سال 1399

ـ نوروز بدی است اصلا نمی شود گفت صد سال به این سالها چراکه بیماری منحوس کرونا شرایط بسیار بدی را رقم زده، دید و بازدید عیدانه، رفت و امد خانوادگی، سفرهای نوروزی، حتی تالارهای نمایش و سینما ها، همه و همه بخاطر شیوع بیماری تعطیل شده است. تنها سرگرمی باقی مانده مفایسه امار روزانه مبتلایان، در گذشتگان و بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه بیمارستانهاست.

روز چهاردهم فروردین همکلاسی دانشگاه ، دوست و بازیگر محجوب تئاتر قدرت اله صالحی بر اثر کرونا به دیار باقی شتافت.

ـ قادر آشنا مدیر کل جدید اداره کل هنرهای نمایشی رئوس برنامه های خود را در حوزه تئاتر اعلام کرد.

1ـ پرداخت تعهدات به هنرمندان در کوتاه‌ترین زمان ممکن با مساعدت وزیر محترم فرهنگ ‌و ارشاد اسلامی و معاونین محترم امور هنری و توسعه مدیریت و منابع وزارت فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی.

2ـ تشریح شرایط هنرمندان تئاتر به عنوان یکی از مشاغل زیان ‌دیده در وضعیت فعلی و پیگیری مصوبات دولت و دستورات وزیر محترم مبنی بر حمایت از این گونه مشاغل در ۲ ماه اخیر.

3ـ بهره‌گیری از مشورت تشکل‌های صنفی برای عبور از شرایط فعلی.

4ـ همکاری با سازمان‌ها، نهادها، انجمن‌ها و تشکل‌های فعال حوزه تئاتر با هدف هم‌ افزایی ظرفیت‌های مادی و معنوی.

5ـ تعامل پویا با اهالی رسانه.

6ـ همکاری بیش از پیش با ادارات‌کل فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی در جهت کاستن مشکلات موجود در حوزه تئاتر استان‌ها.

7ـ توجه جدی به تثبیت جایگاه و نقش انجمن هنرهای نمایشی استان‌ها در گسترش تئاتر.

8ـ شفاف‌سازی فرآیندها و فعالیت‌ها براساس سیاست‌های ابلاغی وزارت فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی.

9ـ اهتمام در بهبود فرآیندها و تسریع انجام خدمات به‌ ویژه در زمینه صدور پروانه اجرای نمایش با محوریت دولت الکترونیک.

10ـ بهبود و ارتقای مشارکت با موسسات غیر دولتی در راستای بهره‌ گیری از ظرفیت‌ های بخش خصوصی.

11ـ بازنگری در فرآیند برگزاری جشنواره‌ها متناسب با شرایط فعلی، انتخاب دبیران در بازه زمانی مناسب، مطالعه برای چابک‌ سازی و مدیریت منابع در این حوزه.

ـ روز جهانی هنر دیداری با اقای حمید نیلی مدیر عامل انجمن هنرهای نمایشی ایران داشتم که پیشنهاد تهیه بولتن تحلیلی هنر را برای یک نهاد اطلاعاتی که تصور میکنم اطلاعات سپاه باشد را به من داد. نپذیرفتم زیرا همواره از اینگونه فعالیت ها متنفر بوده و هستم و خواهم بود. چرا که اعتقاد دارم اگر هنرمند را بتوانیم جذب ارزشهای اجتماعی، سیاسی، اعتقادی و فرهنگی بکنیم دیگر نیازی به مچ گیری و نظارت نداریم و با خیال راحت می توانیم فضایی را ایجاد کنیم که هنرمند بتواند دغدغه های خود را در زمینه های مختلف دینی، فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی بیان کند چون با شناخت ارزش ها دیگر نگاه منفی با جامعه و انقلاب نخواهد داشت و قطعا آثار او بیانگر نگرانی های معقول خواهد بود.

