراغ خاموش من با انجمن هنرهای نمایشی، عدم رغبت کامل و ملاحظات محمود فرهنگ در کانون نمایشهای دینی و عدم تماس برای بازبینی نمایش از زمانی که اقای فخر موسوی بجای محسن امیری رئیس شورای ارزشیابی و نظارت شده است از جمله عواملی است که مرا به این نتیجه گیری می رساند. که باید گرد و غبار شورای ارزشیابی و نظارت را از تن شست.
ـ به دعوت دکتر یدا.. وفاداری عضو گروه داوری سی و هفتمین جشنواره هنرهای نمایشی آموزش و پرورش استان تهران در بخش نقالی و نمایشنامه خوانی با همراهی محمود فرهنگ و مجید اشتیاقی بودم اما جشنواره دانش اموزان استان تهران در سه مقطع ابتدائی، متوسطه اول و متوسطه دوم در کانون فرهنگی هنری شهید مفتح برگزار شد. داوری بخش اجرای نمایش را دکتر وفاداری، کریم اکبری مبارکه و منصور خلج بعهده داشتند. آنچه در خصوص این جشنواره لازم است اشاره کنم اینکه شناخت نوجوانان و جوانان فعال و مستعد در حوزه نمایش بویژه هنر نقالی شور و شعف وصف ناپذیری را در هر بیننده و علاقمند به اینده نمایش ایجاد میکند. در این رابطه همه ساله توصیه هایی به مسئولان میشود که انشاا.. بکار گرفته شود.
ـ برای انجام آزمایشات سالانه پزشکی به بیمارستان بقیه ا.. مراجعه کردم. جواب آزمایش جالب نبود قند 350 ،چربی بالا و . .
اوضاع ظاهرا خراب است. حال و حوصله خوبی ندارم انتظار هرچیزی را داشتم الا دیابت. با خودم درگیر بودم. فکر و خیال یک لحظه مرا رها نمی کرد. به حدی درگیری ذهنی داشتم که در جلسات نشست سه روزه آسیب شناسی جشنواره بین المللی فجر که از قبل برنامه ریزی کرده بودم حضور نیافتم.
ـ سری به دفتر تئاتر دینی و محمود فرهنگ زدم تعدادی متن نمایشی داد و اصرار داشت که یکی از انها را انتخاب و شروع به کارگردانی کنم. چندین عنوان نمایش را به قصد انتخاب مطالعه کردم اما هیچیک توجه مرا جلب نکرد. (صدایی در سحرگاه)، (زمانی برای گریستن)، (هفدهم اذر59)، (میثاق میثم)، (وقت وعده)، (روزهای انتخاب).
نمایش «گذر لوطی هاشم» نوشته ابوالفضل حاج علیخانی را مطالعه کردم داستان در اوایل دوره رضا خانی رخ می دهد و صحنه های به هم ریخته مانع ایجاد ارتباط لازم با مخاطب میشود. نمایش «خاکستر سبز» نوشته ابوالفضل حاج علیخانی نیز همان گذر لوطی هاشم بود با اندک تغییرات اجرایی و زاویه نگاه نویسنده. نمایش «وقف عشق شد همه عمر او» نوشته ندا ثابتی نیز توجه مرا جلب نکرد.
ـ آقای سید عباس عظیمی مدیر عامل موسسه هنرمندان پیشکسوت پیشنهاداتی در خصوص تشکیل گروه تئاتر موسسه با برگزاری جلسات عمومی فصلی و نمایشنامه خوانی ماهیانه و جلسات نقد و بررسی و دیدن تئاتر بطور هفتگی دادم و همینطور جمع اوری زندگینامه هنرمندان پیشکسوت ایران تبادل نظر داشتم در کل پیشنهادات مرا پذیرفت و درباره تاسیس اموزشگاه علمی کاربردی پیشکسوتان هنر نیز ایشان پیشهاداتی داد و مرا مامور پیگیری ان نمود.
