سال 1371

بسیار بهار جهت شرکت در هفتمین جشنواره تئاتر دانشجویان نقش «كلبعلی» را در نمایش «ذوالجناح» نوشته وكار داریوش مختاری با همراهی فرشته سرابندی و اصغر فرهادی بازی کردم. این نمایش در تالار فردوسی دانشگاه اجرا و مورد استقبال مخاطبین قرار گرفت.

همکاری با داریوش مختاری که بیشتر دیدگاهی سینمایی داشت و همچنین اصغر فرهادی که از سینمای جوان اصفهان امده بود و تاتر می خواند تغییرتی اساسی در نگرش من به تئاتر داشت  گذشته از ان گروهی که کنار هم جمع شده بودیم در نهایت صداقت و رفاقت و هم افزایی با هم کار می کردیم در حوزه نویسندگی علیرضا نادری نجف ابادی در حوزه کارگردانی قدرت ا.. صالحی و در حوزه بازیگری رضا ایرانمنش و سید جواد هاشمی پیوسته در کنارمان بودند و همکاری داشتند.

15 خرداد بمناسبت بزرگداشت رحلت امام خمینی (ره) عضو گروه بازیگران سوگواره « شب توصیف سحر» بکارگردانی سعید کشن فلاح و متشکل از حسین مسافر، علیرضا حنیفی، حامد سقائیان، رضا ایرانمنشو جمع دیگری از دانشجویان گروه نمایش ئانشکئه هنرهای زیبای دانشگاه تهران بودم. و چندین اجرای موفق در تالار فردوسی دانشگاه تهران داشتیم.

پائیز فصل برگزاری دومین جشنواره سراسری تئاتر فتح بود و من عضو شورای بازبینی و داوری این جشنواره بودم.

در روند برگزاری جشنواره فتح با مهرداد رایانی مخصوص آشنا شدم که مسئول تهیه بولتن و برگزاری جلسات نقد و بررسی جشنواره بود و به گمانم دوره سربازی خود را در وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح می گذراند.

مهرداد رایانی مخصوص

متولد 1349 در تهران

کارشناسی ادبیات نمایشی 1375 کارشناس ارشد کارگردانی از دانشگاه تربیت مدرس سال 1378 و دارای درجه دکتری پژوهش تئاتر از دانشگاه منچستر انگلستان سال 1392

وی سالهای متمادی در عرصه بازیگری و نویسندگی و همچنین کارگردانی تئاتر فعال بوده است و در حوزه تحقیق و پژوهش و مطبوعات نیز فعالیت های شایانی را انجام داده است مدتی سر دبیر مجله نمایش بود و بعد از ان بعنوان مدیر بخش بین الملل اداره کل هنرهای نمایشی منصوب شد. دبیر چندین سمینار پژوهشی تئاتر بوده و در بسیاری از مجامع بین المللی سخنرانی و ارائه نقطه نظرات پژوهشی در حوزه تئاتر داشته است.

نمایش «مرد گل به دهن» نوشته «لوئیجی پیراندللو» را برای کلاس مبانی کارگردانی استاد سعید کشن فلاح با بازی حسن تسعیری و بهزاد خداویسی و آهنگسازی کارن همایونفر، طراحی و کارگردانی کردم و در تالار پرواز اجرای عمومی داشتم. این امر در معمول کارهای کلاسی صورت ویژه داشت زیرا تا کنون سابقه نداشت کار کلاسی ان هم در واحد مبانی کارگردانی با بازیگران حرفه ای اجرای عمومی داشته باشد.

بهزاد خداویسی

متولد 1344 بازیگر سینما ، تئاتر و تلویزیون

وی در این سالها دوره سربازی را در مرکز هنرهای نمایشی نیروی هوایی می گذراند و همین به اضافه علاقه شخصی وی به پیراندللو موجبات همکاری ما را فراهم کرد.

وی در سال 1378 دوره ی پر تلاشی را در سینما گذراند و در اثر مهمی همچون سریال روزگارجوانی بکارگردانی اصغر توسلی و در کنار بازیگرانی چون امین حیائی  نصرا.. رادش و کیهان ملکی حضور داشت در سال 1391 در مجموعه تکیه برباد در کنار فرامرز قریبیان ، افسانهپاکرو و مهدی فخیم زاده مقابل دوربین قرار گرفت خدا ویسی از مجموع 36 اثری که در کارنامه فعالیت خود دارد 19 اثر در تلویزیون و 17 اثر در سینما دارد  وی چندین بار هم در مقام کارگردان اقدام به ساخت فیلم نموده است.