ـ در جلسه موسسه هنرمندان پیشکسوت شرکت کردم. تودیع سید عباس عظیمی و معرفی اقای طباطبائی بعنوان مدیر عامل جدید که در صحبتهای کوتاهی که کرد معلوم بود اینکاره نیست و زیاد در اینجا دوام نخواهد اورد.

ـ فرشید احمدزاده از انجمن تئاتر مقاومت تماس گرفت و گفت به اصرار اقای نیلی بناست در شورای بازخوانی و بازبینی انجمن عضویت داشته باشم و سه عنوان نمایشنامه نیز برایم ارسال کرد به اضافه فرم های مربوطه. نحوه دعوت به همکاری و تاکید بر اصرار اقای نیلی فکر مرا مشغول کرد انقدر که بر خلاف عادت همیشگی که بلافاصله متون را مطالعه میکردم چند روزی دست به آنها نزدم تا در چالشی درونی خودم را قانع کردم که نباید منفی بود و مثبت فکر کرد شاید منظوری در این حرف ها نبوده لذا نمایشنامه « ژنرال» نوشته خیرالله تقیانی پور را مطالعه کردم در تکمیل فرم متوجه شدم ناقص است و کمبودهایی دارد به احمدزاده پیام دادم که فرم ها ناقص است و ایا جلسه ای برای ارزیابی متون در شورا خواهیم داشت یا نه ؟

فایل صوتی جناب احمدزاده دوباره رشته افکار مرا بهم ریخت گفته بود: خیر جلسه ای نخواهیم داشت شما لطف کنید نظر خود را در همان فرم هر چند ناقص بدهید ما نظر دیگر اعضا را نیز می گیریم و تصمیم نهایی با من است. لذا همکاری با شورای بازخوانی متون و بازبینی نمایش انجمن تئاتر مقاومت و دفاع مقدس عذرخواهی نمودم. و اقای نیلی هم با تمام اصرارش هیچگونه تماس یا پیگیری نکرد.

ـ در مراسم معارفه اقای عظیمی بعنوان مدیر عامل مجموعه فرهنگی و هنری انقلاب اسلامی و برج آزادی شرکت کردم.

ـ حسین پرستار تحت تاثیر مراسم برج آزادی طی تماسی تلفنی از تصمیم خود مبنی بر شروع تمرین نمایش در برج ازادی خبر داد اما در شرایط فعلی کرونایی به نظر نمی رسد عملی باشد.

ـ خبر بد حالی پدر را دادند تا پایان خرداد را اردبیل بودم و پدر را پس از انجام معاینات پزشکی سیستم گوارشی و قلب و عروق و بهبودی نسبی با خود به تهران آوردم.

استاد محمد علی کشاورز نیز به جمع دوستان متوفای خود پیوست  د

محمدعلی کشاورز متولد26 فروردین 1309در شهر اصفهان محله سیچان(سیچون) میباشد. خاندان وی اصالتاً از ارامنۀ گرجستان بوده که در زمان شاه عباس به ایران آمده و مسلمان شده اند. وی فارغ التحصیل هنرستان هنرپیشگی تهران و دانشکده هنرهای دراماتیک است. او فعالیت هنری اش را از سال 1339 با حضور در نمایش « ویولن ساز کره مونا » آغاز کرد او یک دختر به نام نلی دارد که در بلژیک زندگی میکند. و مدرس نقاشی است. در سال 1347 به تلویزیون رفت و کارگردانی هنری قسمت هایی از سریال خانه قمر خانم را به عهده گرفت. کشاورز در سریال های تلویزیونی زیادی همچون دایی جان ناپلئون آتش بدون دود، هزاردستان، سربداران، سلطان و شبان، پدرسالار و . . . ایفای نقش کرد. او برای نخستین بار در سال 1343 با فیلم شب قوزی ساخته فرخ غفاری بازیگری سینما را نیز تجربه کرد.

ـ چه جشن تولد شاد و مفصلی بود در حضور پدر و سوال بر انگیز و عجیب ؟!!!!!!