ـ با محمود فرهنگ در مورد نمایشنامه اندلس تیغ برهنه جلسه مشورتی داشتم بسیار موافق بود پیشنهاد بیست میلیون تومان حمایت مالی را داد و بنا شد مطالعه مجددی داشته باشم و تصمیم بگیرم. با اینکه روحیه مناسبی ندارم اما سعی میکنم با مطالعه و انجام کارهای عقب افتاده خودم رو سرگرم کنم چندین بار نمایشنامه اندلس را مطالعه کردم و به طرحی نو برای اجرا رسیدم نوشته ورمزیار نمایشی با تولید گسترده و تعداد بسیاری بازیگر قابلیت اجرا دارد و من با طراحی جدیدی که کردم بنا دارم انرا با تعداد اندکی بازیگر و در قلب یک مجلس نقالی به صحنه ببرم مشورت مختصری هم با ابوالفضل ورمزیار نویسنده نمایشنامه داشتم.
پنجشنبه سی ام خرداد بطور ناگهانی هوس زیارت امامزاده داوود را کردم لحظات زیبایی در خلوت صحن امامزاده رقم خورد:
خدایا کمکم کن تا آنچه را که برایم مقدر کردی پذیرا باشم زیرا تو تنها حامی و یاور من بودی و هستی
از زیارت که برگشتم با انگیزه ای مضاعف روی نمایشنامه کار کردم حالم خیلی بهتر است تصمیمات مهمی در شیوه اجرایی نمایش و حتی تا حدودی گروه اجرائی گرفتم.
ـ دیداری مجدد با سید عباس عظیمی در موسسه هنرمندان پیشکسوت داشتیم و بطور مفصل پیرامون گروه تئاتر و آموزشگاه علمی کاربردی پیشکسوتان صحبت کردیم و فرهنگسرای خواجه نظام در محدوده خیابان شریعتی را بعنوان مکانی که امادگی همکاری دارد معرفی نمودم. بلافاصله هماهنگی انجام شد و روز بعد بازدیدی از فرهنگسرا کردیم و علیرغم امادگی صد درصد مدیریت فضای مناسبی برای اموزش نبود.
چهارم تیر با جمعی از پیشکسوتان به قصد بازدید از کانون توانا و کارخانه تولید لوازم بهداشتی فیروز عازم شهرستان قزوین شدیم. حضور در جمع کارگران زحمت کش و معلول این کارخانه تاثیرات بسیاری در تک تک هنرمندان و از جمله خود من گذاشت حال غریبی داشتم به روحیه ضعیف خودم در برابر امید و انگیزه این عزیزان فکر میکردم و هرچه بیشتر فکر می کردم بیشتر شرمنده می شدم تصمیمات مهمی به هنگام برگشت در اتوبوس گرفتم.
متن زیر یادگاری از آن روز پر از تجربه روحی و روانی است:
چهل و سه سال پیش با افتخار دیپلم گرفتم ، 39 سال قبل بمدت 5 سال دانشجوی کارشناسی کارگردانی تئاتر در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بودم و 18 سال پیش دو سال دوره کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر را گذراندم و دو سال هم طول کشید تا پایان نامه ام را با موضوع تئاتر در ارتش بگذرانم همزمان موفق به دریافت درجه یک هنری از دبیرخانه ارزشیابی هنرمندان کشور مستقر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شدم . 49 سال است که در فضای هنری و تئاتر نفس میکشم. 18 سال است عنوان دکتر را یدک می کشم. و حالا پس از 63 سال فهمیده ام: دردسر، سردرد می آورد و درددل از دلدرد مهمتر است. فهمیدم عصای پیری و کوری با عصای تجویزی دکترها فرق می کند .بیماری ها یا ارثی است یا حرصی. فهمیدم هیچ متخصص قلبی، قلب شکسته را درمان نمی کند. و قلب سنگی و سخت را نمی شود پیوند زد و عمل کرد تا خوب شود. فهمیدم جراحی زیبایی برای لبخند روی صورت ها شدنی نیست دلت باید شاد باشد. دلت اگر گرفت دکتری نیست تا خوبش کند. و فهمیدم دکتر های چشم نمی توانند آدمهای بد بین و ظاهر بین را درمان کنند. تنفس مصنوعی، هوای تازه می خواهد نه چیز دیگری. هیچ دکتر داخلی نمی تواند داخل وجود آدمها شود و بفهمد در درون آدم چه میگذرد. فهمیدم تب عشق را هیچ تب بری کنترل نمی کند. قند در دلت آب شود که دیابت نمی گیری بلکه آرام می گیری! متخصص های گوش، شنوایی تو را بهتر می کنند ولی خوب گوش دادن را به تو یاد نمی دهند.