گروهی تقریبا منسجم با پشتیبانی حاج قای سید حسن سید اشرفی که خود نیز دستی در هنر موسیقی بود و یکی از انگشت شمار مسئولان حمایت کننده واقعی از هنر و هنرمند در سازمان عقیدتی سیاسی ارتش محسوب میشود.

سال 1372

آشنایی من با استاد جابر عناصری بخاطر ارتباط فامیلی دوری که با خانواده همسرم داشتند و همشهری و همزبان بودیم موجب شد تا ایشان من و داریوش مختاری را برای انجام پروژه افتتاحیه المپیاد فرهنگی ورزشی دانشجویان به معاونت دانشجویی وزارت علوم معرفی نماید. کار بررسی ایده دکتر عناصری مبنی بر اجرای نمایش میدانی در استادیوم 12 هزار نفری آزادی با موضوع شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی و نگارش طرح اولیه آغاز شد و ما متن اجرایی را با استفاده از حرکات نظامی آماده و ارایه کردیم.

بدین ترتیب نمایش میدانی « هماوران در باد» نوشته داریوش مختاری بر اساس رزم رستم و اشکبوس از کتاب شاهنامه فردوسی و بکارگردانی مشترک من و داریوش مختاری و فرشته سرابندی و طراحی صحنه رامین سلیمانپور و طراحی حرکات نوید فرحمرزی و موسیقی همایون رضا عطاردی و با شیوه اجرایی جدیدی توسط40 بازیگر از دانشجویان دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران و همکاری 80 نفر از دانشجویان دانشگاه علوم انتظامی، در سالن ورزشی 12 هزار نفری آزادی و در حضور رئیس جمهور وقت آیت اله هاشمی رفسنجانی به اجرا در آمد. جذابیت كار وشیرینی تجربه به دست آمده تا اندازه‌ای بود كه برای چند سال تقریبا مرا از كار صحنه دور كرد.

در فاصله پیگیری مراحل اجرایی پروژه تئاتر میدانی فرصتی داشتیم تا نمایش « عطا سردار مقلوب» نوشته و کار علیرضا نادری  نجف ابادی را با بازی سید جواد هاشمی، قدرت اله صالحی، علی اسیوند و خانم خاتمدر هفتمین جشنواره سراسری تئاتر دانشجویی اجرا کنیم.

نمایش «شب توصیف سحر» نوشته سعید کشن فلاح بکارگردانی اصغر شریف زاده در پایگاه یکم مهرآباد باز تولید شد و من مشاور هنری کارگردان در این اجرا بودم.

دی ماه اولین چشنواره سراسری تئاتر در سطح نیروی هوائی ارتش با عنوان « تقابل» برگزار شد و من بدلیل اشتغال به تحصیل در شورای سیاست گزاری جشنواره حضور داشتم

«اولین جشنواره تئاتر نیروی هوایی ارتش (تقابل)»

زمان و مكان برگزاری:19 تا 25 دی ماه 1372 ـ تهران

دبیر جشنواره:حجت الاسلام علی برهانی

اعضاء بررسی متون و بازبینی از اجراها:محسن گلناری ـ حسن تسعیری ـ ناصر فروغ

سالن‌ها :تالار پرواز ـ تالار نیروی انتظامی ـ سالن مركز آموزشهای هوایی

نمایش‌های شركت‌كننده :

نمایشنامه بازی پنهان و نمایشنامه شكار از پایگاه هوائی اصفهان، نمایشنامه پرستوی شكسته بال از مركز آموزشهای هوائی شهید خضرائی تهران، نمایشنامه تا شقایق هست از بسیج رسول اكرم (ص)، نمایشنامه میزان از ناحیه انتظامی فارس، نمایشنامه خون آشام از گروه پدافند هوایی بابلسر، نمایشنامه بیا تا گندم یك خوشه باشیم از پایگاه هوائی تبریز، نمایشنامه افترا و نمایشنامه گلها در مرداب نمی‌رویند از پایگاه هوائی شیراز، نمایشنامه خیر و شر از گروه پدافند هوایی شهر آباد مشهد، نمایشنامه پنجره از پایگاه هوائی همدان، نمایشنامه دل و زندان از نیروی انتظامی تهران، نمایشنامه حضوری دیگر از پایگاه هوائی بندرعباس، نمایشنامه یك تن از هفتاد و دوتن و نمایشنامه دزد مروارید از پایگاه هوائی مشهد مقدس، نمایشنامه تحول از پایگاه هوائی مهرآباد

توضیحات: برگزاری جلسات نقد و بررسی با تكیه بر جنبه‌های آموزشی توسط جناب آقای محمد چرمشیر از دیگر برنامه‌های این جشنواره بود.