ـ اقای مسلم خردمند از تئاتری های شهرستان چالوس و رئیس انجمن هنرهای نمایشی غرب مازندران طی تماسی از من خواست تا در نمایشی برایش نقش افرینی کنم. ملاقاتی هم با وی داشتم و شرایط کار در انجا را بررسی و اطلاعاتی در مورد افراد و اشخاص مسئول و هنرمند شهرستان کسب کردم.

ـ میر دولت موسوی ـ کارگردان هویت پنهان که در سال 85 در آن مجموعه بازی داشتم ـ از اردبیل تماس گرفت و پیشنهاد همکاری در مجموعه جدیدی تحت عنوان میهمان موقت را داد بنا شد کل فیلمنامه را برایم بفرستد. فیلمنامه 681 صفحه ای میهمان موقت را مطالعه کردم و ساعت 10 شب با میردولت موسوی به تحلیل و بررسی موارد متعددی پرداختیم که جلسه بسیار پر باری بود. در نهایت به انتخاب خودم بنا شد نقش استاد صالح را در مجموعه بیست و شش قسمتی میهمان موقت بازی کنم.

ـ بطور ناگهانی اولین سکانس مجموعه از ارسال چندین جهیزیه در مسجد محله ابراهیم آباد اردبیل کلید خورد و من به همراه محمد مسلمی تنها بازیگران این سکانس بودیم.

ـ اقای محمود فرهنگ طی تماس تلفنی به عضویت در شورای انتخاب اثار جشنواره صاحبدلان دعوت کرد. متون و فیلمهای ارسالی صاحبدلان بدستم رسید. همه فیلمها را دیدم. جلسه جمع بندی انتخاب اثار دهمین دوره صاحبدلان با حضور دکتر یدا.. وفاداری ، دکتر احمد جولائی و کریم اکبری مبارکه و مسلم قاسمی در دفتر کانون تئاتر دینی و اقای فرهنگ برگزار شد.

 

ـ نمایش های شبیه سردار و فقط بخاطر تو نوشته و کار مرتضی وکیلیان را در محوطه مقابل تئاتر شهر بازبینی کردیم.

ـ در مراسم رونمادی از کتاب چهارراه خندق نوشته محمود فرهنگ در تالار رودکی شرکت کردم و دیداری با مدیران در راس تئاتر و سید عباس عظیمی داشتم و پیرامون استقرار گروه تئاتر پیشکسوتان در برج ازادی توافقاتی انجام دادیم. البت بعد از دفع کرونا.

ـ اقای مسلم خردمند از چالوس تماس گرفت و برای بازی در نمایش تنهایی تو نوشته و کار خودش به منظور شرکت در جشنواره استان مازندران دعوت کرد.

ـ پژمان کاشفی تماسی داشت و برای بازی در نمایش سیا ریحون نوشته حمید ابراهیمی بکارگردانی خودش دعوت کرد.

هفدهم استاد بزرگ اواز ایران محمد رضا شجریان دار فانی را وداع گفت.

بیست دوم مهر استاد اکبر عالمی از دنیا رفت

پدر را بردم دکتر پس از معاینه از دکتر خواستم برایش اسکن شکمی بنویسد اما دکتر جوابی داد که چهارستون بدن مرا لرزاند. گفت: لازم نیست اذیتش نکنید.

چه روزهای سیاهی رقم می خورد؟ چه در انتظار ماست؟

گفته دکتر مرا غرق در خود کرده است یعنی چه خواهد شد؟ روحیه خوبی ندارم پدر نیز حال مساعدی ندارد روز به روز تحلیل می رود. به روزهای گذشته فکر میکنم درخت پربار گیلاس، تولد مفصلی که با حضور پدر گرمتر شد، محبت هایی که در سالگرد مادر داشت و انگار فرصت را مغتنم شمرده بود که سنگ تمام بگذارد و حال که من در شرایطی خاص امده بودم تا در کنارش باشم و اصلا به  برگشتن فکر نمیکردم.