فهمیدم سرطان یعنی به یک جای زندگی آنقدر توجه کنی که بقیه زندگی از دستت برود. فهمیدم بیماران دکترهای اعصاب و روان آنهایی نیستند که پیش روانپزشک می روند بلکه آنهایی هستند که آدم را روانی می کنند. فهمیدم هیچ ارتوپدی نمی تواند استخوان لای زخم را بردارد یا درمان کند. و زخم زبان عفونتی دارد به بزرگی افکار و اندیشه و کینه و انتقام و با هیچ چرک خشک کنی و آنتی بیوتیکی درمان نمی شود. ویروس هایی هستند به شکل انسان که زندگی آدم را نابود می کنند و از آنفلوانزای مرغی بدترند. فهمیدم خود بزرگ بینی به هورمون رشد ربطی ندارد و آدمها با فکرشان بزرگ می شوند نه با هورمون رشد فهمیدم خون دل خوردن مشکل و بیماری خونی نمی آورد. دل پر خون هم فشار خون نمی آورد .
فهمیدم فهمید. فهم….و فهمیدم که هیچ چیز نفهمید ه ام. ! ! ! !
پنجم تیر تا ظهر مطالعات نهایی را روی نمایش اندلس انجام و تصمیم قطعی برای اجرا و چگونگی ان را گرفتم. و تماسی هم با اقای ورمزیار داشتم تا قسمت های نقالی را تعیین کند بدین معنی که مقاطعی از متن که به نظر او قابلیت نقل بیشتری دارد را انتخاب و برای بازنویسی نهایی به من اعلام نماید. آقای ورمزیار که این روزها نقالی زبر دست و ماهر است بعنوان نویسنده در کل همچون گذشته از ایده های من برای اجرا استقبال نمود. این چندمین تجربه من با ابوالفضل ورمزیار است.
از خصوصیات اخلاقی من است که نمی توانم زیاد منتظر کسی باشم لذا چند صحنه ای از متن را پیش رفتم و روز دوشنبه دهم نگارش مجلس نقل اندلس به اتمام رسید. تماسی با سیامک موحدی مدیر هنرهای نمایشی ارتش و تالار پرواز گرفتم و هماهنگی اولیه را برای برگزاری جلسات تمرین در انجا را انجام دادم.
ـ سری به اداره کل ارشاد اسلامی چالوس زدم تا امکان همکاری با تئاتر چالوس را ارزیابی کنم آقای لنگرودی کارشناس هنری اداره کل اب پاکی را روی دستم ریخت محل تمرین و سالن اجرا ندارند هماهنگی و همکاری بین تئاتری های چالوس بسیار کم است مدیران شهرستان از جمله دفتر امام جمعه و فرمانداری تجربه خوبی از اجرای تئاتر ندارند. اما با تاسیس اموزشگاه تئاتر موافق بود. بنا را بر تماس از سوی ایشان گذاشتیم .
ـ شانزدهم به همراه هنرمندان پیشکسوت متولد تیر ماه در جشن موسسه در باغ زیبا شرکت کردم.
ـ جلسه مفصلی با ابوالفضل ورمزیار داشتم و پس از بحث و تبادل نظر و مرور اجرای مد نظر من تغییرات را در متن اعمال و متن کامل را برای اقایان ورمزیار و محمود فرهنگ ارسال کردم. ورمزیار تماس گرفت و اظهار رضایت کامل از متن داشت و بسیار هم ذوق زده می نمود. اما محمود فرهنگ ظاهرا حرفش را عوض کرده و حمایتش را تا 15 میلیون پائین اورده است. در ضمن پیشنهاد دارد که بجای تئاتر شهر در برج ازادی اجرا برویم. باز حس بدی دارم. زیرا با برخی از دوستان مانند عباس محبی و محسن یگانه و محمد ممیز زاده و حسن تسعیری در این مورد صحبت کرده ام و حالا عوض کردن حرف ممکن است موجب سوء تفاهم شود. هم به لحاظ مالی وهم محل اجرا. با این وجود مذاکره ای با اقای بشارتی مدیر واحد هنرهای نمایشی برج ازادی داشتم و وعده کردم اواخر مهر ماه در برج اجرا داشته باشم.