گروه نمایشی واله با نمایش « سورنا مادر لوک» به نویسندگی داریوش مختاری و بازی خوب و درخور تحسین و کارگردانی فرشته سرابندی در دوازدهمین جشنواره سراسری تئاتر فجر نیز شرکت داشت.

سومین جشنواره تئاتر فتح در وزارت دفاع با برگزاری اولین جشنواره معراج همزمان بود و من عضویت در شورای بازبینی و داوری جشنواره را کماکان بعهده داشتم.

به فاصله کمی دومین دوره جشنواره معراج در سطح نیروهای مسلح توسط سازمان عقیدتی سیاسی وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح برگزار شد و همچون گذشته من در ستاد برگزاری و هیئت بازخوانی و بازبینی و داوری نمایش ها عضویت داشتم.

دکتر محمو د عزیزی سلدوز

متولد 24 آذر سال 1323 در تهران/ بازیگر/ نویسنده/ کارگردان/ عضو هیئت علمی و استاد تمام دانشکده هنرهای نمایشی و موسیقی، پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهراناست.

محمود عزیزی دکتری تئاتر از فرانسه را دارد. رساله ی دکتری او در 260 صفحه در سال 1980 درباره ی تعزیه و تئاتر اپیک برشت و بوطیقای ارسطویی به راهنمایی آندره واینشتاین بوده است.

دکتر ناصر اقائی

متولد سال 1325 در قم/ بازیگر تئاتر ، تلویزیون و سینما / دارای مدرک دکتری از دانشگاه واریک انگلستان / کارشناس ارشد از دانشگاه تیالتی فلوریدا و کارشناسی هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای دراماتیک است وی بازیگری در سینما را در سال 52 با بازی در فیلم شهر قصه بکارگردانی منوچهر انور آغاز کرد. نگارش کتب مرجع همانند « نمایش نویسی قدم به قدم » و  « مبانی حرکت و بیان » از دیگر فعتلیت هایایشان محسوب میشود.

همایونرضا عطاردی

آهنگ ساز سینما و تلویزیون در آثاری همچون سریال تلویزیونی « 23 گرم » / « آدمخوار » و فیلم سینمایی « لحظه ی ناب » فعالیت داشته است.

سال 1373

اجرای نمایش ایوب پیامبر در بیت رهبری و عنایت ایشان موجب شد تا فیلمنامه آن در قالب سریال توسط آقای فرج اله سلحشور نوشته و بکارگردانی ایشان در استودیو گلستان بصورت تله تئاتر ضبط گردد که من نقش « معتمد» را در آن بازی میکردم. این اولین تجربه من در بازی نقش بلند در فیلم محسوب می شود. و آموخته های بسیاری برایم در بر داشت.

دکتر سعید کشن فلاح

متولد 1335/ فارغ التحصیل کارشناس بازیگری و کارگردانی از دانشکده هنرهای دراماتیک و کارشناس ارشد کارگردانی تئاتر از دانشگاه تربیت مدرس بود و علاوه بر بازی، کارگردانیو نویسندگیهمکرده بود. تدریس در دانشگاههای مختلف كشور ، مدیریت مركز هنرهای نمایشی حوزه هنری از سال 83 تاكنون ریاست دانشگاه هنر، عضوهیات علمی دانشكده سینما وت ئاتر، دبیری جشنواره های بین المللی تئاتر فجر، تئاتر ماه، تئاتر دانشجویی، تئاتر دفاع مقدس، عضویت در شورای سیاستگذاری، هیات بازخوانی، بازبینی و داوری چندین جشنواره تئاتر در كشور، مدیریت تالار مولوی تالیف چندین آثار پژوهشی در حوزه فرهنگ و هنر از جمله فعالیتهایی است كه این چهره ماندگار عرصه فرهنگ و هنر انجام داده بود