حالت تهوع و سر گیجه و زمین خوردن پدر بیشتر شده است چشمانش مرا بیاد روزهای پایانی مادرم می اندازد معلوم است شرایط خوبی ندارد تصمیم گرفتم به بچه ها خبر بدهم که اگر می خواهند پدر بزرگشان را برای اخرین بار ببینند بهتر است هرچه زودتر بیایند اما از طریق ستاد بحران کرونا تردد بین شهری ممنوع شد. تنها بودم اما هوشیار، کل هواسم به پدر بود نگاه های مرموز و حرکات و سکنات معنی دار و از همه سنگین تر سکوت های طولانی لذا چندین صحنه شکار کردم. در چه حالی است و به چه موضوعی می اندیشد نمی دانم.!!!!!حال غریبی است بی قرار است و امور مختلف را سفارش می کند.

جمعه 25 مهر 1399 مصادف با 28 ماه صفر سال 1442 روز رحلت حضرت رسول اکرم (ص) و شهادت حضرت امام حسن مجتبی (ع) پدر دیشب را به بدی گذراند چندین بار تا صبح ما را صدا کرد به سختی قدم بر می دارد هر لحظه اهتمال زمین خوردن دارد. در هوای خنک و پائیزی اردبیل احساس گرما دارد فقط لباس زیر بتن دارد اما باز گرمش می شود با باد بزن دستی خنکش می کنم. بی قرار است انتظار اتفاق بزرگی را دارد غروب می شود زنگ می زنم اورژانس دکتر پس از معاینات فقط توصیه به تقویت می کند نوار قلب، فشار خون همه طبیعی است. اما پدر خوب نیست بی قرار است دائم وضعیت عوض می کند گاه می نشیند گاه می خوابد کنارش می نشینم تا به من تکیه کند تا کنون من بودم که به او تکیه داشتم اما طولی نمی کشد که ناگهان بی رمق بر بستر می افتد بلافاصله به اورژانس زنگ می زنم هنوز گروه اعزامی به مرکز نرسیده اند چون شرایط پدر را بازگو می کنم از من می خواهند که تا رسیدن گروه امداد ماساژ قلبی بدهم اینکار را می کنم طولی نمی کشد که خودرو اورژانس بر می گردد . اما تلاش بیست و چند دقیقه ای گروه بجائی نمی رسد.

 پدر راس ساعت 30/20 مرا برای همیشه تنها میگذارد.

هشتم ابان خبر درگذشت دوست و هنرمند با اخلاق کریم اکبری مبارکه داغ تازه ای بر دلم زد.

وی متولد 16 خرداد 1332 در تهران بازیگر و کارگردان ایرانی سینما و تئاتر بود.فارغ التحصیل لیسانس رشته بازیگری و کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران است بجز بازی ، کارگردان و مدرس تئاتر می باشد.او متولد محله اتابک در جنوب شهر تهران بود و مشهورترین نقش وی در سینما نقش سرکرده در فیلم مرگ یزدگرد و در تلویزیون نقش ابن ملجم مرادی در امام علی (مجموعه تلویزیونی) بوده است.

ـ بخش خانه استاد صالح را در منزل پدرم فیلمبرداری کردند قطعا به یادگار خواهد ماند و خاطره انگیز خواهد شد.

استاد پرویز پور حسینی بازیگر مطرح سینما تئاتر و تلویزیون ایران بامداد جمعه 7 آذر بر اثر ابتلا به بیماری کرونا و در سن 79 سالگی چشم از جهان فرو بست