ـ فشار خون 18 و باز افت قند کمی مرا ترساند بگفته اطرافیان استرس و نگرانی و عصبانیت موجب افت قند می شود. می بایستی بیشتر مراعات کنم.
ـ آقای بشارتی از برج ازادی تماس گرفت و درخواست اجرای نمایش اندلس تیغ برهنه را برای 24 شهریور داشت. اما مورد نظر من نبود و لذا انصراف خود را از اجرای نمایش در برج ازادی اعلام کردم زیرا من بنا دارم از نیمه شهریور تمرین را اغاز کنم ایشان هم اصراری نداشتند. بلافاصله گفتند:
« به امید کارهای بعدی»
ـ حسین پرستار برای بازی در نمایش غریبه های همیشگی به من پیشنهاد داد و متن را مطالعه کردم بسیار شعاری بود و ضعیف لذا به بهانه شروع کار اندلس عذرخواهی کردم. مقدمات اجرایی اندلس را انجام دادم بنا داشتم اندلس را با گروه تئاتر پیشکسوتان ارتش اجرا کنم طی نشستی که با اقای فرهنگ مدیر کانون تئاتر دینی داشتم متوجه شدم در صدی از حمایت مالی جشنواره تقلیل پیدا کرده و محل اجرا نیز از تئاتر شهر به سالن دیگری تبدیل شده است لذا موضوع کم شدن بودجه و تغییر در محل اجرا را با اقایان عباس محبی و محسن یگانه در میان گذاشتم اما هیچیک باز خورد خوب و امیدواری به اجرا و تحریک انگیزه نداشتند.
ـ بعنوان میهمان ویژه نوزدهمین جشنواره نمایش های آئینی سنتی در کاشان دعوت شدم.
ـ به منظور تماشای نمایش گروه تئاتر مشهد در جشنواره میثاق به سالن پرواز رفتم. جالب است که اگر کارگردان نمایش آقای علی معتمد از پیشکسوتان تئاتر ارتش دعوت نمی کرد به لطف همکاران مدیریت هنری ارتش از برگزاری جشنواره میثاق که سنگ بنایش را من گذاشته ام با خبر نبودم. حالا که مرا انجا دیدند دعوتنامه ای برای اختتامیه روز بعد برایم اماده نمودند.
علیرغم دعوت رسمی آقای مهدوی مدیر هنری و سیامک موحدی مدیر تئاتر ارتش بدلایل فوق در مراسم اختتامیه میثاق شرکت نکردم.
ـ دکتر وفاداری برای تشکیل کارگاه یک روزه کارگردانی تئاتر در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان ویژه مربیان کانون دعوت کرد. احساس وظیفه و بیکاری این روزها باعث شد تا بپذیرم.
ـ صادق توکلی پیرمرد بازیگری تئاتر و سینما در گذشت. مردی بسیار متواضع و مهربان و دوست داشتنی بود. توکلی در آثاری همچون «ایران برگر»، «مسیر عشق/مسافر کربلا»، «یک کوچه گل»، «شام عروسی»، «آبی مثل دریا»، «دفتری از آسمان»، «ایران سرای من است»، «آژانس شیشهای»، «کمین»، «عشق گمشده»، «خانه قمرخانم»، «بیتا»، «شهر گناه»، «عیاران» و «بوی غریب پاییز» به عنوان «بازیگر» حضور داشته است. روحش شاد و یادش گرامی .
ـ انصراف خود را از اجرای نمایش اندلس تیغ برهنه به اقای فرهنگ اعلام کردم. و در خصوص طرح تاسیس بنیاد تئاتر ارمانگرای دینی گفتگو کردیم اما می دانم که ابی گرم نمی شود زیرا اقای فرهنگ هنوز در خدمت اداره است و مانند من برای اشتغال فکری و جسمی احساس نیاز نمی کند.
ـ در کارگاه یک روزه دکتر وفاداری و امیر مشهدی عباس در کانون شرکت کردم تا فضای موجود را ارزیابی کنم. و پس از ان با توجه به دانش شرکت کنندگان و جو حاکم بر کلاس شروع به جمع اوری مطالب نمودم و سیزدهم کارگاه یک روزه کارگردانی نمایش را در کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان واقع در پارک لاله تهران برگزار کردم.