استاد حمید سمندریان

متولد نهم اردیبهشت 1310/ شروع فعالیتش در تئاتر، همراه با تحصیل در دوره متوسطه بود. او در کلاس‌های تئاتر و هنرپیشگی استادان حسین خیرخواه، شباویز و نصرت کریمی تحصیل کرد. این کلاسها زیر نظر استاد عبدالحسین نوشین اداره می‌شد. حمید سمندریان همچنین ویلون می‌نواخت و از شاگردان محمود ذوالفنون، برادر بزرگتر زنده یاد جلال ذوالفنون بود وی پس از اتمام دوره دبیرستان به اروپا سفر کرد و در آلمان دوره مهندسی شوفاژ سانترال را در دانشگاه صنعتی برلین گذراند اما بعد از آن به کنسرواتور عالی موسیقی و هنرهای نمایشی هامبورگ وارد شد. بر خورد با تئاتر آن‌قدر برایش جذاب بود که مجالی برای موسیقی نمی‌گذاشت و برای همیشه موسیقی کنار گذاشت. او طی شش سال به صورت آکادمیک تحت آموزش ادوارد مارکس که از استادان برجسته تئاتر بود، اصول و مبانی کارگردانی و بازیگری را آموخت و همزمان در آلمان به صورت حرفه‌ای مشغول به کار شد پس از پایان این دوره به دعوت اداره هنرهای نمایشی دراماتیک اداره کل هنرهای زیبای کشور به ایران باز گشت و به سرعت نمایشنامه دوزخی ادربسته اثر ژان پل سارتر را در تالار نو بنیاد همین اداره به روی صحنه آورد، ضمنا با همکاری دکتر مهدی فروغ به تاسیس هنرستان آزاد هنرهای دراماتیک که وابسته به هنرهای زیبای کل کشور بود پرداخت بعد از آن به دعوت مهندس هوشنگ، دکتر مهدی برکشلی و با همکاری دکتر مهدی نامدار دانشکده تئاتر دانشگاه تهران را بنیان گذاشتند و کار تدریس را بدون وقفه در دانشگاه‌های تهران و کلیه دانشگاه‌های تئاتری ادامه داد. در سال ۱۳۷۳ به تاسیس کلاس‌های آزاد بازیگری و کارگردانی دست زد که هنرجویان بسیار زیادی از آنجا فارغ التحصیل شدند و به عرصه حرفه‌ای هنر وارد شدند. از جمله سعیدپور صمیمی- مریم معترف- سوسن تسلیمی- فریبرز عرب نیا- احمد آقالو- پرویز پورحسینی- امین تارخ- احمد ساعتچیان- محمد رحمانیان- محمد رضاجوزی- محمد یعقوبی- امیر جعفری-  فتحعلی اویسی- فردوس‌کاویانی- مهران مدیری – خسرو سینا- میرطاهر مظلومی- پیام دهکردی- نوید فرید – شهاب حسینی – حامد کمیلی – حامد بهداد – نگار فروزنده- یوسف تیموری- رابعه اسکویی- مجید صالحی- فرزاد حسنی- شهرام عبدلی- قطب الدین صادقی- کیومرث مرادی- علیرضا اشکان- حمید فرخ نژاد- الیکا عبدالرزاقی- حمید میهن دوست- آشا محرابی- حسام نواب صفوی و   . . .

سمندریان در سال‌های پیش از انقلاب، سال ۱۳۴۲ گروه تئاتری منسجمی به ‌نام گروه هنری پاسارگاد تشکیل داد که افراد گروه عبارت بودند از :  پرویز پورحسینی، سعید پورصمیمی، پری صابری، اسماعیل محرابی، جمشید مشایخی، پرویز کاردان، محمد حفاظی، منوچهر فرید، ثریا قاسمی، اسماعیل شنگله، مهدی فخیم‌ زاده و  …

سمندریان از سرآمدان نسلی از کارگردانان نمایش به شمار می‌رفت که با کارگردانان نامدار دیگری چون عباس جوانمرد، علی نصیریان،بهرام بیضایی، رکن‌الدین خسروی، آربی اوانسیان و دیگرانی تئاتر را در ایرانِ دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ به پایگاه جدّی‌تری رسانیدند. او برخی از مهمترین متون نمایشی از نویسندگان شاخص ادبیات نمایشی غرب همانند فردریش دورنمات، برتولت برشت، آنتوان چخوف، اوژن یونسکو، آرتور میلر، ماکس فریش، ژان آنوی، تنسی ویلیامز، ژان پل سارتر و هنریک ایبسن را ترجمه و کارگردانی کرد . از این منظر باید او را یکی از کارگردانان شاخص در تاریخ تئاتر ایران به شمار آورد که سهمی جدی در آشنایی مردم و علاقه مندان تئاتر و نمایش با متون و آثار کلاسیک و برجسته تاریخ تئاتر جهان به وجود آورد. سال ۱۳۸۸ و با همت معاونت اجتماعی شهرداری تهران و با حضور شهردار، تماشاخانه شماره دو خانه هنرمندان ایران در ایرانشهر به نام این چهره نامدار عرصه هنر نامگذاری شد.  وی تجربه‌ای هم در حیطه سینما داشت و فیلم تمام وسوسه‌های زمین را در سالهای اولیه دهه شصت کارگردانی کرد، اما دیگر به سمت سینما نیامد، اگر چه همسرش، هما روستا از جمله بازیگران شاخص تئاتر و سینما بود و برای برخی از فیلم‌ها جایزه سیمرغ بهترین بازیگری زن را هم دریافت کرد.