پورحسینی متولد شهریور 1320 بود وی دانش اموخته بازیگری دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران بود که در عرصه تئاتر در اثار کارگردانان مطرحی همچون پیتر بروک، اربی اوانسیان، حمید سمندریان، بهرام بیضایی و علی رفیعی به ایفای نقش پرداخت. وی همچنین در عرصه تصویر نیز در فیلم هایی چون کمال الملک علی حاتمی/ کشتی انجلیکا محمد بزرگ نیا/ باشو غریبه کوچک بهرام بیضایی/ روز فرشته بهروز افخمی/ قاتل اهلی مسعود کیمیایی/ شب حادثه سیروس الوند/ و طلسم داریوش فرهنگ به ایفای نقش پرداخته است پورحسینی در حوزه تلویزیون نیز در مجموعه های مختلفی از جمله مختار نامه داود میر باقری/ بی گناها احمد امینی/ سرزمین کهن کمال تبریزی/ میکائیل سیروس مقدم حضور داشته است کرونا از میان اهل سینما چهره های مهمی را برده است خسرو سینائی/ اکبر عالمی/ کامبوزیا پرتوی/ چنگیزجلیلوند/ و حالا پرویز پور حسینی

ـ سکانس پایانی استاد صالح در مجموعه بیست و شش قسمتی میهمان موقت مقابل دادگستری اردبیل ضبط شد. و مراسم خداحافظی با هنرمندان دست اندرکار پروژه میهمان موقت بکارگردانی میردولت موسوی و تهیه کنندگی محمد رضا محمدی با سخنان کوتاه من در همان محل برگزار شد.

ـ ایکاش می شد تئاتر کار کرد چه برنامه هایی برای پنجاهمین سالگرد فعالیت در عرصه تئاتر داشتم در نظر داشتم نمایش «اندلس تیغ برهنه » نوشته ابوالفضل ورمزیار را به صحنه ببرم و در روز سوم بهمن از همه مربیان، اساتید و دوستان و همکارانی که در طول این سالها افتخار شاگردی و همراهی انها را داشتم دعوت کنم تا دیداری تازه شود و ایام و اتفاقات مرور گردد اما این ویروس کرونا که حتما حکمتی در شیوع دارد مانع شد و تصمیم گرفتم در صفحه انستاگرام فعالیتهای پنجاه ساله را مرور کنم.

ـ اقای ملکی از دبیرخانه جشنواره تئاتر فجر تماس گرفت و خواستار اطلاعاتی پیرامون تئاتر دفاع مقدس در ارتش بود فصل هایی از پایان نامه کارشناسی ارشد با موضوع تئاتر در ارتش از سال 1300 را برایش فرستادم. بعد از مطالعه مطالب ارسال شده خواستار این شد که مصاحبه تصویری با من داشته باشد قبول کردم مشروط به اینکه در منزل باشد زیرا بدلیل محدودیت های کرونا از رفتن به دبیرخانه معذورم.

پانزدهم اقای باقری نامی دانشجوی کارشناسی ارشد تئاتر با دوربین و امکانات امد و نشست مفصلی داشتیم فضای اتاق زیر زمین و محل کارم تاثیر خوبی بر ایشان داشت اخرین کلام وی برایم هم ارزشمند بود و هم تفکر بر انگیز گفت:

حال که فکر می کنم نگران اینده خودم می شوم شما با این همه فعالیت و سوابق درخشان هنری در عرصه تئاتر اکنون در خانه نشسته اید. وکس بفکر استفاده از این همه تجربه در حوزه های مختلف مدیریتی، بازیگری، کارگردانی بویژه خلق اثار بزرگ میدانی شما نیست ما به کجا خواهیم رسید و عاقبت کار ما چه خواهد بود؟

صحبت وی از یک جهت بار مثبت و خوشنود کننده ای داشت که زندگی هنری مرا ارزشمند ارزیابی می کرد اما از این نظر که چرا الان خانه نشین شده ام مرا به فکر فرو برد. راستی عیب از کجاست ؟ شاید بعدها جوابی بیابم. . .

البته در جواب ایشان این نکته را متذکر شدم که مهم نیست که الان من خانه نشین هستم مهم این است که وجدانی آرام دارم که هرچه در تئاتر انجام دادم چه در بازیگری، چه کارگردانی و چه در حوزه مدیریت هنری همان بود که اعتقاد داشتم و مدیون هیچ کس بجز اساتید و مربیانم که این هنر را به من اموختند نیستم. همواره تلاش کردم بخوبی درس پس بدهم.