ـ به همراه دکتر وفاداری و کریم اکبری مبارکه رفتیم اجرای نمایش جمعهکشی، نوشته و کار آقای اسماعیل خلج را در تالار سنگلج ببینیم.
به همراه دکتر وفاداری به تماشای نمایش غریبه های همیشگی نوشته شهرام کرمی بکارگردانی حسین پرستار در تماشاخانه ماه حوزه هنری نشستم.
نمایش تاریخ مصرف داشت/ شعاری بود/ شخصیت اصلی نمایش ناپایدار و نا مانوس بود
همچنین نمایش پشت عمارت نوشته و کار حمید ابراهیمی رادرتالار سرو انجمن تئاتر مقاومت و در محوطه لانه جاسوسی امریکا دیدم . = صحنه های اضافی دارد/ خلاء در روایت و به هم ریختگی در قصه و روند منطقی ان به ارتباط تماشاگر لطمه می زند/ دلیل تناقض و تفاوت در افراد یک خانواده مشخص نمی شود و غیر منطقی باور ناپذیر است/ کارگردانی در برخی صحنه ها تمهیداتی را بکار گرفته که دلیل موجه هنری ندارد و در تعیین حرکت و استفاده از ابزار صحنه دچار اشتباهات بزرگی شده است.
ـ چهارم در دفتر کانون تئاتر دینی اقای فرهنگ عملکردش را در مورد حمایت از اجرای نمایش اندلس تیغ برهنه توجیه کرد و من نیز بخاطر شرایط بیماری دیابت که خودم دارم زیاد پی گیر نشدم. این روزها فرصتی پیدا کردم تا در مورد تدریس در دانشگاه فکر کنم و زندگی نامه ام را تکمیل کنم. هر آنچه در این عالم اتفاق می افتد چه حکمت ان را در یابیم یا نه، برای خیری والاتر است هرجند آن خیر به سادگی برایمان قابل درک نباشد. آرزوهایمان شاید سال ها طول بکشد تا بر آورده شود و شاید هم یک روز ولی انچه که خواست خداوند باشد همواره راهش را به زندگی مان پیدا می کند. من همچنان به فکر فعال کردن پیشکسوتان تئاتر هستم.
ـ نمایش « برگشتن» نوشته خیرا.. تقیانی را به کارگردانی حسین مسافر استانه در تالار چهارسو تماشاکردم شیوه اجرایی عالی بود هیچیک از بازیگران رابطه رو در رو با هم نداشتند ظاهرا و بگفته برخی از دوستان کپی شده از یکی از نمایش های شرکت کننده در جشنواره فجر سالهای پیش بود که من ندیده بودم ولی برای من شیوه جذابی بود.
ـ نشست دورهمی هنرمندان پیشکسوت تئاتر ارتش را بطور محدود در سالن سینمای پایگاه یکم مهر اباد برگزار کردم و طرح ایجاد تعاونی هنری را به دوستان پیشنهاد کردم و همگی پذیرفتند اما میدانم که همچون طرح های گذشته به جایی نخواهد رسید زیرا هیچیک شرایط مرا ندارند و هرکدام به کاری مشغول هستند و وقت برای تئاتر ندارند تئاتر بنوعی تنها حرفه من است و بجز تئاتر به مورد دیگری نمی توانم فکر کنم.
بیست و ششم تا سی ام میهمان موسسه هنرمندان پیشکسوت در یازدهمین همایش در جزیره زیبای قشم بودیم. در هتل ساحلی خلیج فارس مستقر شدیم و علاوه بر فروشگاههای مختلف و فراوان جزیره مانند سیتی سنتر 1و2 / بازار بزرگ و قدیمی درگهان و. . . از مناطق دیدنی و توریستی همچون جزیره هرمز/ جزیره هنگام/ جنگل زیبای حرا و. . . دیدن کردیم. در این سفر فرصتی شد تا با استاد هوشنگ توکلی گپی درباره طرح راه اندازی گروه تئاتر پیشکسوتان بزنم که بسیار موافق بود و استقبال نمود. شب یلدای بیاد ماندنی در جزیر قشم و در جمع هنرمندان پیشکسوت کشور داشتیم.
بهترین خاطره در قشم دیدار با جلیل فتوحی نیا بود که برای طراحی صحنه سریال سلمان بکارگردانی داوود میر باقری به قشم امده بود وی سالهاست که در خارج از کشور زندگی می کند.