حمید سمندریان ۸۱ سالگی در گذشت،در حالیکه قرار بود نمایش گالیله اثر برتولت برشت را به روی صحنه ببرد.

در تعطیلات تابستان فرصتی پیش امد تا در نمایش کمدی « عاقبت بخیر» نوشته و کار عباس محبی نقش « دفتری» را بازی کنم که در تالار پرواز اجرای عمومی بسیار موفقی داشت. موضوع نقد بروکراسی اداری بود که پیرمردی کم شنوا بدنبال اثبات زنده بودن خود بود زیرا حقوق بازنشستگی و را بدلیل فوت که بر اثر تشابه اسمی گزارش شده بود قطع کرده بودند. و در نهایت در همان راهروهای ثبت احوال جان به جان افرین تسلیم می کرد.

نمایش میدانی « روزبانان شب» نوشته داریوش مختاری و بکارگردانی من دومین پروژه گروه در مراسم افتتاحیه نخستین المپیاد دانشجویان كشورهای مسلمان بود که در استادیوم 12 هزار نفری آزادی اجرا شد اما متاسفانه بدلایلی داریوش مختاری گروه را ترک کرد و از میانه راه به تنهایی پروژه را به اتمام رساندم. در اجرای این نمایش اکبر شامی بعنوان طراح صحنه و نوید فرحمرزی بعنوان طراح حرکات موزون و همایون رضا عطاردی اهنگساز بودند و داستان نمایش شکل گیری انقلاب اسلامی و روند مبارزات مردمی به رهبری امام خمینی و پیروزی بر رژیم ستم شاهی در قالب قصه ای روان و در فضایی کاملا سنتی اتفاق می افتاد تهیه کننده این نمایش اداره تربیت بدنی وزارت علوم و آموزش عالی بود و با همکاری دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه  علوم انتظامی اجرا گردید.

بنا به وعده­ای که داده بودم به پاس خانه سازمانی در برگزاری مراسم دهه فجر پایگاه یکم شکاری مهر آباد همراه گروه نمایش پایگاه بودم و یاریشان میدادم.

موضوع پایان نامه تئوری را به توجه به انتخاب نمایشنامه چهل دف نوشته ابوالفضل ورمزیار بعنوان پروژه عملی جنبه های نمایشی در زورخانه و سماع خانه پیشنهاد دادم که به تصویب تاجبخش فنائیان بعنوان استاد راهنما قرار گرفت.

سال 1374

وزارت علوم برای سومین بار درخواست اجرای برنامه نمایشی در مراسم افتتاحیه دومین المپیاد ورزشی فرهنگی دانشجویان سرار کشور را نمود و با توجه به مشکلاتی که در گروه بوجود آمده بود داریوش مختاری از گروه فاصله گرفته بود و متاسفانه تصور میکرد ما هرگز قادر به انجام پروژه نخواهیم بود پیشنهاد نگارش متن را به اصغر فرهادی دادم و بنا شد روی داستان زندگی پهلوان محمود (پوریای ولی) کار کنیم علیرغم سنگ اندازی های داریوش مختاری طرح تصویب و اعضای وابسته گروه که بیشتر بازیگران بودند جمع شدند و نمایش « کهنه سوار غریب» بمناسبت مراسم افتتاحیه دومین المپیاد دانشجویان كشور در سالن پیروزی اصفهان با موفقیت تمام اجرا شد.عوامل همکار در اجرای این نمایش عبارت بودند از امیر شریف پور طراح صحنه ، نوید فرحمرزی طراح حرکت ، همایونرضا عطاردی آهنگساز و غلامحسن تسعیری دستیار کارگردان. حجت علیخانی مسئول هماهنگی و مهدی مکاری و علی پاکدست مدیران صحنه بازیگران حاضر در این پروژه عبارت بودند از: محسن گلناری/ اصغر شریف زاده/ محمد حسین ممیززاده/ رامین پرچمی/ کورش طهامی/ سیاوش ستاری/ رضا صمد پور/ فرهاد بشارتی/ عباس غفاری/ علی فرحناک/ شیوا مسعودی / شهرزاد مبرهن و سولماز ایزدی

کهنه سوار روایتی بود اشنا از فتوت و جوانمردی پهلوان محمود خوارزمی. داستان دو پهلوان یکی ایستاده و وارسته و دیگری سر سپرده و خود فروخته. و مادری دل سوخته که اعتقادات عمیق و پر امید او موجب پذیرش شکست در اوج توانایی پوریای ولی میشود و این اقدام او سر مشق شرف و جوانمردی وجود و کرم برای حریف و آیندگان در طول تاریخ میگردد.