ـ اقای فرهنگ خواستار سوابق تئاتر خیابانی و میدانی من جهت درج در دایره المعارف تئاتر خیابانی شد. دو روزی طول کشید تا جمع اوری کنم و برایش ارسال کردم در پیامکی چنین ارزیابی کرد:

اقا ماشاا.. این اقایون باید در برابر شما لنگ بیاندازند . . . . . . که باید سینه خیز برود تا شما نگفتید از جا بلند نشود.

خب خدا را شکر که اقای محمود فرهنگ بعد از قریب 45 سال دوستی چنین اظهار نظری می کند. شاید امتحان می شوم که تا چه اندازه ظرفیت و گنجایش تعریف و تعارف را دارم.

ـ به دعوت شاهد مجتهد زاده بازدیدی از مراحل تدوین پروژه عروسکی او داشتم و جلسه خوبی هم با معاون صدا در مرکز صدا و سیمای استان اردبیل (سبلان) داشتم. و خواستار ان شدند که در نوبت بعدی که در اردبیل هستم در برنامه رادیوئی ستاره های هنری استان اردبیل حضور یابم.

ـ به دعوت میر دولت موسوی بازدید از مراحل تدوین پروژه میهمان موقت داشتم قسمتهایی از مجموعه را بازبینی کردیم کیفیت خوبی دارد اما در گریم ضعف های بسیاری وجود دارد.

ـ مراسم اعلام نتایج بخش مسابقه نمایشنامه نویسی صاجبدلان و تجلیل از مرحوم کریم اکبری مبارکه در سالن مشاهیر تئاتر شهر برگزار شد.

سوم بهمن پنجاهمین سالگرد آغاز فعالیت هنری من در تئاتر و اولین حضور من در صحنه با بازی نقش نگهبان دربار شاه محمود غزنوی در نمایشنامه فردوسی نوشته و کار ابوالقاسم معارفی که در دبیرستان اتابیکی در سال 1349 بروی صحنه رفت.

نیم قرن است که تلاش میکنم یاد بگیرم چگونه باید زندگی کرد چگونه باید دوست داشت و چگونه در خفظ داشته ها کوشید. حال که به پشت سر نگاه میکنم گاهی قلبم آرام میگیرد و گاه حسرت میخورم که ایکاش زمان بیشتری داشتم شبانه روز محدود به بیست و چهار ساعت نبود و من بیش از عمری که سپری کردم در فضای تئاتر نفس میکشیدم. جا دارد یکبار دیگر از مربیان و اساتیدی که دست مرا گرفتند و در این راه عاشقانه راهنما بودند تشکر و قدردانی کنم. و دست تک تک آنها را ببوسم.این اتفاق موجب شد تا در شرایط کرونایی موجود در جامعه مروری فهرست وار داشته باشم بر انچه در تئاتر بر من گذشت.

ـ به همراه دکتر یدا.. وفاداری، دکتراحمد جولائی و محمود فرهنگ از اجرای نمایش برقع نوشته و کار وحید پیماندار با بازی شهاب راحله در عمارت هنری دیدن کردیم. که از جمله اثار منتخب شرکت کننده در دهمین جشنواره صاحبدلان بود.

ـ نشستی با حسن ملکی اقا باقر در مورد طرح فیلمنامه ای که در دست نگارش دارد داشتم و پیشنهاداتی در رابطه با تغییر ساختار قصه دادم که بسیار پسندید. و بنا شد پس از نگارش فیلمنامه را برایم بفرستد.

ـ دوازدهم خبر در گذشت علی اصغر خالقی یکی از همکاران واحد تئاتر در نیروی زمینی ارتش منتشر شد.