ـ خبر بستری شدن پدر در بیمارستان موجب شد تا شبانه از شمال بطرف اردبیل حرکت کنیم و برای اولین بار در طول عمرم پدر را روی تخت بیمارستان دیدم. چند روزی را در بیمارستان بستری بود. آزمایشات لازم انجام شد و تشخیص دکتر معالجش نارسائی قلبی بود و مصرف دارو تا پایان عمر.
ـ سیزدهم دی خبر شهادت سردار سلیمانی راس ساعت یک و بیست دقیقه بامداد در عراق درحالی که از فرودگاه به محل سکونت میرفت در یک عملیات تروریستی با موشک هوا بزمین توسط امریکایی ها مردم ایران را دغدار کرد.
سلیمانی قبل از این چندان بین عموم مردم شناخته نشده بود.
ـ بیست و پنجم به تماشای نمایشنامه خوانی « وقتی شب فرا می رسد» نوشته و کار بابک والی با بازی خوانی عباس محبی در ساختمان شماره 2 خانه تئاتر نشستم و بعد هم نمایش آقای « اشمیت کیه» کار سهراب سلیمی را با بازی ایرج راد در ساختمان شماره یک خانه تئاتر دیدم.
ـ نمایش زندگی با طعم خردل را در تالار سرو بکارگردانی سعید نجفیان به اتفاق کریم اکبری مبارکه، مسلم قاسمی، دکتر وفاداری و محمود فرهنگ دیدم.
ـ بالاخره موفق شدم جلسه ای در موسسه هنرمندان پیشکسوت با حضور تعدادی از هنرمندان پیشکسوت تئاتر و با طرح تشکیل گروه تئاتر پیشکسوتان برگزار کنم همه حاضرین موافق بودند و فقط در نحوه عملکرد و برنامه ها اختلاف نظر وجود داشت که من فرصت خواستم تا این موضوعات به جلسات بعدی موکول شود و در این جلسه فقط در مورد تشکیل یا عدم تشکیل گروه تئاتر پیشکسوتان تصمیم گیری شود که در نهایت به تصویب رسید. بلافاصله اولین فراخوان تشکیل گروه تئاتر در فضای مجازی منتشر شد و علاوه بر حاضرین از سوی دیگر هنرمندان پیشکسوت تئاتر مورد استقبال خوبی از ان شد.
گروه تئاتر پیشکسوتان
ـ نگارش مرام نامه لازمه ایجاد هر تشکلی است و راهبرد کلان ان تشکل را در دراز مدت مشخص می کند.
ـ اهداف = هدف غائی از تشکیل این گروه ایجاد یک جریان موثر هنری در حوزه تئاتر کشور است
1ـ پر کردن اوقات فراغت اساتید
2ـ فعال نمودن نیروهای مجرب در حوزه تئاتر
3ـ تبادل نظر و ارتقای سطح دانش و تخصص اعضای گروه
4ـ انجام پروژه های تحقیقاتی و پژوهشی در حوزه تئاتر کشور
5ـ انتقال تجارب به نسل جوان و آینده تئاتر کشور
6ـ ارائه الگوهای اجرائی و شاخص های هنری تئاتر
ـ ساختار = یک نفر مسئول کمیته اجرائی تئاتر
یک نفر جانشین
یک نفر حسابدار
یک نفر بازرس
یک نفر مسئول هماهنگی
ـ برنامه مستمر = دوشنبه های تئاتر ( هر هفته ساعت 18ـ 15 روزهای دوشنبه در موسسه هنرمندان پیشکسوت یا هر مکان دیگر)
1ـ جلسات علمی و پژوهشی= آسیب شناسی تئاتر
= مباحث تخصصی در حوزه نویسندگی/ کارگردانی/ بازیگری/ طراحی صحنه/ نور/ لباس/ دکور و.
= مباحث علمی در رابطه با گونه های مختلف نمایشی/ سبک های هنری و اجرائی در تئاتر و . . .