پوریای ولی گفت که صیدم به کمند است

از همت داوود نبی بخت بلند است

افتادگی اموز اگر طالب فیضی

هرگز نخورد اب زمینی که بلند است

همزمان با تمرین و اجرای نمایش میدانی حکایت کهنه سوار غریب تحقیقات گسترده­ای بر موضوع « جنبه های نمایشی در زورخانه و سماع خانه»  انجام دادم و نمایش «چهل دف» نوشته ابوالفضل ورمزیار را با یک بازنویسی مجدد بعنوان پروژه تئوری و عملی پایان نامه دوره کارشناسی کارگردانی نمایش. با همراهی دوستان و همکارانم در مرکز هنرهای نمایشی نیروی هوایی آماده نمودم.

مرداد ماه 1374 با اجرای نمایش «درگذرباد» نوشته ابوالفضل ورمزیار با طراحی صحنه امیر رضا زاده و طراحی لباس و حرکت و گریم نوید فرحکرزی و بازیگری آآقایان حسن تسعیری/ اصغر شریف زاده/ هدایت بابائیان/ مجتبی گوهر خانی/ رضا سمیعی/ محسن یگانه  و خودم .

اجرای موسیقی بعهده علی اکبر محسنی (آواز) ، محسن یگانه (ضرب) و ابوافضل ورمزیار (دف) بود و مدیریت صحنه را محمد طاهری آذر و منوچهر بهروج بر عهده داشتند و در تالار مولوی دانشگاه تهران بعنوان پایان‌نامه عملی کارشناس کارگردانی نمایش با راهنمایی استاد تاجبخش فنائیان بروی صحنه رفت.

در گذر بادمتنی است بازنویسی شده از نمایشنامه چهل دفان نوشته ابوالفضل ورمزیار قصه نمایش بخشی از زندگی یک پهلوان است که توسط خود او بازگو می شود.

پهلوان در دوران جوانی واردزورخانه شده عیاری پیشه نموده و رد جایگاه میاندار صاحب ارج و احترام می شود ولی کم کم نیازهای مادی گریبانش را می گیرد و روی به زورگری و معرکه گیریآورده و به دوره گردی می پردازد و بدین ترتیب از معرفت و جوانمردی و روح بزرگ پهلوانی و عیاری دور می شود.. تا روزی که در اوج شهرت و قدرت در خلوت خود دچار کابوسی می شود که او را از خواب غفلت بیدار کرده و با درک و شناخت ژرف تری از انسان در طریق سالکان قرار می دهد و به گذشته خود بر می گرداند که همان انسانی درگیر بامعنویات است.

همانگونه که اشاره شد در گذر باد روایتی از گذشته است و پهلوان تجربه ای ذهنی را که کسب نموده در قالب یک طرح داستانی برای تماشاگران زورخانه بازگو می کند و در طی آن در واقع یک انسان کاملا طبیعی خود زیر ذره بین رفته و تحلیل می شود نمایش از ساختاری بخش بندی  شده بهره می برد به نحوی که هر بخش یک صحنه کامل بوده و اوج نمایش نقطه اوج صحنه پایانی یعنی دیدار و جدال با شیطان محسوب می شود . هر تابلو به یک نکته جداگانه مانند طلب، تردید، عشق و غفلت می پردازد که با یک خط داستانی با هم ارتباط پیدا کرده برای رسیدن به یک هدف که شناخت «خود» و غلبه بر تاریکی های وجود خویش است همسو می شوند در هر بخش با یک تضاد روبرو می شویم که هر دو عامل پیش برنده و بازدارنده یا قهرمان و ضد قهرمان در درون خود شخص هستند و تضاد نمایشی با نقطه نظرها و نتایج حاصل در هر بخش شکل می گیرد.