ـ پانزدهم بهمن مصادف با روز در گذشت علی انصاریان

ـ هفدهم بهمن محمد اسدی به دلیل ایست قلبی در گذشت

ـ مطالعه نمایش ترنا نوشته سامان ناصری بکارگردانی پژمان کاشفی و ارائه طرح پیشنهادی برای اجرا و بازنویسی متن

بیستم بهمن ماه حمید صفایی بدلیل سکته قلبی در گذشت

ـ بیست و ششم در اولین جلسه تمرین نمایش ترنا بکارگردانی پژمان کاشفی شرکت کردم.

ـ  بیست و هشتم پسر عمو اصغر شکیبا بدلیل ایست قلبی در گذشت

ـ جمعه اول اسفند بازنویسی نمایش ترنا را شروع کردم.

ـ هفتم مصادف با روز پدر، محمد رضا الوند در گذشت

ـ مراسم اختتامیه اولین جشنواره سنگر نیروهای مسلح برگزار شد و از چهار نفر پیشکسوت هنرمند در سطح نیروهای مسلح در تالار مهر حوزه هنری تجلیل بعمل آمد مجید اشتیاقی از وزارت دفاع، مصطفی وکیلیان از نیروی انتظامی، سلیمانی فارسیانی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و من از ارتش جمهوری اسلامی ایران.

دردا که در این بادیه بسیار دویدیم                            در خود رسیدیم و به جائـی نرسیدیم

کردیـم همه کار ولی هیچ  نکردیم                            دیدیـم همه چیز ولی هیـچ  ندیدیم

ـ در مراسم رو نمایی از کتاب تئاتر خیابانی جهان و نمایش خیابانی در ایران نوشته محمود فرهنگ که در تالار رودکی برگزار شد حضور داشتم.

ـ در خلوت این روزها به این می اندیشم که:

گاهی وقتا لازمه زمین بخوری تا ببینی کیا پشتتن/ کیا باعث رشدتن . . .  کیا مانع/ کیا میرن . . . کیا همه جوره می مونن/ گاهی لازمه جوری زمین بخوری که زخمی شی . . . زخمهات رو بازبگذاری تا ببینی . . . کیا نمک می پاشن . . کیا مرحم میزارن . . کیا با تو همدردن . . و کیا خود دردن. . . هیچوقت تا زخمی نشی . . . نمیتونی بفهمی کی چه رفتاری میکنه. . دست یه کسایی نمک می بینی که روشون قسم می خوردی و یه کسایی مرحم میگذارن که اصلا یادشون نمیکردی زمین که می خوری می بینی . . . کیاخودی ان . . . کیا نخودی ان ـ و ـ کیا هم بیخودی! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! ! !

روز نگار نیم قرن هنرجوئی در تئاتر

نیم قرن است که تلاش میکنم یاد بگیرم چگونه باید زندگی کرد چگونه باید دوست داشت و چگونه در حفظ داشته ها کوشید

حال که به پشت سر نگاه میکنم گاهی قلبم ارام میگیرد و گاه حسرت میخورم که ایکاش زمان بیشتری داشتم شبانه روز محدود به بیست و چهار ساعت نبود و من بیش از عمری که سپری کردم در فضای تئاتر نفس میکشیدم

جا دارد از مربیان و اساتیدی که دست مرا گرفتند و در این راه عاشقانه راهنما بودند تشکر و قدردانی کنم و دست تک تک انها را ببوسم

ابوالقاسم معارفی/ ابوالقاسم عشایری/ سهراب سلیمی/ رسول نجفیان/ رشید بهنام/ نظافتدوست/ مجید زارعکار/ پرفسور فرهاد ناظر زاده کرمانی/ سعید کشن فلاح/ تاجبخش فنائیان/ قاسم کاخی/ ناصر اقائی/ کیهان مرتضوی / حمید سمندریان/ جابر عناصری و همه هنرمندان تئاتر که در این پنجاه سال کنار من بودند بویژه هنرمندان تئاتر ارتش و نیروی هوایی جمهوری اسلامی ایران که عامل مهم در کسب تجربه های هنری من بودند