= مباحث تاریخی درباره تئاتر ملل/ تئاتر ایران/ تاثیر شخصیت ها و دوران تاریخی در روند توسعه تئاتر
2ـ جلسات نمایشنامه خوانی= خوانش آثار توسط نویسنده و برگزاری جلسه نقد و بررسی
= خوانش گروهی همراه با ارائه تحلیل توسط کارگردان و تجزیه و تحلیل نمایش
= خوانش اثار برتر نمایشی ایران و جهان همراه با ارائه تحلیل
3ـ جلسات دیدن نمایش= حضور در یکی از تالار های نمایشی بطور گروهی
= تماشای فیلم تئاتر در موسسه
4ـ جلسات نقد و برسی= آثار نمایشی دیده شده در حضور نویسنده و کارگردان مورد نقد و بررسی قرار گیرد
ـ طرح های اجرائی= نمایشنامه خوانی در سالن های حرفه ای بطور عمومی ( منتخب از نمایش های خوانده شده در گروه)
= ایجاد کتابخانه تخصصی و ارشیو فیلم از تئاترهای اجرا شده
= ایجاد تعاونی تولید نمایش و اولین کمپانی حرفه ای تئاتر در ایران
= تدوین کتاب پیشکسوتان تئاتر ایران
پیگیری جلسه اتی گروه تئاتر پیشکسوتان و تهیه فهرست نهایی از داوطلبان مواردی که دنبال میکردم روز اخر ماه جلسه ای در دفتر محمود فرهنگ با حضور دکتر یداا.. وفاداری تشکیل و پیرامون هدف غائی از ایجاد گروه بحث و تبادل نظر شد:
پرکردن اوقات فراغت/ ارتقای سطح علمی و انتقال تجارب به جوانان/ دوشنبه های تئاتر/ شرکت در امور خیریه/ نمایشنامه خوانی توسط نویسنده یا هریک از افراد همراه تحلیل / نقد و بررسی/ تعاونی تولید نمایش/ اسیب شناسی تئاتر امروز/ خوانش نمایشنامه فردی یا گروهی/ دیدن نمایش/ کتابخانه تخصصی/ فیلم تئاتر/ تئاتر ملل لهستان ـ ژاپن و. . ./ تئاتر مشاهیر شکسپیر ـ چخوف و. . . / مباحث تخصصی در حوزه نمایشنامه نویسی یا کارگردانی و بازیگری / موضوعات فنی مانند نور و دکور / سیاه بازی/ تراژدی/ کمدی/ درام خانوادگی/ لاله زار/ دینی / مقاومت
در پایان جلسه بنا شد تا مرام نامه تدوین گردد وهیئت موسس انتخاب شود. که خبر انتشار ویروس کرونا در شهر قم ایرانیان را نگران کرد.
پنجم اسفند جلسه گروه تئاتر پیشکسوتان بدلیل شیوع ویروس کرونا کنسل شد در حالی که من کلی حرف برای گفتن و برنامه برای ارائه به اعضای گروه داشتم. مرگ و میر در جامعه فراوان شده است. جاده ها بسته شدند اوضاع شیوع بیماری کرونا بسیار خطرناک و جدی شده است امار مبتلایان و فوت شدگان به سرعت در حال افزایش است
ـ قادر آشنا ۲۷ اسفند ۱۳۹۸ طی حکمی از سوی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان مدیرکل هنرهای نمایشی منصوب شد.
فاجعه پایان سال = سال غریب،کابوس باور نکردنی و آخر زمانی ۱۳۹۸، که چون بختک بر سر یکایک نفوس جهان سایه انداخته است، نشان داد که شر و تاریکی را چون جهل، مرز و سقف و انتهایی متصور نیست و چنان قفل بر ذهن و دل و جان و زبان زده و پریشانی چیره کرده، که طرح هر سخنی نو، دشوار و محال مینماید .. اما به معجزهی امید، هستی تا کنون استمرار یافته و خواهد یافت و هر نوروز و بهار، طلوع ازلی و هزارباره و اثبات حقیقت چنین نوزایی و معجزه ای است و اگر نبود زمستان، کی بهار معنا داشت، و اگر نبود تاریکی، کی روشنایی … و مرگ است که به زندگی بها میدهد و شر و تاریکی هر چه عمیقتر و فجیعتر، نوید خیر و برکت و روشناییهایی غیر قابل تصورتر میدهد، جهانی آزاد، سرشار از عشق و صلح و برابری و زیبایی و به دور از ظلم و استبداد و تبعیض و فقر و خشونت و زشتی. سال ۱۳۹۹ و سالهای از پی آن، این چنین باد.