دکتر تاجبخش فنائیان

متولد 1329/ شمیران/ کارشناسی ارشد کارگردانی تئاتر 1368 ,مقطع دکترای مطالعات عالی هنر/ استادیار دانشگاه تهران، نویسنده، کارگردان تئاتر و تلویزیون

بازی در هفت نمایش حرفه ای/ نگارش هشت نمایش و کارگردانی بیش از 18 نمایش از نویسندگان بزرگ تاتر همچون انتوان چخوف/ روسودی سان سکوندو/ ویلیلم شکسپیر/ باربارا گارسن/و ژیلبر سسبرن در تالارهای مختلف تهران همچنین بازی در سه فیلم سینمایی بکارگردانی محسن مخلباف ( شب آخر62) ، عباس شادروان ( عقود 63) و رسول ملاقلی پور( پرواز در شب63) و کارگردانی 4 نمایش تلویزیونی و یک مجموعه تلویزیونی با عنوان حجربن عدی به اضافه چاپ چندین مقاله در نشریات داخلی و بین المللی و دریافت جایزه هنرمندان انقلاب و دفاع مقدس در سال 79 از فعالیت های استاد است.

بررسی جنبه های نمایشی زورخانه و سماع خانه و اجرای نمایش در گذر باد نتیجه درک، دریافت و فعالیت من در طول چهار سال تحصیل بود. و با این درک و فهم از مقطع کارشناسی تئاتر فارغ التحصیل شدم:

هنر مقوله ای است پیچیده و در عین حال ملموس و شناخته شده که از دیر باز، یعنی ان هنگام که انسان خود و محیطش را شناخت، به عنوان یکی از ارکان زندگی مطرح شد. جای هیچ شکی نیست که هنر از آنجا که رابطه ای ظریف و حساس با عاطقه دارد. روز به روز ابعاد وسیع تری می یابد، تا حدی که بتوان گفت: آنچه که در قرن حاضر به عنوان شاخه های علوم و معارف و فنون و کلا دانسته های ان مطرح است، آمیخته ای است از تجربیات و کاربردهای گوناگون که به خمیر مایه هنر آغشته گردیده و این همه تنوع را باعث شده است. بنابر این بحثی به نام هنر را باید به مقتضای گستردگی و ابعاد همه جانبه آن مطرح کرد و به ارزشش پی برد و در جهت بسط و تکاملش کوشید. بدیهی است که اینگونه نگرش، هنگامی عمق می یابد که از قله رفیع هدفداری به آن نظر افکنیم و چنان پاسداریش کنیم که گرد بیهودگی بر چهره اش ننشیند.

اعتقاد دارم که هدف اگر بر محمل هنر بنشیند، هم به نیکوترین شکل و ماندگار ترین حالت بر جان اهل دل و اهل استدلال رحل اقامت می افکند و هم رهروان این راه چالاکتر به مقصد می رسند. و سر انجام بر این باور می رسم که اگر روح تعهد را از هنر بگیریم آنچه که می ماند دیگر هنر نیست. هنر بی تعهد کالبدی است خوشتراش اما بی جان و بی تحرک. حال با توجه به اینکه هنر نمایش مجموعه ای است از انسان ـ طبیعت و معنویت که نمایانگر و افشاگر در مقابل کائنات است باید کمر همت بر بندیم و آستینهای خدمت بالا زنیم و متکی بر معیارهای ارزشی و فرهنگ غنی خودمان، راهی بس طولانی در نوردیم تا حجاب میان طبیعت و ما، یا به عبارت دیگر میان ما و وجدان را کنار زده و بجای واقعیت ها، حقیقت ها را شاهد باشیم و همان سان که عارفان گفته اند و می گویند برویم تا برسیم که « باید رسید تا دانست» همچنان که مولانا می فرماید:

رو تو زنگار از رخ او پاک کن                 بعد از آن، آن نور را ادراک کن

پیش گفتار رساله مکتوب با موضوع چنبه های نمایشی زورخانه و سماع خانه

از مهر ماه به خدمت باز گشتم و در ستاد نیروی هوایی مشغول انجام وظیفه شدم. اولین مشگلی که برخورد کردم پذیرش من در واحد نمایش بود دوستان و همکاران سالهای گذشته ظاهرا با یک عضو تحصیل کرده مشگل داشتند و پذیرای من نبودند مدتی در معاونت سرگردان بودم و در نهایت در بخش پژوهش هنری که سرهنگ علی اکبر مسئول آن بود و پروژه نگارش فیلمنامه از زندگی خلبان شهید عباس بابایی را در دست داشت. مستقر شدم.

نامه ای جهت بررسی بدستم رسید که موضوع آن ارزشیابی هنرمندان شاغل در نهادها و سازمانهای دولتی بود. جالب اینکه همه مسئولان دستور بایگانی را زیر نامه پاراف کرده بودند اما وقتی من متن نامه را برای حاج آقا سید حسن سید اشرفی که معاون فرهنگی و روابط عمومی وقت اداره ع.س  نهاجا بود تشریح کردم مامور پیگیری آن تا رسیدن به نتیجه نهایی که ارزیابی کلیه هنرمندان ارتش بود شدم. برابر این مصوبه کارکنان دولت که تجربه هنری در یکی از رشته های تعریف شده داشتند و در شغل سازمانی آن رشته نشغول خدمت بودند می توانستند مدارک هنری خود را جهت بررسی و تعیین درجه هنری به دبیرخانه ارزشیابی هنرمندان کشود مستقر در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه نمایند.

مسابقات نمایشنامه نویسی « نون والقلم» توسط محمد طاهری آذر برگزار گردید که عضوهیئت داوران بودم.

همکاری خودم را با دانشگاه صنعتی امیر کبیر بعنوان مربی کلاس فوق برنامه تئاتر آغاز کردم و یکی از شاگردانم در این دانشگاه علیرضا بذر افشان بود پس از مدتی به درخواست اصغر فرهادی که با مشکلات اجاره منزل بدلیل ازدواجش با پریسا بخت آور روبرو شده بود ادامه کلاس را به وی واگذار کردم که موجب آشنائی وی با علیرضا بذرافشان و همکاری در سالهای بعد در زمینه ساخت فیلم و سریال شد.

علیرضا بذر افشان

متولدمرداد1355در تهران/ فیلمنامه نویس و کارگردان سینما و تلویزیون، دانش اموخته دانشگاه صنعتی امیرکبیر که فعالیت سینمایی خود را از سال 81 با فیلم رقص درغبار بکارگردانی اصغر فرهادی آغازکرد. گرگ و میش را در سال 85 نوشت. وی 11 اثر تلویزیونی و یک اثر شبکه خانگی را در کارنامه خود تحت عنوان نویسنده دارد همچنین 7 اثر از نوشته های خود را برای تلویزیون کارگردانی کرده است. درسال 82 تندیس بهترین فیلمنامه را در جشن خانه سینما و جایزه بهترین فیلمنامه را در چهل و هشتمین جشنواره فیلم اسیا پاسفیک برای رقص در غبار و چندین جایزه در جشنواره های تلویزیونی گرفته است.

برگزاری کلاس اموزش تئاتر در دانشگاه شهید ستاری نیروی هوایی در سال 74 منجر به باز تولید نمایش در گذر باد اجرای عمومی در دانشگاه و حضور در جشنواره تئاتر دانشجوئی شد .

کورش تهامی

متولد 1351 در محله پامنار تهران / فارغ التحصیل دیپلم گرافیک و لیسانس بازیگری از دانشگاه آزاد اسلامی و بازیگر سینما و تلویزیون و تئاتر است و در حوزه خوانندگی و نوازندگی دف نیز فعال است در بیش از 23 اثر سینمایی بازی کرده و نامزد دریافت سیمرغ بهترین بازیگر نقش مکمل در فیلم به رنگ ارغوان ( ابراهیم حاتمی کیا 1394) بوده و دیپلم لفتخار بهترین بازیگر نقش اول مرد را در فیلم رگ خواب ( حمید نعمت اله 1394 ) دریافت نموده است تهامی در 25 اثر درخشان تلویزیونی نیز حضور داشته است. بازی در چهار فیلم کوتاه و چهار مجموعه نمایش خانگی از دیگر فعالیت های او محسوب میشود.

حالا دیگر بازی های کودکانه، و تجربیات عملی چندین ساله وآموخته هایم از مربیان دلسوزی همچون سهراب سلیمی و رسول نحفیان در حوزه تئاتر به همت اساتید دانشگاه از جمله دکتر سعید کشن قلاح، دکتر تاجبخش فنائیان، دکتر ناصر آقائی و استاد حمید سمندریان به علم نیز آراسته شده بود و جایگاه جدیدی در خانواده تئاتر حرفه ای کشور پیدا کرده بودم. حال بعنوان کارشناس با تجربه کارگردانی تئاتر احساس مسئولیت بیشتری داشتم و در فکر برنامه ریزی بهتر برای آینده بودم.

برای سومین بار فرزندان و نسل پس از خود را به دینداری، راست گفتاری، راست كرداری و راست اندیشی توصیه می‌كنم، باشد كه از این راه آیندگان از زندگی بهتر و شایسته‌تری بهره‌مند گردند. من شایسته‌ترین‌ را در هنر یافتم و و بهترین‌‌ها را در نمایش، كه هرچه دارم از تئاتر دارم و هرچه آموختم از تئاتر آموختم.